728 x 90

طنین حماسه ۳۰ خرداد در قلب پاریس

طنین حماسه ۳۰ خرداد
طنین حماسه ۳۰ خرداد

تاریخ یک ملت را با روزهای عادی تقویم نمی‌سنجند، بلکه با لحظات سرنوشت‌سازی ارزیابی می‌کنند که مسیر رو به آینده یک جامعه را دگرگون ساخته است. ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ یکی از همین نقاط عطف خونین و بی‌بازگشت در تاریخ معاصر ماست؛ روزی که حاکمیت مستبد و مرتجع آخوندی نقاب از چهره برداشت و صفوف تظاهرات مسالمت‌آمیز توده‌ها را به گلوله بست.

در آن واقعهٔ تکان‌دهنده، صدها تن جان‌باختند و هزاران نفر بازداشت و روانهٔ میدان‌های تیرباران شدند. این حماسهٔ پردرد، یادآور دلاوری نوجوانان اسیری است که در برابر بازجویان سر خم نکردند و برای حفاظت از یاران‌شان، حتی از افشای نام خود خودداری ورزیدند. از همان زمان بود که استبداد مذهبی سرکوب مطلق را کلید زد و تمام دست‌آوردهای آزادی‌خواهانهٔ پس از سقوط سلطنت پهلوی را لگدمال نمود.

 

رویارویی با پدیدهٔ تزویر و استبداد

رهبری مقاومت، مسعود رجوی از نخستین کسانی بود که ماهیت حقیقی حاکمیت برخاسته از انقلاب ۵۷ را تبیین کرد. او با به‌کارگیری تعبیر «دجال» برای شگردهای مذهبی خمینی، نشان داد که این جریان نه یک پدیدهٔ تصادفی، بلکه چالشی تاریخی و آزمونی حیاتی برای بقا یا نابودی هویت و آزادی ملت ایران است. این تحلیل عمیق در اتاق‌های دربسته شکل نگرفت، بلکه حاصل تجربه مستقیم در قلب نبردی سهمگین و طولانی بود. در چنین دیدگاهی، هر گونه سازش یا سکوت در برابر از بین رفتن آزادی‌ها، به‌معنای باز کردن دست جانیان برای ادامه سرکوب تلقی می‌شد.

۳۰ خرداد خط فاصلی پررنگ میان تسلیم‌طلبی و ایستادگی ترسیم کرد تا سازشکاران را از کسانی که برای حفظ کرامت انسانی به‌پا خاستند، جدا سازد.

 

نفی دوگانهٔ شاه و شیخ: تبلور ارادهٔ ملی

امروز جامعهٔ ایران از جراحت دو نوع تفکر استبدادی رنج می‌برد؛ جریانی که با سوءاستفاده از نام دین حکومت می‌کند و جریانی که در حسرت احیای نظام موروثی گذشته است اما نسل‌های بپاخاسته با تکیه بر تجارب گذشته، شعار محوری «نه شاه، نه شیخ» را فریاد می‌زنند. ایران ملک طلق هیچ خاندانی نیست و به انحصار ولایت فقیه نیز درنمی‌آید. حاکمیت تنها به مردم تعلق دارد و مأموریت سرنگونی این نظام مستبد، بر عهدهٔ توده‌های جان‌به‌لب‌ آمده، کانون‌های شورشی و ارتش آزادی‌بخش است. سرنوشت میهن نه با سازش‌های دیپلماتیک و مماشات رقم می‌خورد و نه با مداخلهٔ نظامی خارجی؛ بلکه راه‌کار واقعی، همان اتکا به قدرت مردم و مقاومت سازمان‌یافته برای تغییر بنیادین است.

 

پاریس؛ میعادگاه کهکشان مقاومت

اکنون در چهل‌وپنجمین سالگرد آغاز این پایداری سراسری، بیستم ژوئن (۳۰ خرداد) در پاریس، فراتر از یک یادبود ساده یا مرور خاطرات گذشته است. این گردهمایی بزرگ، تجدید عهدی زنده با آرمان هم‌وطنانی است که هرگز تسلیم نشدند. ما به پاریس می‌رویم تا پژواک صدای شهیدان دهه ۶۰، جان‌باختگان قتل‌عام ۶۷ و تمامی معترضان سرفراز سال‌های اخیر باشیم.

این خروش همگانی، تجلی حمایت از جایگزین دموکراتیک و برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای ایران فرداست؛ برنامه‌‌ای که اصول بنیادین زیر را نوید می‌دهد:

  • جدایی دین و دولت
  • برابری کامل زنان و مردان در حقوق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی
  • ممنوعیت شکنجه و لغو حکم اعدام
  • برپایی یک جمهوری کثرت‌گرا بر پایه رأی و حاکمیت مردم

 

فراخوان به هم‌میهنان و آزادی‌خواهان

شرکت در تظاهرات باشکوه پاریس، گامی فراتر از یک کنش سیاسی معمولی و در واقع، پاسداشت حرمت خون‌هایی است که در راه آزادی ریخته شده است. در شرایطی که برخی به‌دنبال تحریف تاریخ یا معامله بر سر آرمان‌ها هستند، حضور در این میدان، باطل‌کنندهٔ سناریوهای ارتجاعی و استعماری است. روگردانی و سکوت در این برهه، تنها به فراموشی جنایات کمک می‌کند.

باید یک‌صدا به میدان آمد تا جهان بداند چرخهٔ استبداد موروثی و مذهبی در ایران به پایان راه خود رسیده است. هیچ نیروی سرکوبگری قادر نخواهد بود مشعل امیدی را که نسل‌های متوالی با فداکاری روشن نگه داشته‌اند، خاموش کند.

به‌امید همبستگی و دیدار در پاریس، در کنار پرچم‌های دادخواهی و در آستانهٔ طلوع آزادی بر میهن.

 

برقرار باد حاکمیت دموکراتیک مردم ایران

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b79bbd14-4b82-4421-8a8f-3778281c357e"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات