با اعلام انتخاب مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید رژیم، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران منطقهیی از ظهور دوبارهٔ سپاه پاسداران در قامت ولیعهد خامنهای ملعون سخن میگویند.
روزنامه عربی العرب روز سهشنبه شمارهٔ ۱۹ اسفند در مقالهیی با عنوان «مجتبی خامنهای در پناه سپاه پاسداران» نوشت: این انتخاب بیش از هر چیز محصول پیوند منافع میان سپاه و خانواده خامنهای است؛ پیوندی که طی سالها در اقتصاد، سیاست و دستگاه سرکوب شکل گرفته است.
بهنوشته این روزنامه، ساختار اصلی نظام بهطور کامل در دست سپاه است و تأکید میکند: «برای نظام ایران گزینهٔ دیگری وجود نداشت. سپاه منافعی دارد که جز مجتبی کسی از آنها محافظت نمیکند، و مجتبی خامنهای نیز منافعی دارد که تنها سپاه میتواند از آنها پاسداری کند».
این معادله تنها به سیاست محدود نیست. در دو دهه گذشته، سپاه پاسداران به ستون فقرات امنیت و اقتصاد نظام تبدیل شده است. از سال ۶۸ که خامنهای به قدرت رسید نهادهای اصلی تجاری و اقتصادی و شبکههای مالی کشور در اختیار قرارگاههای سپاه پاسداران قرار گرفت و به فاصلهٔ کوتاهی میلیاردها دلار از منابع کشور به کیسه سپاه و سرکردگانش رفت. در همین چارچوب، نام مجتبی خامنهای بارها بهعنوان یکی از چهرههای پشتپرده این شبکهها مطرح شده است؛ فردی که گفته میشود هم در مدیریت باندهای اقتصادی و هم در هدایت دستگاه سرکوب نقش مؤثر داشته است.
در جریان اعتراضات سالهای ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ هم گزارشهای متعدد از نقش او در سرکوب وحشیانه، صدور فرمان شلیک و هماهنگی میان سپاه، بسیج و نهادهای امنیتی منتشر شده است.
روزنامه العرب در ادامه با اشاره به رسوایی برملا شدن ماهیت سلطنتی و موروثی نظام ولایت فقیه مینویسد: «انتخاب مجتبی خامنهای ـ با وجود آن که از نظر علمی و دینی صلاحیت لازم را ندارد ـ نشاندهنده ورود نظام ایران به مرحلهیی تازه است: مرحله موروثی شدن قدرت».
در این نگاه، سپاه پاسداران برای حفاظت از منافع اقتصادی و سیاسی خود، مسیر انتقال قدرت در درون خانواده را هموار کرده است. به تعبیر نویسنده مقاله، این انتخاب بیش از هر چیز بر پایه ملاحظات ثروت و قدرت انجام شده است. به همین دلیل، بسیاری از ناظران و رسانههای عربی و غربی معتقدند مجتبی خامنهای بیش از آن که رهبر مستقل باشد، چهرهای است که در سایه سپاه پاسداران به قدرت رسیده است؛ معادلهای که هم پیوند سرکوب و فساد را آشکار میکند و هم پرسشهای جدی درباره آینده این ساختار قدرت به میان میآورد.