در بازخوانی تاریخچهٔ شصت و یک سالهٔ مقاومت و جستجوی رمز و راز بالندگی و پویایی مجاهدین به رازی میرسیم که در یک کلمه خلاصه میشود؛ «فدا»؛ رمز پیشروی و بقا.
رازی که نه در تئوریها و اصطلاحات رایج سیاسی، بلکه در پرتو فروغ جاویدان عاشورا شناسایی و شکفته شد.
در همه پیچ و خمهای این نبرد شصت و یک ساله، کلمهٔ نجات «فدا» و گذشتن از همه چیز برای شکستن بنبستها بود.
از ارادهٔ عاشورایی تظاهرات عظیم ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا به امروز، هر زمان که ارتجاع قهار و جبهه مماشات کمر به نابودی مجاهدین و آرمان آزادی بستند، همین منطق، بنبستها را شکست و راه را گشود.
این همان قطبنمای ایدئولوژیک است که سال گذشته شهید سربهدار وحید بنیعامریان طی نامهیی به مادرش نوشت: «از مکتب امام حسین آموختهایم که إنما الحیاةُ عَقیده و جِهاد؛ و همانا که معنای زندگی انتخاب آگاهانه آرمان و عقیده منطبق با مسیر توحیدی آفرینش و سپس مجاهدت در این مسیر باشکوه و البته پر درد و رنجه».
تسلیمناپذیری، پرداخت بها و فدای بیچشمداشت نه یک تاکتیک و مصلحت، که یک آیین و منش ایدئولوژی در مسیر پیشرفت و بقای جنبش است. سالها قبل مریم پاکباز، شهید سربهدار قتلعام ۶۷ در برابر جلادانی که او را به تسلیم فرامیخواندند، فریاد زد: «اگر امام حسین در برابر شمر و ابنزیاد زانو زد و توبه کرد، من هم در برابر شما توبه خواهم کرد».
همین منطق و نگرش، روز بیستم ژوئن در قلب اروپا، محاسبات جبهه متحد شیخ و شاه و دستگاه مماشات را در هم کوبید. در این روز دهها هزار تن از ایرانیان شریف و آزادهای که از ۵ قارهٔ جهان برای فریاد علیه نظام اعدام و قتلعام به پاریس آمده بودند، پس از اعلام خبر ممنوعیت تظاهرات و افشای تبانی تروریستی شیخ و شاه، متوقف و زمینگیر نشدند. ایستادند، فریاد زدند و با پرداخت هزینه و «فدا»کاری راه را گشودند. در این مسیر کوتاه و باشکوه، هم نقاب از چهرهٔ ساواک شاه و سپاه شیخ برداشتند و هم سیاست تجارت با خون مردم و خط مماشات را افشا کردند.
در این روز خونها و استخوانهای شکسته مجاهدین در کف خیابانهای فرانسه، تظاهرات را به صدها کانون خروش در سراسر اروپا تکثیر کرد.
کهکشان پاریس ثابت کرد جریانی که با منطق فدا پیش میرود، با تهدید و باتون و توطئه حذف نمیشود؛ دانه گندمی که در خاک فدا کاشته شده، امروز به جنگلی از کانونهای شورشی بدل گشته که پیروزی محتوم را در تقدیر تاریخ ایران ثبت کرده است.