728 x 90

اولویت امنیت رژیم بر معیشت مردم

نیروهای سرکوبگر رژیم
نیروهای سرکوبگر رژیم

در ماه‌ها و به‌خصوص در روزهای اخیر صحنه‌هایی از فقر گسترده در میان مردم تکرار می‌شود که بی‌سابقه و منحصر به مردمی است که تحت حاکمیت آخوندها مجبور به زندگی شده‌اند.

در اثر فقر گسترده در میان مردم و گرانی مواد غذایی، مردم به هردری می‌زنند، اما از آنجایی که رژیم تمامی درها را بر روی آنها بسته، بخشی از مردم به ناگزیر سطل‌های زباله را جستجو می‌کنند، تا شاید بتوانند بخشی از مواد مورد نیازشان را از میان پسماندهای غذا و میوه جستجو کنند.

این نتیجه چهل سال غارت و چپاول اموال و سرمایه‌های آنها توسط سردمداران و نهادهای غارتگر وابسته به بیت خامنه‌ای است که بیشتر خرج فساد و سرکوب و جنگ‌افروزی می‌شود.

در میان نهادهای غارتگر وابسته به بیت خامنه‌ای بنیاد موسوم به مستضعفان قرار داد که تمامی دارایی و ثروتش ناشی از غصب اموال مستضعفان و مردم است.

خبرگزاری ایلنا بخشی از سخنان پرویز فتاح رئیس آن را منتشر کرده و او به قسمتی از چپاول اموال مردم توسط این بنیاد در سال گذشته اعتراف کرده است: «در یک سال گذشته رشد ۳۴درصدی نسبت به سال۹۷ داشتیم و درآمد کل بنیاد به ۳۶هزار میلیارد تومان رسید» (خبرگزاری ایلنا ۶مرداد۹۹).

این سود بادآورده که معادل حقوق ۱۸میلیون کارگر است حاصل غارت یکی از نهادهای وابسته به خامنه‌ای است که از پرداخت مالیات هم معاف می‌باشد. در حالی که دولت ورشکسته روحانی همه ساله برای جبران مخارج دولت و کسری بودجه، از طریق گرفتن مالیات از مردم و گران کردن آب، نان، برق و سایر مایحتاج ضروری زندگی ‌آنها دست در جیب‌شان می‌کند.

به عبارت دیگر می‌توان گفت سود سالانه بنیاد مستضعفان که قسمتی از ثروتهای خامنه‌ای محسوب می‌شود مستقیم از جیب و سفره میلیونها ایرانی ربوده شده است.

لازم به ذکر است که بنیاد مستضعفان نزدیک به ۲۰۰کارخانه و بسیاری بنگاههای اقتصادی از جمله یک بانک و میزان قابل توجهی مستغلات دارد.

اگر همین سود بادآورده را به تساوی میان ۸۰میلیون ایرانی تقسیم کنیم معادل ۴۵۰هزار تومان یعنی ده برابر یارانه‌یی خواهد بود که آخوند شیاد با هزار منت به بخشی از مردم می‌دهد.

البته این درآمد تنها مربوط به یکی از نهادهای وابسته به بیت خامنه‌ای است و اگر سود سالیانه بنیاد تعاون سپاه، قرارگاه ضد خاتم‌الانبیای سپاه پاسداران، ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد شهید و سایر نهادهای ریز و درشت وابسته به بیت محاسبه شود، میزان درآمد آنها سر به فلک می‌کشد.

در مقابل سودهای بادآورده‌ای که این نهادها از اموال مردم کسب می‌کنند اکثریت مردم فقیر هستند که در توصیف فقر آنها مرتضی محمود‌وند عضو مجلس ارتجاع گفت: «مردم زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر و تنگدستی صدای شکسته شدن استخوانهایشان به گوش می‌رسد. مردم دیار من برای فقط نان خالی به نانوایی‌ها مراجعه می‌کنند نان قرضی می‌گیرند» (خبرگزاری مجلس ۲۵تیر۹۹).

اکنون سؤال این است پول‌هایی که خرج معیشت مردم نمی‌شود به کجا سرازیرمی‌شود؟

جواب را باید از اظهارات پرویز فتاح رئیس بنیاد مستضعفان شنید که پیش از این در مصاحبه با تلویزیون حکومتی گفت: «حاجی (پاسدار قاسم سلیمانی) به من گفت که من حقوق فاطمیون را ندارم بدم این ماه در سوریه کمک کنید».

ملاحظه می‌شود که پولی که از سفره‌های مردم به نام بنیاد مستضعفان ربوده می‌شود مستقیم خرج مزدوران برون‌مرزی موسوم به فاطمیون در سوریه می‌شود.

این در حالی است که یک سایت حکومتی در مطلبی با عنوان «معمولی‌ترین چیزها هم برای مردم لاکچری شده‌اند» می‌نویسد:

«تورم و افزایش قیمت‌ها، موجب سقوط بی‌سابقه طبقات مزدبگیر به زیر خط فقر مطلق شده است، تا جایی که دیگر کمتر نشانی از طبقه متوسط در اقتصاد ایران می‌بینیم؛ طبقه متوسطی که بتواند الزامات اولیه زندگی مانند مسکن و خودرو را با چندماه پس‌انداز یا وام تهیه کند، دیگر در چیدمان طبقاتی ایران وجود ندارد چرا که همه چیز، دقیقاً همه چیز «لاکچری» و دور از دسترس شده است». (سایت بهار ـ ۹مرداد۹۹)

این واقعیت که طی ۴۰سال گذشته همواره امنیت حاکمیت آخوندی بر معیشت مردم اولویت داشته است در سخنان پاسدار حسین علایی به‌خوبی مشاهد می‌شود که در جواب این سؤال که: «الآن به‌نظر شما و در عمل چه چیزی در اولویت است؟» جواب می‌دهد: «به نظر من هنوز بقا و امنیت اولویت ماست» (تلویزیون شبکه پنج ۱۹اردیبهشت۹۹).

این جمله پاسدار حسین علایی برگرفته از این تز جنایتکارانه خمینی ساخته و خامنه‌ای پرداخته است که «حفظ نظام اوجب واجبات» و به هرقیمت، ولو به قیمت خانه خراب کردن مردم بر اثر فقر و فلاکت و قربانی کردن منافع و به هدر دادن منابع آنان است.

در هراس از سرنگونی و در جهت حفظ حاکمیت بود که در قیامهای سالهای اخیر به‌ویژه در قیام آبان‌ماه ۹۸نیرو‌های سرکوب به وحشیانه‌ترین صورت مردم قیام‌آفرین به‌ویژه جوانان شورشی را آماج تیر‌های زهرآگین خود ساختند.

ظلم و ستمی که باعث انباشته شدن خشم توده‌های مردم شده و دور نیست روزی که انفجار نهایی خشم مردم و توفان بنیان‌کن قیام سرنوشت محتوم نظام آخوندی را در راستای سرنگونی رقم بزند.