بیستویکم مرداد (۱۲ اوت)، روز جهانی جوانان، در سراسر جهان فرصتی است برای بزرگداشت انرژی، خلاقیت و پتانسیل نسلی که قرار است آیندهساز جامعه باشد: نسل جوانان.
اما بررسی وضعیت جوانان در ایران زیر سایه حکومت ولایت فقیه، روایتی از یک تقابل تاریخی میان خواستههای نوین یک نسل پویا و ساختاری سرکوبگر را بهدست میدهد. برای جوان ایرانی، این روز نه روز جشن، بلکه یادآور زنجیرهایی است که بر دست و پای استعداد و آزادی او بسته شده است.
از نخستین روزهای شکلگیری نظام ولایت فقیه، حاکمیت کوشید تا الگویی زیستی و واپسگرایانهٔ خود را بر تمامی جوانان تحمیل کند؛ الگویی که در آن نه علم و تخصص، بلکه ارادت و وابستگی به ساختار قدرت ملاک پیشرفت قرار گرفت. سیستم آموزشی و دانشگاهی ایران که باید مهد تفکر انتقادی و پویایی باشد، به حیاطخلوت نهادهای امنیتی و تبلیغاتی تبدیل شد. با این حال، نسلهای نوپای ایران نه تنها این الگوی تحمیلی را نپذیرفتند، بلکه به بزرگترین چالش بنیادین برای مشروعیت این نظام تبدیل شدند.
نگاهی به آمارها و واقعیتهای ملموس جامعه ایران، عمق بحرانی را که ولایت فقیه برای جوانان ایجاد کرده روشن میسازد. بحرانهای عمیق اقتصادی، نرخ بالای بیکاری فارغالتحصیلان، تورم افسارگسیخته و ناامیدی از آینده، میلیونها جوان شایسته ایرانی را با دوراهی تلخ مهاجرت یا انزوا مواجه کرده است. فرار مغزها و خروج بیسابقه نیروهای متخصص و جوان، حاکی از سوزاندن سرمایههای ملی توسط حکومتی است که بقای خود را بر توسعه کشور ترجیح میدهد. نظام مبتنی بر ولایت مطلقهٔ فقیه با بستن تمامی منافذ مشارکت واقعی سیاسی و اجتماعی، جوانان را از ابتداییترین حقوق انسانی و شهروندی محروم کرده است.
پاسخ نظام ولایت فقیه به مطالبات مشروع جوانان، چیزی جز بازداشتهای گسترده، زندان، شکنجه و اعدام نبوده است و نیست. جوانانی که باید آیندهسازان علمی، فرهنگی و اقتصادی ایران میبودند، در خیابانها هدف گلوله قرار گرفتند یا بر دار کینهتوزی حاکمیت سپرده شدند. این حجم از خشونت علیه جوانان، بیانگر ترس عمیق ساختاری است که میداند در برابر آگاهی، تجددخواهی و اراده نسل جوان، هیچ حرفی برای گفتن ندارد.
با این وجود، حماسهای که جوانان ایران در دهه اخیر و بهویژه در قیامهای سراسری و نیز در کانونهای شورشی آفریدند، تصویر دیگری از این نسل به نمایش گذاشت. نسل جوان ایرانی -که با عنوان با مسمای «نسل ضد» شناخته میشود- با جسارتی بینظیر نشان داد که خرافه، سرکوب و نادانی را نخواهد پذیرفت.
جوانان امروز ایران، برخلاف تبلیغات رسمی حاکمیت، نسلی آگاه، روشنضمیر، تشنهٔ نوگرایی و بیزار از هر نوع فاشیسم و توتالیتاریسم و حاکمیتهای برآمده از تاج و عمامه هستند. آنان دریافتهاند که ریشه اصلی تمامی سیهروزیها، تبعیضها و انسدادهای موجود، وجود ساختاری به نام ولایت فقیه است؛ ساختاری که بر پایهٔ انحصار قدرت و نفی کرامت انسانی بنا شده است.
در روز جهانی جوانان، باید صدای جوانان شجاع ایران بود که در برابر یکی از سرکوبگرترین حکومتهای معاصر قد علم کردهاند. خواست آنها گذار کامل از نظام ولایت فقیه و دستیابی به یک زندگی شایسته، کرامت انسانی در ایرانی آزاد، آباد و دموکراتیک است. این نسل ثابت کرده است که آیندهٔ ایران نه به سلطنت مدفون و وابستهگرایی و نه به واپسگرایان عمامهدار بلکه به مردم و جوانان آزادیخواه تعلق دارد.
بنابراین با یادآوری این روز و حق مسلم خود برای آزادی بهپا میخیزد و سرنوشت خود و مردمش را بهدست میگیرد.