اینکه تاریخ تکرار میشود یا نه، بحثیست که گاهگاهی در موضوعات سیاسی، اجتماعی و تاریخی، میآید، میرود و هنوز هم هست و ادامه خواهد داشت؛ ولی آنچه عطف به این موضوع، هماینک در صحنهی سیاسی ایران رخ داده و نمونهای درست ۵۰سال پیش داشته، دیگر تردیدبردار نیست.
حاکمیت آخوندی در سحرگاه ۳۱فروردین ۱۴۰۵، ۲مجاهد والاقدر بهنامهای حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را بهشهادت رساند و در دستگاه تبلیغاتیِ هماره پلید و دجالصفت خود، از قول قضاییهی نظام، به آنان بهتان «جاسوسی در جنگ ۱۲روزه»! نسبت داد. همین قضاییه، سال گذشته دستگیری وحید و محمد را اردیبهشت ۱۴۰۴ و اتهام آنها را استفاده از پرتابه علیه پایگاههای نظام اعلام کرده بود.
درست ۵۰سال پیش، جلادان سلف آخوندها در هیأت نظام سلطنتی، ۹مجاهد و فدایی را از سلولها ربوده، تیرباران کردند و در دستگاه تبلیغاتی پلید دیکتاتوری، اتهام دروغین «فرار» به آنان نسبت دادند!
تداوم اعدام مجاهدان و شورشگران و مبارزان در حین جنگ توسط نظام ملایان، گویای بحران اصلی رژیم در داخل ایران و در مواجهه با جوانان سازمانیافته است؛ جوانانی که از تمام فریبهای سالیان حاکمیت آخوندی با دستگاه حجیم و حیرتانگیز شیطانسازی علیه مجاهدین، عبور نموده و از قضا بیشتر به جانب مجاهدین سوق یافته و با آنان پیوند خوردهاند.
از اینرو این اعدامها فقطوفقط شکست قاطع اتاق فکر نظام از بالفعل شدن پتانسیل جوشان نسل شورشی در راستای استراتژی مجاهدین خلق است.
حاکمیت آخوندی با آنکه با آویختن به ریسمان جنگ برای استفاده از آن در حداکثر سرکوب سیاسی و اجتماعیِ داخل نیاز روزمره دارد، ولی برخلاف سیاست و میلاش، ناگزیر شده است به نشانیِ دشمن اصلی در جبههی سیاسیِ ایران را ــ حتی در حین جنگ ــ با موج اعدام مجاهدین اعتراف کند. این نشان از بنبست لاعلاج نظام دارد که هم تهدید سرنگونیاش بر روی زمین را حس و لمس میکند، هم از جنگ هوایی برای نجات از عاملیت روی زمین استفاده میکند.
از آنجا که دیکتاتورها در بحرانیترین ادوار رو به نابودیشان، نگهداشتن قدرت را با بلاهت میآمیزند، نظام آخوندی هم از شکست اجتماعی در اعدام ۶مجاهد خلق درس نگرفت. بیشتر ایرانیان و مخاطبان جهانیِ مسائل ایران شاهد بودند که بازخورد اعدام ۶مجاهد و ۴شورشگر از ۱۰ تا ۱۸فروردین، تبدیل به موجی گسترده از حمایت و تقدیر از آن شقایقهای محبوب آزادی شد. آنان در حلقهی عاطفه و عشق ملی، بسیار مورد ستایش واقع شدند.
این موج اعدامها به مردم ایران و مخاطبان جهانی میگوید حتی در سایهی جنگ به مثابه نعمت برای نظام ملایان، نبردی سترگ بر روی زمین از جانب اصلیترین و پایدارترین آلترناتیو حاکمیت آخوندی جریان دارد. کشاکشی سرسخت از ۴۴سال پیش تاکنون ادامه یافته و تا سرانجام رقم زدن سرنگونیِ این حاکمیت و نیز تحقق سرنوشت نیکو برای جامعه و کشور ایران، متوقف نخواهد شد.
این کشاکش ۲نوع بقا را شامل میشود:
یکی با ۴دهه پایداری مستمر بر سر پیمانها و وفاداری به جوهر آزادی، به مغز راهنمای اختیار و انتخاب نوع انسان دست یافته و دیگری با تمام استعداد خویش برای حفظ و گسترش سلطهگری و تمامیتخواهی، تصوری از اختیار و آزادی ندارد. این است جوهر این کشاکش تاریخی که حامد ولیدی و محمد معصومشاهی، دو اختر فروزان و روشنگر این مرحله از این نبرد با ظلام ستمشیخی هستند. ۲منادی و نمایندهی فلسفهی پویای وفاداری به آزادی...