حرف ایران با ما در آستانهی سال نو ۱۴۰۵ چیست؟ او هماینک در میان انبوه بحرانها، از ما چه توقعی دارد؟ به پشت سرش که نگاه میکند، صف دیکتاتورها را برای بهانحصار درآوردنش میبیند و صف قیامها و انقلابهای مجروح و خیانتشده را برای رهاییاش.
ایران هماینک بیش از همیشه از دردها و زخمهایش با ما سخن میگوید. او همهی دادههایش را بر کف نهاده و به مشتاقان آزادی و استقلال و پیشرفتاش میدهد تا از انبوه دادهها، راه نجات و خلاصیاش از استبدادهای موروثی شاهی و شیخی را بهکار بندند. این حرف، این راه و این مسیر چیست؟
نقدترین داده هماینک وضعیت جنگیست که ایران و منطقه را در خود فرو برده است. جنگی که هرچه از روزها و رخدادهایش میگذرد، بیشتر گواهی میدهد که این جنگ هم که محصول سالیان مماشات با ملایان بوده، راه نجات ایران از دیکتاتوری و وابستگی ــ یعنی زخم و درد دیرینهاش ــ نیست. جنگ هماره بر قوانین استیلاجوی طرفین استوار بوده و تا وقتی که نیروی اجتماعی و تحولخواه دموکراتیک را مجال حضور و فعالیت نمیدهد، فقط ضرر نصیب مردم و مطالباتشان از دیکتاتوری مسلط میکند. از اینرو این جنگ دارد مدام اثبات میکند که راه حل در اراده و عزم مردم ایران برای نجات خود و کشورشان از هرگونه دیکتاتوری و جنگ خارجی است.
تردیدی نیست که ایران، آیندهی روشن خود را در پس دودها و غبارهای این جنگ نمیبیند. ایران بیش از همیشه به اصل اساسیِ «کس نخاردٍ» فرزندان خود چشم دوخته است.
اگر تمام دادههای ایران از تاریخ اخیرش را مفروض گرفته و فقط به همین دادهی جنگ اکتفا کنیم، این نتیجه حاصل میشود که حرف ایران با ما باید به تشکیل جبههیی فراگیر از نافیان هرگونه دیکتاتوری بینجامد. جبههیی که بتواند خواستهی اکثریت مردم ایران را برای پایان دادن به حاکمیت ولایت فقیه موروثی، متبلور کند.
کانون نقد و دم دست برای تبلور و گسترش این جبهه را هماینک در «اعلام دولت موقت» از جانب شورای ملی مقاومت ایران شاهدیم و داریم. حمایت حداکثریِ بینالمللی از آن بعلاوهی حمایت دهها برندهی جایزهی نوبل در این شرایط جنگی، نشان از اهمیت و اصالت این برنامه بهعنوان راه نجات ایران دارد؛ برنامهیی برای پایان دادن یک دور تاریک ۴۷ ساله و عبور ایران از یک دورهی موقت شش ماهه تا ایفای مادیِ رأی و نظر مردم برای تشکیل دولت دلخواهشان.
نتیجهگیری
هر تحلیلی که از جنگ جاری بنا بر منافع طرفین صورت گیرد و هر برآورد و تفسیری که تحلیلگران و کارشناسان ایرانی و غیر ایرانی با اتکا بر دادههای جنگ ارائه نمایند، درنهایت باید توجه و تمرکز داشت که دادهی خود ایران بنا بر اشارههایی که در شروع یادداشت شد، چیست. باید رایت منافع ملی ایران را برافراشت و در سایهی آن گوش بهزنگ بود که از فرزندان خود که حاضر به پرداخت بهای نجات و رهاییاش هستند، چه طلب میکند. دادههای یک تاریخ ۱۲۰ ساله، خاصه ۴۷ سال اخیر و نیز اخص همین روزهای جنگ، طنین دارد که جبههی گستردهی «نه شاه، نه شیخ» میتواند عجالتاً ایران را از این وضعیت عبور بدهد و به آستانهی تحقق حاکمیت مردم برساند.