728 x 90

اقتصاد ایران و تحقیر هویت ملی؛ میراث حاکمیت ولایت فقیه

اقتصاد ایران و تحقیر هویت ملی؛ میراث حاکمیت ولایت فقیه
اقتصاد ایران و تحقیر هویت ملی؛ میراث حاکمیت ولایت فقیه

پول و تحقیر هویت ملی

بی‌شک «ژول ورن» [داستان‌نویس فرانسوی در اواخر قرن ۱۹، پدر داستانهای علمی ــ تخیلی] با تخیل قوی که بر اساس آن، پیش‌بینی‌های گوناگون علمی را موضوع رمانها و داستانهایش می‌کرد، هرگز تصورش را هم نمی‌کرد که در آینده، انسان‌هایی با فرغان پر از پول برای خرید به بازار بروند و هزینه‌ٔ کالا را با کیلو کیلو پول بپردازند! چه‌بسا اگر چنین صحنه‌یی را در یکی از داستانهای تخیلی خود می‌گنجاند، خواننده آن را اغراق‌آمیز و دور از واقعیت می‌پنداشت. اما آنچه زمانی می‌توانست تنها در مرزهای خیال جای بگیرد، در روزگار ما به تصویری تلخ از زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم تبدیل شده است.

 

آنچه ژول ورن و کف‌بینهای حرفه‌یی در جهان، هرگز توان پیش‌بینی‌اش را نداشتند، در ایران عهد ولایت فقیهی محقق شد؛ یک فرغان پر از پول، هزینه‌ٔ سه قلم کالا شد! این تصویر، فراتر از یک اتفاق عجیب یا صحنه‌یی برای شگفتی و تعجب، نشانه‌ٔ سقوط ارزش پول ملی و بازتاب سال‌ها سیاست‌گذاری ویرانگر اقتصادی است؛ وضعیتی که در آن، حجم پول افزایش می‌یابد، اما قدرت خرید مردم پیوسته کاهش پیدا می‌کند. پولی که باید وسیله‌ٔ مبادله، نشانه‌ٔ ارزش و پشتوانه‌ٔ اطمینان اقتصادی شهروندان باشد، به باری سنگین تبدیل می‌شود که حتی حمل آن نیز دشوار و دست‌مایه‌ٔ طنز و سخره است؛ باری که در برابرش، کالاهایی اندک و ابتدایی قرار می‌گیرند و غرور شهروندی را در منظر بقیه‌ٔ شهروندان می‌شکند.

 

درست است که هر کس این صحنه را دید، با انواع گوناگون انشاها، نفرین و لعنت بر ننگ حاکمیت ملایان نوشت، ولی اصل مطلب که اتاق فکر حاکمیت ملایان در پی استمرار آن است، تحقیر هویت ملی ایرانیان در منظر همگان است. مسأله تنها گرانی، تورم یا بی‌ارزش شدن اسکناس‌ها نیست؛ مسأله زندگیِ مردمی است که حاصل کار و تلاش‌شان هر روز کم‌ارزش‌تر می‌شود و برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود، ناگزیرند بهای سنگین بی‌کفایتی و فساد حاکم رانت‌خوار را بپردازند. هنگامی که دست‌رنج یک کارگر، حقوق یک بازنشسته و درآمد یک خانواده در برابر موج گرانی‌ها، پیوسته کوچک‌تر می‌شود، فقر از یک مشکل اقتصادی فراتر می‌رود و به زخمی بر کرامت انسانی تبدیل می‌شود.

 

در چنین شرایطی، فرغان پر از پول، فقط وسیله‌یی برای حمل اسکناس نیست؛ نمادی از فروپاشی اعتماد عمومی، فرسایش امید اجتماعی و فاصله‌ٔ عمیق میان زندگی مردم و ادعاهای پروپاگاندای حاکمیت متکی بر اعدام سیاسی و فساد اقتصادی است. این ماهیت چنین حاکمیتی است که کشور و ملتی را در برابر چشم جهانیان با چنین تصاویری تحقیر می‌کند.

 

نتیجه‌گیری

برای ایرانیِ اصیلِ در تکاپوی آزادی و برابری، استمرار یک دقیقه از حاکمیت ولایت فقیهی، دوام ننگ و نحوست و نکبت علیه کرامت و هویت و غرور انسانی‌ست. آزادی و برابری، تنها شعارهایی سیاسی نیستند؛ پیش‌شرط‌های زندگی شرافتمندانه، برخورداری از فرصت‌های برابر و بازگرداندن هویت و اعتماد و امید به جامعه‌اند. ایرانیان حق دارند در سرزمینی زندگی کنند که حاصل کارشان ارزش داشته باشد، نام نگاه‌دارنگان واژه‌ٔ «ایران» با دانش، فرهنگ، پیشرفت، و سربلندی در نبرد برای آزادی گره خورده، نه با فرغان های انباشته از اسکناس‌های بی‌ارزشی که حاکمیت ضدایرانی بر آنان تحمیل نموده است. ایرانیان به این یقین رسیده‌اند که بازگرداندن کرامت و غرور ملی‌شان، بدون پایان دادن به چرخه‌ٔ تباهی‌ساز ولایی ــ آخوندی و فراهم کردن زمینه‌ٔ آزادی، عدالت و برابری، امکان‌پذیر نخواهد بود.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/318154af-e84f-4d1d-b2ac-dbc9e8127905"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات