728 x 90

بازاندیشی نقش دانشجویان در چرخه‌های گسست و گذار به سوی تغییر و انقلاب

تظاهر ات دانشجویان
تظاهر ات دانشجویان

چکیده

خیزش‌های چند روز گذشته در دانشگاه‌های ایران را نمی‌توان رخدادی منفصل از تداوم تاریخی مقاومت دانشگاهی در ایران دانست؛ بلکه باید آن را در نسبت دیالکتیکی با قیام‌های پیشین -از جمله قیام شورانگیز دی‌ماه- فهم کرد. این مقاله با تکیه بر سنت نظری انتقادی و جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی، دانشگاه را به‌منزله «سپهر عمومیِ فشرده» و «آزمایشگاه خودآیینی سیاسی» بازخوانی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه نقش پیشتازانه دانشجویان مسیر مبارزه را از بازتولید چرخه‌های استبداد به سوی افق دموکراسی کثرت‌گرا سوق می‌دهد.

 

۱. دانشگاه و سپهر عمومی: از هابرماس تا واقعیت ایرانی

در چارچوب نظریه سپهر عمومی نزد Jürgen Habermas، دانشگاه یکی از کانون‌های تکوین عقلانیت انتقادی و کنش ارتباطی است؛ فضایی که در آن مشروعیت قدرت از طریق آموزش و آگاهی و عصیان و از رهگذر شورش علیه بی‌عدالتی اقناع و باز تولید می‌شود. در بافتار ایران معاصر، هرگاه سپهر عمومی در بیرون از دانشگاه تحت فشار قرار گرفته، دانشگاه به «سنگر آزادی» بدل شده است؛ فضایی که امکان صورت‌بندی بدیل حقیقی را -حتی در شرایط انسداد ساختاری- حفظ می‌کند.

از منظر نظریه قدرت دانش نزد Michel Foucault، دانشگاه نه بیرون از شبکه‌های قدرت، بلکه درون آنها عمل می‌کند؛ اما همین درون‌بودگی، امکان مقاومت و عصیان را نیز فراهم می‌آورد. مقاومت دانشجویی را باید به‌مثابه برهم‌زدن رژیم‌های حقیقت مسلط و افشای سازوکارهای نامرئیِ حذف و برچسب‌زنی فهم کرد.

 

۲. لمپنیسم سیاسی و اقتصاد ِخشونت نمادین

یکی از مفاهیم کلیدی برای فهم وضعیت کنونی، تمایز میان مبارزات عادلانه سازمان‌یافته و «لمپنیسم سیاسی» است؛ وضعیتی که در آن، تهدید، ارعاب و هیجان‌سازی جایگزین عقلانیت و شور مبارزاتی می‌شود. در این چارچوب، می‌توان از مفهوم «خشونت نمادین» نزد Pierre Bourdieu بهره گرفت: برچسب‌زنی، انگ‌زنی و تولید هراس، توسط دیکتاتوری یا سلطنت‌طلبان همکاسه و در همکاری یا راهبندی و موج‌سواری روی خون شهیدان قیام، ابزارهایی برای بی‌اعتبارسازی سوژه مبارز و اپوزیسیون و بدیل واقعی و مهندسی میدان اجتماعی‌اند.

دانشگاه، در تقابل با این اقتصاد ِخشونت که توسط ایادی و اوباش قرون‌وسطایی سلطنت‌طلب نسبت به تمامی دگراندیشان در فضای مجازی و میدانی در همدستی آشکار با دیکتاتور اعمال می‌شود، شورشگر می‌کوشد میدان را از منطق حذف به منطق مبارزه و سمت و سو به سوی اصل دیکتاتوری و ولایت فقیه معطوف کند و از انحراف و راه‌بندان قیام تهی سازد و مطالبات واقعی مردم را با مرزبندی مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر و یا نه سلطنت نه رهبری دموکراسی برابری، به راه اصلی یعنی سرنگونی فاشیسم مذهبی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک برگرداند. نقش پیشتازانه دانشجویان، به‌معنای احیای سرمایه نمادین دانشگاه و ممانعت از فرو غلتیدن سیاست به سطح ستیزهای عاری از افق هنجاری است.

 

۳. زنان در پیشتازی: دگرگونی ساختار رهبری سیاسی

تحولات اخیر نشان داده‌اند که رهبری سیاسی دیگر در قالب‌های مردسالارانه کلاسیک قابل تبیین و بازگشت نیست. پیشتازی زنان نه صرفاً یک تغییر نمادین، بلکه دگرگونی در الگوی سازمان‌یابی و زبان سیاست است. در این زمینه، می‌توان از خوانش‌های نظری Judith Butler درباره اجراپذیری هویت و بر ساخت‌مندی نظم جنسیتی الهام گرفت: هنگامی که زنان در مقام سوژه سیاسی و مبارزاتی ظاهر می‌شوند، خودِ صحنه سیاست بازتعریف می‌گردد.

این پیشتازی، در سطح نهادی، چالشی است علیه هر شکلی از تبعیض جنسیتی، چه در ساختارهای رسمی قدرت و چه در اپوزیسیون‌های اقتدارگرا. از این‌رو، دانشگاه به میدان تلاقی مبارزه برای دموکراسی و مبارزه برای برابری جنسیتی بدل می‌شود.

 

۴. چرخه استبداد و مسأله گذار

تجربه تاریخی ایران نشان داده است که گسست‌های انقلابی و نبود یک آلترناتیو و بدیل واقعی در مبارزات پیشین، مردم ایران را بارها به چرخه استبداد گرفتار کرد اما اکنون با حضور پرقدرت دیرپاترین ائتلاف سیاسی و راهبری زنان در ساختار اصلی این مقاومت می‌توان به صراحت و قدرت گفت که انقلاب ایران هرگز به بازتولید الگوهای اقتدارگرایانه راه نخواهد برد چرا که مدافع و پشتیبان و بدیلی سیاسی و سازمانی مبارزاتی به نام مجاهدین خلق ایران با سابقه ۶۰سال مبارزه بی‌وقفه با شاه و شیخ و حضور محکم، مقتدر، هوشیار و با بیشترین نیروی نخبه و بیشترین شهید دانشجو و زنان دانش پژوه با فدای بیکران نیز حضور پررنگ دارد. در تحلیل کلاسیک Hannah Arendt، تمایز میان «آزادی» و «رهایی» اهمیت بنیادین دارد: رهایی از سلطه شرط لازم است، اما بدون بنیان‌گذاری نهادهای پایدارِ مشارکت، آزادی پایدار نمی‌شود.

 

دانشگاه، به‌عنوان نهادی نیمه‌خودمختار، می‌تواند آزمایشگاه این نهادسازی و مبارزه و مقاومت باشد: تمرین شوراها، تشکیل هسته‌های مقاومت و کانون‌های شورشی، سازماندهی دانش پژوهان مبارز برای آزادی و اشکال دیگر سازمان‌یابی برای آزادی. از منظر نظریه دموکراسی رادیکال نزد Chantal Mouffe، تکثر و تعارض باید به‌رسمیت شناخته شوند، اما در قالبی آگونیستی و نه آنتاگونیستی؛ یعنی رقابتِ رویارویی اما غیرحذفی.

 

۵. از دی‌ماه تا اکنون: تداوم و انباشت تجربه

قیام‌های پیشین -از جمله اعتراضات دی‌ماه- سرمایه‌یی از تجربه مبارزه، شبکه‌سازی و بازاندیشی راهبردی فراهم آورده است. آنچه در روزهای اخیر در دانشگاه‌ها رخ می‌دهد، بیانگر انباشت این تجربه و عبور از واکنش‌های مقطعی به سمت سازمان‌یابی آگاهانه‌تر است.

در این میان، رسانه‌های رسمی و غیررسمی به میدان نبرد روایت‌ها بدل شده‌اند. «تروریسم رسانه‌یی» -به‌معنای تخریب شخصیت، تحریف مطالبات و تولید هراس- بخشی از سازوکار مهار اجتماعی است که توسط هر دو الگوی دیکتاتوری اقتدارگرایی مذهبی و شاهی با تهدید و ارعاب و بعضاً حذف فیزیکی در حال رخداد است. پاسخ دانشگاه به این اشکال دیکتاتوری روشن است... مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر، و در سطح عملی تشکل‌یابی بیشتر، و آزادی‌خواهی بیشتر و در نهایت سرنگونی هر شکل از استبداد است و سرنگونی رژیم پا به گور خامنه‌ای قاتل نیز در شاقول دیدگاهی دانش پژوهان آزاده است.

 

۶. افق دموکراسی واقعی

دموکراسی واقعی بازگشت به گذشته‌ای ایدئالیزه و تحریف شده از طریق بنگاه‌های خبری و تغییر تاج با عمامه یا عمامه با تاج نیست... . هدف برهم‌زدن تمامی این ساختار دیکتاتورساز است... کار دانش پژوه عرصه آزادی همین است آزادی آزادی آزادی.

و این قیام می‌رود تا وقوع بدیل و ساختاری که هدفش ساخت فرایندی است مبتنی بر حاکمیت قانون، تفکیک قوا، تضمین حقوق بنیادین و برابری جنسیتی، جدایی دین از دولت و جامعه‌ای عاری از حذف دگراندیشان و در نهایت عاری از اعدام که در برنامه ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی و شورای ملی مقاومت تعریف و در عمل به ورطه آزمایش گذاشته شده است. در این مسیر، دانشگاه نقش «پیشتاز مبارز و سنگر آزادی» را ایفا می‌کند: نه به‌معنای قیمومت بر جامعه، بلکه به‌مثابه موتور تولید اندیشه و اخلاق سیاسی و شورش و عصیان علیه تمامی اشکال دیکتاتوری.

بازپس‌گیری این نقش، مستلزم مرزبندی روشن با هر شکل از استبداد که در یک‌کلام معنایش همان شعار معروف مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر است. آینده دموکراتیک تنها با عبور از جبهه ستمگران به آزاداندیشان و مبارزان واقعی ممکن می‌شود. کسانی که به‌جای موج‌سواری بر خون مردم برای برپا کردن فالوورهای فیک و شوهای تبلیغاتی، جان بر کف در میدان مبارزه بی‌نام و نشان به‌جای فریاد زدن نام خود به مطالبه حقوق دگراندیشان می‌پردازند و از این روست که آنان جایگاه پیشتازی و راهبری را در عمل به‌دست آورده‌اند و خود خوانده و تبلیغاتی نیستند... مفهومی ژرف دارند که برای درک آن مفهوم بایستی از حق خواهی تا عدالت اجتماعی و میدان‌های تیرباران و شکنجه سرفراز و پیرهن چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست، عبور کرد و باز فریاد زد «آزادی آزادی آزادی»

جمع‌بندی

قیام دانشگاه‌های ایران را باید لحظه‌ای در تاریخ طولانیِ خودآگاهی مبارزاتی و آزادی‌پژوهی جامعه ایرانی دانست؛ لحظه‌ای که در آن دانشگاه هر وقت بوی مستبدان استعماری و ارتجاعی را شنیده به سنگر آزادی بدل شده است. دیر نیست که این انرژی اجتماعی در قالب نهادهای پایدار، سازمان‌یافته و عصیانگر، رهبری جمهور مردم -با پیشتازی زنان- و گفتمان غیرحذفی تثبیت شود، زمان حرکت به سوی دموکراسی کثرت‌گرا فراهم شده است و دانشجویان پویندگان راه آزادی و آگاهی به سوی دریای آزادی هم‌چنان سنگر آزادی را آزاد از شاه و شیخ حفظ کرده و می‌کنند.

پیش به سوی جمهوری دموکراتیک

آرمان، کانون شورشی از تهران

مسئولیت محتوای مطالب وارده بر عهده نویسنده است

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/a758215e-982d-4324-8afc-ad58b5fcd5ea"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات