در آستانه کهکشان مقاومت، بیانیهٔ تکاندهنده ۳۰ تن از اسقفها و رهبران مذهبی جهان، سیلی محکم دیگری بود بر بناگوش فاشیسم دینی و دجالیت مذهبی حاکم بر ایران.
این رهبران مذهبی از جمله «اسقف روان ویلیامز، اسقف اعظم سابق کانتربری و بالاترین مقام مذهبی انگلستان»، «اسقف چری ون، اسقف اعظم ولز»، پروفسور دکتر ولفگانگ هوبر، رئیس سابق شورای کلیسای انجیلی آلمان و چهرههای برجستهٔ مذهبی از کشورهای مختلف، با اشاره به سیل گستردهٔ اعدامهای زندانیان سیاسی، طی بیانیهیی اعلام کردند: «رژیم ایران از فضای جنگ بهعنوان پوششی برای تشدید سرکوب و خاموش کردن اعتراضات و نارضایتیهای رو به گسترش سوءاستفاده میکند و در پی محاکمههای ناعادلانه و اعترافات اجباری، دهها نفر اعدام شدهاند».
در ادامه بیانیه آمده است: «بخش قابل توجهی از افرادی که اعدام شدهاند بهدلیل وابستگی به سازمان مجاهدین خلق هدف قرار گرفتهاند. شمار زیادی از زندانیان مرتبط با این سازمان همچنان در صف اعدام قرار دارند. سایر قربانیان عمدتاً از میان جوانانی بودند که در قیام دیماه بازداشت شده بودند».
رهبران مذهبی در این بیانیه با استناد به «قطعنامه مجمع عمومی و گزارش دبیرکل ملل متحد در ژوئن ۲۰۲۵» بر سرکوب شدید اقلیتهای دینی بهویژه مسیحیان و قتل کشیشان انگشت گذاشته و تظاهرات بزرگ ۳۰ خرداد (۲۰ ژوئن) در پاریس را کانون همبستگی جهانی برای استقرار یک جمهوری آزاد و دموکراتیک در ایران دانستند و خاطرنشان کردند:
«در روز ۳۰ خرداد انتظار میرود جمعیت عظیمی در پاریس برای جلب توجه جهانی به موج اعدامها و محدودیت علیه اقلیتها و حمایت از حقوق تمامی مردم ایران جمع شوند. تظاهرکنندگان حمایت خود را از استقرار دولت جمهوری دموکراتیک در ایران بر اساس برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران اعلام میکنند».
اسقفها و وجدانهای بیدار مذهبی در پایان ضمن «ابراز همبستگی با تمامی کسانی که در ایران رنج میبرند و برای آزادی مبارزه میکنند»، از همهٔ آزاداندیشان و مردم جهان درخواست کردند «صدای خود را به این کارزار بیفزایید و از اهداف این گردهمایی حمایت کنید».
این حمایت بینالمللی در شرایطی صورت میگیرد که نظام درماندهٔ آخوندی در سلسلهای از بحرانهای سیاسی و انزوای جهانی دستوپا میزند. بیتردید موج شتابان اعدام مجاهدان، جوانان و شورشگران، نشانهٔ درماندگی و بنبست استراتژیک رژیم است؛ رژیم بحرانزده و پابهگوری که به قصد بازدارندگی از قیام دست به اعدام میزند، اما در معادلات واقعی کف خیابان، هر اعدام و هر طناب دار، به سوختبار جدیدی برای رادیکالتر شدن فاز مبارزه و پیوند خشم شهرها تبدیل میشود.