روز پنجشنبه۶ شهریور یک رسانهٔ حکومتی زیر تیتر «... جامعه در آستانهٔ انفجار اجتماعی است»، از قول یک کارشناس حکومتی هشدار داد: «طی ۲ سال ۹۷ و ۹۸ بیشتر از ۱۰ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شدند و این اتفاق خیلی بزرگی است» (خبرآنلاین، مسعود نیلی).
هفتهٔ گذشته جوانان جسور و شجاع شیراز با شعار «آزادی آزادی آزادی» بهخیابانها آمدند و با فریاد «ایرانی میمیرد، ذلت نمیپذیرد» نشان دادند که مردم استان فارس و جوانان ایرانی تن به ذلت سکوت در برابر این همه غارت و فقر و کشتار و اختناق نمیدهد. مردم شیراز با فریاد «آزادی» نشان دادند که مطالبات اصلی مردم به قطع آب و برق و گرانی محدود نمیشود. مشکل مردم برنامه و مدیر فاسد نیست؛ مشکل ساختار فاسدی است که «فقر» و قطع آب و برق و بحران معیشت محصول آن است.
همزمان با شیراز، مردم کازرون با شعار مرگ بر دیکتاتور به خیابان آمدند. این در حالی است که سپاه پاسداران در وحشت از فوران خشم مردم و برای صفبستن در برابر قیام، از ۲۷مرداد اقدام به مانور سراسری در سطح تهران کرده و نیروهای کمکی از شهرستانها منتقل شدهاند. در این ایام نیروی سرکوبگر انتظامی با گسترش تورهای ایست و بازرسی، وحشت و نگرانی نظام سرکوب را در سطح شهر به نمایش گذاشتند.
روز شنبه اول شهریور جمعی از جوانان شورشی در شهرهای تهران، شیراز، کازرون، بوشهر و اصفهان با برافراشتن شعار «شیراز پایتخت شورش» و «کازرون شهر آتش و خون» از مردم شیراز و کازرون حمایت کردند.
اعتراضات شیراز و کازرون، تصویری روشن از «جامعهٔ در آستانهٔ انفجار اجتماعی» و آتش زیر خاکستر ترسیم میکنند؛ شرایطی که در آن، بحرانهای اجتماعی مانند قطع آب و برق و گرانی و... بهسرعت میتواند جرقهیی شود که از آن حریق قیام برمیخیزد.
وحشت و سراسیمگی از انفجار خشم مردم آنقدر بالا گرفت که سپاه خامنهای طی بیانیهیی رسماً اعلام کرد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با درک عمیق از پیچیدگیهای محیط امنیتی و تهدیدات نوظهور، اولویت خود را در حفظ و ارتقاء ظرفیتها و توانمندیهای دفاعی و امنیتی قرار داده است».
«پیچیدگیهای محیط امنیتی» و «تهدیدات نوظهور» کد وحشت از شرارههای قیام و آتشی است که در «زیر پوست شهر» شعلهور است. یک رسانهٔ حکومتی در مطلبی با عنوان «نارضایتی زیر پوست شهر؛ از سفرههای کوچک تا خاموشیهای مکرر» مینویسد: «قطع برق و اینترنت درست در زمانی رخ میدهد که مردم با نگرانیهای دیگری نیز دست و پنجه نرم میکنند... وقتی این شرایط با مشکلات داخلی همچون تورم، بیکاری و حالا بحرانهای مکرر در آب، برق و اینترنت همراه میشود، نتیجه چیزی جز افزایش نارضایتی نیست». در ادامهٔ مقاله، افزایش نارضایتی و پایان تابآوری را اینطور تشریح میکند: «تحمل مردم هم حدی دارد. مشکلات معیشتی به تنهایی توان بسیاری از خانوادهها را گرفته است. حالا تصور کنید که همین خانوادهها در گرمای تابستان نه آب دارند، نه برق، و نه اینترنت برای سادهترین ارتباطات روزانه. این وضعیت نمیتواند ادامه یابد؛ چرا که نارضایتیهای کوچک و پراکنده، دیر یا زود به یک موج بزرگ اجتماعی تبدیل خواهد شد» (رویداد۲۴، ۲۹مرداد).