728 x 90

دستاوردهای احتمالی سفر روحانی به نیویورک: «تقریباً هیچ»

تظاهرات «نه به روحانی»!
تظاهرات «نه به روحانی»!

جدال بین باندها و مهر‌های حکومتی در زمینه رفتن یا نرفتن روحانی به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی و جلسه شورای امنیت ملل‌متحد، از مدتی قبل در درون رژیم شروع شده است.

 

حملات باند خامنه‌ای به سفر روحانی به آمریکا

پاسدار حسین شریعتمداری، گماشته خامنه‌ای در کیهان، در روز سه‌شنبه ۲۰شهریور ۹۷ خطاب به آخوند حسن روحانی نوشت برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک نرود و از همان تهران "پاسخ کوبنده‌ای" به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بدهد.

شریعتمداری به روحانی گوشزد کرد: «مگر در سفرهای قبلی چه دستاوردهای مهمی داشته‌ای که این بار اگر نروی آن‌را از دست می‌دهیم».

چند روز بعد، یعنی روز ۲۶شهریور اعلام شد که روحانی به نیویورک می‌رود. اما دعوا خاتمه پیدا نکرد و رسانه‌های دو باند هر کدام ضمن بیان انتظارات خود از روحانی در این سفر، مواضع باند رقیب را مورد حمله و آتشباری قرار می‌دهند.

روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران ۲۶شهریور ۹۷ وظیفه اصلی روحانی در سفر به نیویورک را «واکنش به بدعهدی آمریکا» و «پیگیری مطالبات برجامی از طرف اروپایی» می‌داند.

ارگان بسیج سپاه پاسداران سپس با اشاره به جلسه شورای امنیت که قرار است به ریاست ترامپ برگزار شود برای روحانی خط‌ و نشان می‌کشد که «دولت دستور صریح مقام معظم رهبری مبنی بر ممنوعیت هر گونه مذاکره در هر سطحی با دولت آمریکا را باید مدنظر خود قرار دهد».

این خط‌ و نشان کشیدنها در حالی است که کیهان خامنه‌ای در مورد رفتن دنبال برجام نوشته بود: «دولت تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در سبد وزارت‌خارجه چیده و وزارت‌‌خارجه نیز تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در سبد برجام چیده است». و نتیجه می‌گیرد «گره‌زدن معیشت مردم به اخم و لبخند مقامات آمریکایی هیچ دستاوردی عاید نظام نخواهد کرد». کیهان خامنه‌ای ملاقاتها به‌منظور حفظ برجام را «بازی در پازل دشمن» توصیف می‌کند.(کیهان ۲۶شهریور ۹۷)

 

باند روحانی و آرزوی مذاکره 

و این نگرانیها در باند ولی‌فقیه چندان هم بی‌مورد نیست، زیرا از سمت باند روحانی پالس‌های آشکاری برای برقراری رابطه با آمریکا ارسال می‌شود.

در میان یکی از عناصر و رسانه‌‌های این باند نصرت‌الله تاجیک، سفیر سابق رژیم، صریح‌تر به نیاز برای مذاکره مستقیم با آمریکا اذعان کرده و می‌گوید: «در واقع این پاسخگویی در زیر یک سقف خود یک بستر نرمی فراهم می‌کند که هم مذاکره مستقیم و پشت یک میز انجام نشود و هم مذاکره‌ای صورت گرفته باشد. ما علاقه‌مند هستیم که در قالب هنجارهای بین‌المللی که یکی از اصول آن مصالحه سیاسی است، مسائل را با دنیا و خود وی و به دور از پیغام و پسغام مطرح کنیم».(خبرگزاری ایسنا ۲۷شهریور ۹۷)

اما مهدی مطهرنیا، مهره دیگر همسو با باند روحانی، مطرح می‌کند که روحانی در نیویورک «در معرض قضاوت نخبگان حاکم و توده مردم قرار خواهد گرفت». وی توصیه می‌کند: «روحانی کاری به خواسته‌های نخبگان حاکم نداشته باشد».

او به روحانی گوشزد می‌کند: «رئیس‌جمهور نماینده راستین مردم ایران باشد و به بیان موضع سریع و آشکار ملت ایران برای زندگی آزاد و پیشرو در جهت توسعه ایران توجه داشته باشد و در جهت کاهش مخاطرات ملت ایران کوشش کند. در همین راستا باید از نظام بین‌المللی درخواست کند که به‌جای فشار بر ملت ایران زمینه را برای تعامل ایران با جهانیان فراهم کنند».(خبرگزاری ایلنا ۲۷شهریور ۹۷)

این پیش‌لرزه‌های سفر روحانی به نیویورک در درون نظام از یک طرف مبین اوجگیری تضادها در در راس آن و از طرف دیگر بیانگر بن‌بست بیش‌‌از‌پیش آن در باتلاق برجام است.

 

نتیجه یکسان شقوق مختلف در سفر روحانی به نیویورک

واقعیت این است که با توجه به‌وقوع ۲قیام در دیماه ۹۶ و در مرداد ۹۷ و استمرار اعتراضات مردمی تاکنون در اثر این قیام‌ها حاکمیت آخوندی در داخل کشور در ضعیف‌ترین موقعیت خود قرار گرفته است.

از طرف دیگر با خروج آمریکا از برجام و نزدیک شدن موعد تحریم‌های جدید، رژیم آخوندی در زمینه برجام نیز در مخمصه‌ گیر کرده است.

با توجه به این واقعیتها نباید انتظار داشت که سفر آخوند حسن روحانی به نیویورک و حضور احتمالی در شورای امنیت و پاسخ دادن به سخنان دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در جلسه آن شورا، دست‌آورد چندانی داشته باشد.

به فرض این‌که روحانی در این سفر بتواند با مقامات آمریکا به توافقی برسد، این توافق مطلقاً از موضع ضعف و نابرابر است، که باید امتیازات کلانی بدهد.

در رأس این امتیازها عقب‌نشینی از مواضع فعلی در زمینه‌های مختلف منطقه‌یی و جهانی و شاید هم در زمینه سیاست داخلی باشد.

این وضعیت برای رژیم به‌مثابه نوشیدن جام‌زهرهای پیاپی و به‌قول سردمداران آن از جمله علی خامنه‌ای به‌مثابه تنازل بی‌پایان است که برای آن به‌غایت خطرناک است که البته سود این تنازل را مردم قیام‌کننده ایران می‌برند.

اگر هم به‌دلیل تضادهای داخلی و به‌دلیل عدم اذن ولی‌فقیه به گفتگو و توافق با آمریکا و پافشاری بر مواضع کنونی، این وضعیت نیز راه به فشارها و تحریم‌های بیشتر می‌برد که این هم برای آن به‌مثابه سم مهلک دیگری‌ است.

اقتصاد درهم‌شکسته حکومت آخوندی تاب تحمل فشارهای بیشتر ناشی از تحریم را ندارد. چون که می‌بینیم از زمانی که آمریکا از برجام خارج شده است و در حالی که هنوز تحریم‌های اصلی شروع نشده است و تنها صحبت از تحریم‌ها در آینده است، چگونه ارزش پول کشور تنزل پیدا کرده است و آثار مخربش را در اقتصاد به بن‌بست رسیده گذاشته‌ است.

این است بن‌بست حاکمیت در زمینه سفر روحانی به نیویورک و این است علت اصلی تشدید تضادهای درونی آن در زمینه سیاست خارجی، برجام و رابطه با آمریکا.