تاریخ در بزنگاههای خاص، صدای واقعی ملتها را از میان غبار تبلیغات و فریب پروپاگاندای سیاسی بیرون میکشد و به اوج میبرد. گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین که در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ برگزار شد، فراتر از یک آکت درخشان سیاسی، در قامت یک دادگاه بینالمللی برای محاکمه استبداد و ترسیم نقشه راه آینده ایران ظاهر شد. این گردهمایی، در شرایطی که ایران در تب و تاب قیامهای پیاپی میسوزد، پیامی روشن به جهان مخابره کرد: زمان برای دیکتاتوری مذهبی به شمارش معکوس افتاده است.
مریم رجوی: نفی «میرا» و اثبات «آینده»
خانم مریم رجوی، در سخنرانی کلیدی خود در این گردهمایی، با دقتی تحلیلگرایانه به کالبدشکافی وضعیت موجود پرداخت. او با اشاره به استمرار قیامها و نقش کانونهای شورشی، بر این واقعیت تأکید کرد که رژیم آخوندی به بنبست تاریخی رسیده است. ایشان با بیانی قاطع اعلام کردند: «حالا بعد از قیام دیماه، تیکتاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشتهگرا از گردونه تاریخ ایران است».
این تحلیل، برآمده از یک واقعیت میدانی است؛ آنجا که دیوارههای ترس فروریخته و مردم ایران دیگر به چیزی کمتر از تغییر بنیادین رضایت نمیدهند.
مریم رجوی با ترسیم افق آینده، مدل حکومتی مطلوب مقاومت را اینگونه توصیف کرد: «ایران آینده، یک جمهوری دموکراتیک است در امتداد راه مصدق، با جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیتها و یک ایران غیراتمی و در صلح با همه جهان».
نه شاه، نه شیخ؛ مرزبندی با سارقان انقلاب
یکی از برجستهترین ابعاد سیاسی گردهمایی برلین، تأکید بر اصالت انقلاب و نفی هر گونه بازگشت به گذشته بود. تحلیلگران حاضر در این نشست به درستی اشاره کردند که انقلاب ۵۷ توسط جریان خمینی ربوده شد و اکنون نیز بقایای دیکتاتوری سابق در تلاشاند تا با بهرهبرداری از خونهای ریخته شده در خیابانها، مسیر تاریخ را به عقب بازگردانند.
خانم رجوی در اینباره با استناد به مواضع مسعود رجوی هشدار داد: «اگر کسی گمان میکند میتواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است». این مرزبندی که تحت عنوان «نه شاه، نه شیخ» مطرح شد، در واقع مانیفست استقلال سیاسی مقاومت است. این راهبرد تأکید میکند که مردم ایران از یک استبداد به استبداد دیگر پناه نخواهند برد.
صدای حامیان بینالمللی: اصالت جایگزین دموکراتیک
حضور شخصیتهای برجسته سیاسی جهان در برلین، نشاندهنده تغییر ملموس در اتمسفر دیپلماسی بینالمللی نسبت به ایران بود. سخنرانان خارجی با صراحتی بیشکاف بر ضرورت بهرسمیت شناختن حق مقاومت مردم ایران تأکید کردند.
مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا، با اشاره به ریشهدار بودن این مبارزه گفت: «قیامی که این روزها اتفاق افتاد در ۴دهه جنبش دموکراسیخواهی ایران ریشه دارد». وی با تأکید بر اینکه تغییر باید از درون و توسط خود مردم ایران رقم بخورد، افزود: «ایران فقط میتواند با یک مقاومت سازمانیافته آزاد شود».
شارل میشل، رئیس سابق شورای اروپا، به افشای تلاشها برای انحراف مسیر قیام پرداخت و با انتقاد تند از تلاشهای بقایای سلطنت اظهار داشت: «بیایید هرگز شکنجهها و قتلهای انجام شده در دوران دیکتاتوری شاه را فراموش نکنیم. پسر شاه بهدنبال ایجاد تصویری جعلی از حمایت است تا با دستکاری افکار عمومی بار دیگر مردم ایران را برباید». او برنامه ۱۰مادهای مریم رجوی را «پلی استوار از سرکوب به سوی آزادی» توصیف کرد.
جمهوری دموکراتیک؛ تنها پاسخ به هرجومرج
یکی از تاکتیکهای همیشگی دیکتاتوریها برای بقا، هراسافکنی درباره «هرجومرج پس از سرنگونی» است. گردهمایی برلین با ارائه یک ساختار سیاسی مدون، به این ترس پاسخ داد. پیتر آلتمایر، رئیس دفتر سابق آنگلا مرکل، در سخنان خود تأکید کرد: «این رژیم باید با حکومتی جایگزین شود که در آن آزادی و دموکراسی حاکم باشد. این خواسته در برنامه ۱۰مادهیی خانم مریم رجوی آمده است».
همچنین زابینه لویتهویزر آشنارنبرگر، وزیر سابق دادگستری آلمان، با ستایش از ایستادگی زنان و جوانان ایرانی گفت: «شعار آنها مرگ بر حکومت آخوندی و پیش به سوی آزادی است؛ دقیقاً همان چیزی که خانم رجوی مطالبه میکند».
فراخوانی برای عمل
گردهمایی برلین تنها یک بزرگداشت تاریخی نبود، بلکه یک نقشه عمل سیاسی بود. مریم رجوی در پایان سخنان خود، از جامعه جهانی خواست تا فراتر از کلمات، گامهای عملی بردارند؛ از جمله «بهرسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانونهای شورشی» و «تعطیلی سفارتهای رژیم و اخراج دیپلماتها و مزدوران سپاه».
حقیقت این است که در خیابانهای ایران و در تجمعات پرشور برلین، یک صدا شنیده میشود: عصر میراها به پایان رسیده است. تیکتاک سرنگونی نه یک استعاره، بلکه طنین گامهای ملتی است که اراده کرده است تا سرنوشت خود را در یک جمهوری دموکراتیک و آزاد رقم بزند.