از اصلاح تا تغییر
تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بهطور خاص در دو دهه اخیر، مجموعهیی از رخدادهایی بوده است که تغییر در نگرش اکثریت جامعه نسبت به ساختار سیاسی و شیوهی تحقق تغییرات در کشور را آشکار کرده است. یکی از شاخصهای مهم برای بررسی این دگرگونی، میزان تمایل شهروندان از اصلاحات به تغییرات اساسی و ساختاری است. روند تکاملیِ مطالبات شش قیام در این دو دههی اخیر نیز همین را اثبات نمود.
سایت انصافنیوز در ۷ مهر ۱۴۰۵ در گفتوگو با «ابراهیم حاجیانی، جامعهشناس و نخستین رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)»، از قول وی نوشته است:
«در پیمایش فرهنگ سیاسی ایرانیان در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، میزان پاسخگویانی که خواستار تغییرات اساسی و بنیادی در کشور بودند، تنها حدود ۸ درصد بود. اما تکرار این نظرسنجی در مراکز مختلف افکارسنجی نشان میدهد این رقم در حال حاضر به حدود ۶۷ درصد رسیده است. این شیب صعودی ملموس، بیانگر چرخش قطعی بخش اعظم جامعه از الگوی اصلاحطلبی تدریجی به سمت ضرورت تحولات ساختاری و بنیادی است.»
فاصلهی میان ۸ درصد و ۶۷ درصد ــ آن هم از قول منابع حکومتی که بیشک کمترینها را در این مورد ارائه میکنند ــ نشانهیی از یک دگرگونی مهم در نگرش سیاسیِ جامعه میباشد. با استناد به دادههای این منبع حکومتی، جامعهیی که در اوایل دههی ۱۳۸۰ بخش عمدهی امید خود را به اصلاح تدریجی و تغییر در چارچوب ساختار موجود معطوف میکرد، اکنون نگاهی بسمتفاوت به ریشههای بحران ایران و ضرورت تغییر دارد.
چنین تغییری حاصل ترکیب بحرانها در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در دو دههی گذشته است؛ مثل: سقوط اقتصاد زندگی و افزایش مطالبات صنفی و اجتماعیِ اقشار، تغییر ارزشها و نگرشهای نسلهای جدید، گسترش ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، گسترش اجتماعیِ آثار هر قیام در بطن جامعه و کاهش شتابان سرمایههای اجتماعیِ حاکمیت.
همبستگیِ این عوامل در شکلگیری نگرش جدید سیاسیِ اکثریت جامعهی ایران در عبور از حاکمیت ولایت فقیه نقش داشته است.
بنابراین تشدید فاصله میان مطالبات جامعه و ساختار سیاسی به یکی از موضوعات اساسیِ تحولات پیش رو در ایران تبدیل شده است. این فرایند ــ حتا با اتکا به عدد و رقمی که منابع حکومتی دادهاند ــ نشاندهندهی تغییر جدی در فرهنگ سیاسیِ جامعهی ایران است؛ تغییری که در آن، انتظار برای اصلاح تدریجی به پایان رسیده و مطالبهی دگرگونیِ بنیادین، عمیقتر شده است.
نتیجهگیری
بحث دربارهی آیندهی ایران از تحولات در درون دایرهی قدرت عبور نموده و به تغییر کل ساختار سیاسی ــ مذهبی سوق یافته است. این تحول و تغییر بهمعنی دگرگونیِ ذهن اکثریت جامعه است.؛ دگرگونییی که آمار فوق نیز گواهی میدهند نهتنها بازگشتپذیر نیست، بلکه شتاب صعودی نیز خواهد داشت.
بنابراین وقتی اکثریت جامعهی ایران از کل حاکمیت ولایت فقیه عبور نموده، تنها راه تغییر در ایران، تغییر کل حاکمیت است.