728 x 90

دفع‌الوقت در بن‌بست، به‌قیمت چپاول، تا کی؟

سخن روز
سخن روز

در حالی که عبداللهیان وزیر خارجهٔ رژیم ادعا می‌کند در سفر انریکه مورا هماهنگ‌کننده اتحادیهٔ اروپا در مذاکرات اتمی وین به تهران در پنجشنبهٔ گذشته، با وی در مورد مذاکراتی در بروکسل در روز ۲۹مهر به‌توافق رسیده‌اند؛ اما طرف اروپایی چنین توافقی را تکذیب می‌کند. به‌گفتهٔ مقامات رژیم گویا قرار بود در بروکسل تاریخ آغاز مذاکرات وین مورد گفتگو قرار بگیرد، جوزپ بورل رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد هیچ ملاقاتی در بروکسل در روز پنجشنبه با رژیم ایران صورت نمی‌گیرد. بورل تصریح کرد: رژیم ایران باید بداند زمان به‌سود آن نیست و بهتر است به‌زودی به‌میز مذاکره برگردد.

سایر طرفهای برجام هم به‌همین ترتیب هم‌سو با بورل موضع‌گیری کرده و از رژیم خواسته‌اند دست از بازی با زمان و دفع‌الوقت بردارد و پای میز مذاکره بیاید. «حتی گفته می‌شود چین و روسیه نیز فشار زیادی را بر تهران وارد می‌کنند تا هر چه زودتر به‌میز مذاکرات بازگردد» (روزنامهٔ حکومتی آفتاب یزد ۲۶مهر).

ند پرایس سخنگوی وزارت‌خارجهٔ آمریکا نیز گفت: «مذاکرات اتمی تمرینی نیست که تا ابد ادامه داشته باشد. بایدن گفته است اگر دیپلوماسی شکست بخورد ما آماده‌ایم به‌سایر گزینه‌ها روی بیاوریم» (سایت وزارت‌خارجه آمریکا- ۲۶مهر).

این موضع‌گیریها و به‌خصوص تغییر لحنی که هم در اظهارات مقامات دولت آمریکا و هم در مقامات اروپایی دیده می‌شود، بیانگر شکست سیاست باج‌خواهی رژیم، یا لااقل یک ضربه کاری به‌طرح و برنامهٔ فریبکارانهٔ رژیم است که می‌خواهد بدون پرداخت بهای سیاسی و تعیین‌تکلیف این‌که آیا به‌مذاکرات برجام، برمی‌گردد یا نه، از طرفهای برجام و مشخصاً آمریکا امتیاز بگیرد.

 

بلاتکلیفی رژیم ناشی از ضعف و شکنندگی مفرط آن است، به‌طوری که به‌رغم تلاش خامنه‌ای برای ایجاد یکدستی در رژیم و بهای گزافی که در این رابطه با جراحی باندهای مغلوب پرداخت، اما هم‌اکنون نیز در درون رژیم بر سر موضوع برجام دو حرف متعارض شنیده می‌شود، از یک‌سو کسانی مانند پاسدار شریعتمداری رئیس کیهان خامنه‌ای هستند که برجام را «سم مهلک و جسد متعفن» می‌خوانند که هر چه زودتر باید از شر آن خلاص شد، اما از سوی دیگر عبداللهیان وزیر خارجهٔ رژیم تأکید می‌کند که ما از مذاکره‌یی که نتیجه‌یی ملموس داشته باشد، حمایت می‌کنیم» (تلویزیون رژیم ـ ۲۷مهر). حتی رئیسی جلاد نیز در گفتگوی تلویزیونی خود (۲۶مهر) گفت: «هیچ زمانی ما میز مذاکره را ترک نکرده‌ایم... ما نسبت به‌مذاکرات نتیجه محور حتماً جدی هستیم». وی در همین اظهارات، منظورش از جدیت را روشن کرد و گفت: «در طرف مقابل هم آمادگی برای لغو تحریم‌ها می‌تواند نشان برای جدیت او باشد».

 

اما حتی اگر رژیم چنانکه ادعا می‌کند در هدف لغو تحریم‌ها جدی است، باز هم بایستی در یک مذاکره به‌آن دست یابد و این نیازمند آمادگی برای بده و بستان است؛ اما رژیم که می‌داند در تعادل‌قوای کنونی قادر به‌دادن آنچه که طرف مقابل از او می‌خواهد نیست، به‌سیاست دفع‌الوقت پناه برده تا شاید از این ستون به‌آن ستون فرجی حاصل شود. حتی روزنامه‌ها و تحلیلگران حکومتی نیز تأکید می‌کنند که توقعات رژیم در شرایط تعادل‌قوای موجود، نامعقول و نشدنی است. یکی از دیپلماتهای سابق رژیم در رابطه با پیش‌شرط لغو تحریم‌ها از سوی رژیم می‌نویسد: «این‌که امیر عبداللهیان شرطی بگذارد که محقق نشود و شعری بگوید که در قافیه‌اش درماند... بیشتر به‌یک شوخی شباهت دارد».

پاسخ به‌این شوخی بی‌مزه را وزارت خزانه‌داری آمریکا داد و تصریح کرد که «تحریم‌ها هم‌چنان بخش مهمی از سیاست خارجی آمریکا خواهند بود» (رویترز-۲۶مهر).

 

اکنون سؤال این است که رژیم در این بن‌بست چه خواهد کرد؟ از یک‌سو اقتصاد کشور بر اثر تحریم‌ها در آستانهٔ فروپاشی کامل و جامعه به‌ستوه آمده در آستانهٔ انفجار قرار دارد، اما از سوی دیگر رژیم قادر به‌نشان دادن کمترین انعطافی در (اتمی، موشکی و دخالت‌های منطقه‌ای) یعنی آنچه که آن را برای بقای خود حیاتی تلقی می‌کند، نیست. پاسخ این سؤال را رئیسی جلاد در گفتگوی تلویزیونی خود با عبارت «اقتصاد مقاومتی» داد و گفت: «ما کار اقتصاد مقاومتی را انشاءالله دنبال خواهیم کرد و سفره و بازار و نان مردم را هم گره نمی‌زنیم به‌این مذاکرات». معنی اقتصاد مقاومتی نیز چیزی جز دست کردن در جیب مردم و ربودن نان از سفره‌های آنها نیست. این روندی است که با تشدید اقدامات چپاولگرانه نظام دزدسالار آغاز شده است؛ از خیز برای حذف یارانهٔ ناچیز نقدی تا اخذ مالیات‌های جدید از حقوق و دستمزد حقوق بگیران تحت عنوان «مالیات تورمی»! و حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰تومانی که پیش‌بینی می‌شود قیمت کالاهای اساسی را تا ۱۰۰درصد افزایش دهد.

 

غارت و چپاول باز هم بیشتر و به‌کارگیری اهرم سرکوب و اعدام به‌عنوان تضمین این سیاست، همان مأموریتی است که خامنه‌ای برای حفظ نظامش آن را به‌جلاد۶۷ سپرده است. آیا این همان اشتباه مهلک دیکتاتور رو به‌سقوط در واپسین دمان حیاتش نیست؟

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات