در روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، دانشآموزان -بهعنوان جوانترین لایه فعال جامعه- از تهران تا مشهد و همدان، دست به تجمعات اعتراضی زدند. جرقه این اعتراضات اگر چه در نگاه نخست، اصلاحات ساختاری در نحوه برگزاری کنکور، افزایش تأثیر سوابق تحصیلی و نحوه اعمال معدل است، اما مداقه در شعارها و رفتارشناسی معترضان نشان میدهد که این تحرک واجد ابعاد عمیقتر سیاسی، اجتماعی و نشاندهنده شکاف رو به تزاید میان سیاستگذاران کلان و نسل جدید است.
عدالت آموزشی یا تشدید تبعیض؟
تصمیمات اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت آموزش و پرورش مبنی بر افزایش وزن سوابق تحصیلی (معدل) در پذیرش دانشگاهها، با هدف اعلامی «کاهش مافیای کنکور و تکیه بر آموزش مداوم» ریلگذاری شد. اما در عمل، این سیاست با مقاومت و بدبینی شدید ذینفعان اصلی یعنی دانشآموزان و خانوادههایشان مواجه گردید.
مخالفت دانشآموزان ریشه در واقعیتهای نابرابر آموزشی دارد. در کشوری که کیفیت مدارس در کلانشهرها، مدارس خاص (مانند تیزهوشان و غیرانتفاعیهای گرانقیمت) با مناطق محروم و مدارس دولتی عادی فرسنگها فاصله دارد، استانداردسازی امتحانات نهایی و اعمال تأثیر قطعی معدل، عملاً بهمعنای بازتولید ساختاری نابرابری است. شعار کلیدی دانشآموزان در تهران یعنی «دانشآموز بیداره، از تبعیض بیزاره» دقیقاً انگشت روی همین گسل گذاشته است. آنها بهحق تصمیمات جدید را مکانیزمی برای محرومسازی بیشتر طبقات کمبرخوردار از آموزش عالی میدانند.
تغییر فرم و محتوای شعارها: از صنف تا سیاست
شکلگیری زنجیره اعتراضی از مقابل وزارت آموزش و پرورش به سمت شورای عالی انقلاب فرهنگی در تهران، بیانگر شناخت دقیق دانشآموزان از کانونهای اصلی تصمیمگیری است. عبور از شعارهای فنی و معیشتی و دستیافتن به گفتمان حقطلبی، ویژگی بارز این تجمعات است.
شعار «وعده زیاد شنیدیم، عدالتو ندیدیم» بازتابدهنده بحران کارآمدی در نظام آموزش طبقاتی حاکم بر ایران است. دانشآموزان با این بیان، نهفضا و تکذیبیههای رسمی را باور دارند و نه به وعدههای «ترمیم معدل» دلخوش کردهاند. همچنین فراتر رفتن شعارها و استفاده از تعبیر ادبی-سیاسی «دانشآموز میمیرد، ذلت نمیپذیرد» حاکی است که این نسل، مسأله کنکور را فقط یک آزمون علمی نمیبیند، بلکه آن را نبردی برای کرامت انسانی، آینده شغلی و حق تعیین سرنوشت خود قلمداد میکند.
ویژگیهای نسلی معترضان: عصیان علیه بنبست
یکی از کلیدیترین جملات ثبتشده در تجمعات ۱۲ خرداد، روایت یکی از دانشآموزان است: «این نسل، نسلی نیست که با وعده و حرفهای تکراری عقبنشینی کند؛ حق خود را پیگیری میکند». این از خصوصیات نسل نوی است که اساساً با این ویژگیها شناخته میشود:
صراحت و شجاعت اخلاقی: عدم هراس از برخوردها و اصرار بر ماندن در کف خیابان تا دریافت پاسخ روشن.
آگاهی ارتباطی: هماهنگی همزمان در ۳ شهر مهم (تهران، مشهد، همدان) بیانگر قدرت شبکهسازی متمایز این نسل در بسترهای دیجیتال است.
افق دید مستقل: برخلاف نسلهای پیشین که ممکن بود با وعدههای میانمدت یا اصلاحات تدریجی قانع شوند، این نسل خواستار پاسخهای فوری، ملموس و ساختاری است.
پیامدهای سیاسی برای حاکمیت
برای سیستمی که بهطور سنتی عادت به مواجهه با اعتراضات کارگری، بازنشستگان یا مالباختگان داشت، آمدن دانشآموزان دبیرستانی به خیابان یک هشدار جدی برای برافروختن اعتراضات دامنهدار اجتماعی در وضعیت انفجاری ایران است.
این تجمعات نشان داد که پتانسیل اعتراض در جامعه ایران بهشدت آمادهٔ قیام است و هر گونه تصمیمگیری پشت درهای بسته در حوزههای اجتماعی و آموزشی میتواند بهسرعت به انفجار اجتماعی بالغ شود.
طغیان غلبه بیعدالتی ساختاری
تجمعات اعتراضی دانشآموزان در ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در تهران، مشهد و همدان، طغیان علیه بیعدالتی ساختاری، تبعیض آموزشی و تصمیمات دستوری است. مقاومت سرسختانه جوانانی که اعلام کردهاند «هیچجا نمیروند و منتظر نتیجه میمانند»، علامت آن است که رویکردهای سنتی «مدیریت بحران مبتنی بر وعده و ارعاب» کارآیی خود را از دست داده است. اگر حاکمیت تن به بازنگری جدی در قوانین تبعیضآمیز آموزشی ندهد، این پتانسیل رادیکال و پویا در مدارس میتواند زمینهساز اعتراض اقشار دیگر و بههم پیوستن اعتراضات در فضای شکنندهٔ کنونی باشد.