728 x 90

ایران: کابوس حاکمیت؛ فرصت جامعه

 ایران: کابوس حاکمیت؛ فرصت جامعه
ایران: کابوس حاکمیت؛ فرصت جامعه

دیوهای منافع طبقاتی و منافع سیاسی در دایره‌ی قدرت، تنوره می‌کشند، جولان می‌دهند، و تو اگر ذرات هویت انسانی در وجودت مانده باشد، باید دریابی که روزگار قتل‌عام عاطفه‌هاست.

کرکس‌های سلطه‌گر فقاهتی، نان از سفره‌ی مردمان می‌ربایند تا کرامت و شوکت انسانی در بازارگرمیِ زباله‌گردی، این‌گونه

به حراج گذاشته شود:

«این روزها فقر همگانی شده و مختص منطقه یا محل خاصی نیست، چراکه افراد فقیر از چارچوب سنتی و تصوری که در اذهان عمومی در گذشته وجود داشت، فاصله بسیاری گرفته‌اند و در هر کوی و برزن این موج گسترده‌تر می‌شود. غم نان، جان به لب مردم رسانده و از این‌رو زباله‌گردها دوباره به خیابان‌های پایتخت بازگشته‌اند.»[۱]

 

دیو طبقاتی‌ساز ولایی ــ آخوندی، خود مسبب فقر و فاقه و فلاکت اقتصادی‌ست، و هنگامی که آثار آزاردهنده‌ی این سیاست در منظر عمومی آشکار می‌شود، قصد «برخورد» با آن با استفاده از نیروهای سرکوب‌گر را می‌کند:

«مهدی چمران رئیس شورای شهر در جمع خبرنگاران گفت که باید با این مسأله برخورد شود. رئیس شورای شهر گویی از حضور چندساله زباله‌گردها در سطح شهر بی‌خبر است. چرا به‌جای انداختن تقصیر بر گردن دیگری، ریشه فقر را درمان نمی‌کنید؟»

 

آیا روزنامه‌ی حکومتی نمی‌داند که مردم ایران سال‌هاست می‌دانند آدرس «درمان ریشه‌ فقر» در کانون قدرت سیاسی ــ مذهبیِ حاکمیت متکی بر ولایت فقیه است؟ می‌داند، ولی این سیاست رسانه‌های[اگر بشود به آن‌ها رسانه اطلاق نمود] حکومتی است که هرگز به ریشه‌ها نروند و فقط گزارش‌گر سطح نمایان بحران‌های لاعلاج ایران باشند.

 

آن‌جا هم که بر اثر اشمئزاز سیاست حکومتیِ تولید زباله‌گرد، می‌خواهد نشانه‌یی بدهد،  انگشتش را روی دایره‌‌ای می‌چرخاند تا کانون اصلیِ مولد فقر و زباله‌گردی در حاکمیت ولایت فقیهی نشان داده نشود:

«زباله‌گردی نتیجه مشکلات ساختاری اقتصاد و نحوه توزیع ثروت است. از نگاه جامعه‌شناختی، چنین افرادی با نوعی طردشدگی ساختاری روبه‌رو هستند. گسترش این پدیده تصویری از شکاف طبقاتی و نابرابری در توزیع ثروت در جامعه ارائه می‌دهد.»

 

«ساختار» مشکل‌ساز در اقتصاد و «نحوه توزیع ثروت»، هویت سیاسی و مرجع سیاست‌گذاری دارد و نام‌اش «اتاق فکر نظام جمهوری اسلامی» است. اتاقی که بحران را تولید می‌کند و قربانیان آثار بحران را زندانی و سرکوب می‌کند و این، چرخه‌ی سیاست‌گذاری در نظام ملایان از ۴۷ سال گذشته تا کنون است. این سیاست‌گذاری، در روزنامه‌ی حکومتی، چنین عنوانی یافته است: «فقر آزاد! زباله‌گردی ممنوع!»

 

جرم‌سازی برای تداوم بحران و استمرار سرکوب، یک پایه‌ی اصلی در ساختار نظام ولایت فقیه است. زباله‌گردی را با تشدید فقر، تولید می‌کند، سپس نیروی انتظامی سرکوب‌گر را سراغ زباله‌گرد می‌فرستد، در حالی که می‌داند اگر راه تهیه‌ی نان و غذا بسته شود، راه‌های بحرانی‌تر زاده و تکثیر می‌شوند:

 «افرادی که راه درآمد خود را از دست می‌دهند، ممکن است برای تأمین نیازهای اولیه به فعالیت‌های پرخطرتر و پنهان‌تری روی بیاورند.»

 

تولید فقر و زباله‌گردی و اعدام، تاکتیک‌های اتاق فکر نظام برای خمیدن کمر مردم زیر بار آن‌هاست تا به خیال خود، با این ستون‌های فرج، راه خیزش و قیام ناگزیر را مسدود نگاه دارد. اما این خود، نشانه‌ی اصلیِ معادله میان جامعه و حاکمیت می‌باشد که برای حاکمیت، کابوس و برای جامعه، فرصت است.

 

پی‌نوشت:

[۱] کلیه‌ی نمونه‌ها از روزنامه‌ی جهان صنعت، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/2ccc3dad-d0a7-4325-afd9-2c07179a8a84"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات