چرا پس از ۴۱سال؟
در روز ۳۰آذر۹۹ بیش از ۲۲۰نمایندهٔ مجلس حزباللهی ارتجاع آخوندی طی بیانیهیی به داد و فغان نسبت به تحریم ناقضان حقوقبشر در رژیم آخوندی از جانب کمیته روابط خارجی پارلمان انگلیس و دولت فرانسه پرداختند. این نمایندگان حزباللهی در بیانیهشان به تهدید مضحک و بلاهتبار تحریم برخی نمایندگان پارلمان اروپا و قضات مستقل نیز اشاره کردهاند!
پس از خواندن این بیانیه، بیدرنگ این پرسش به ذهن متبادر میشود که مگر در صحنهٔ سیاسی ایران چه اتفاقی افتاده است که پس از ۴۱سال، برای اولین بار این تعداد از گماشتگان خامنهای تحت عنوان نمایندگان مجلس، چنین بیانیهیی صادر میکنند؟ بهراستی موضوع چیست؟
قبل و بعد از سبوی مماشات
ادعاهای مطرح شده در این بیانیه از دو جنبه در دو زمان گذشته و حال قابل توجه هستند. هر دو جنبه هم ربط مستقیم با منافع استراتژیک این رژیم دارند.
نخستین نکتهٔ قابل توجه این است که در طول ۴۱سال گذشته، بیش از ۳۸سال آن شامل مماشات اروپاییان با دیکتاتوری تروریستی آخوندی بود. در این سالیان طولانی هرگز از جانب هیچ نهادی از نظام آخوندی بیانیهیی علیه برخی نمایندگان پارلمان اروپا یا قضات اروپایی صادر نشده است. علت واضح میباشد؛ تنور مماشات با ملایان در حال سوزاندن مخالفان آخوندها و تلاش برای از دور خارج کردن آنها بود. از طرفی چشم اروپاییان به تمام جنایات داخلی و منطقهیی و جهانی دیکتاتوری ولایت فقیه بسته بود. و نیز منافع استعماری ــ اعم از اقتصادی و سیاسی ــ توسط ملایان برآورده میشد؛ که البته بعضاً کم و بیش ادامه دارد
ملاحظه میشود که پس از سه چهار سالی که این تعادل استعماری ــ ارتجاعی توسط مقاومت ایران، قیامهای پیاپی در ایران و افشاگریها و روشنگریهای ایرانیان در زمینهٔ حقوقبشر بههم خورده است، گماشتگان ولیفقیه تحت عنوان نمایندگان مجلس برای اولین بار بیانیه میدهند. بیانیهیی که البته اعلام وضعیت بحرانی و حاد نظام آخوندی را جار میزند.
کالبدشکافی یک بیانیه
از این رو ضروری است که مواد این بیانیه را که با هوچیگری دجالگرانه و دروغگویی نهادینه شده در نظام آخوندی بههم آمیخته، محور به محور بررسی و تشریح کنیم.
در نخستین محور این بیانیه آمده است: «پارلمان اروپا همان نهادی است که در مقابل ترور ناجوانمردانهٔ دانشمندان بیگناه ایران سکوت کرد».
در بررسی محورهای این بیانیه باید به ادبیات مبتذل آخوندی ــ پاسداری و منویات نهفته در آن توجه و دقت داشت. مثلاً در همین محور اول به «سکوت پارلمان اروپا در مقابل ترور دانشمندان ایران» اشاره میکند. گویی واقعاً تعدادی دانشمند و محقق ایرانی با هدف پیشرفت سطح علمی ایران توسط مخالفان پیشرفت علمی ایران ترور شدهاند. در حالی که واقعیت این بوده و میباشد که منظور از کلمهٔ «دانشمندان» در بیانیهٔ مزبور، همان خدمتگزاران و سینهچاکان قسم خورده به ولیفقیه مثل محسن فخریزاده هستند که فعالیت و تحقیقشان هیچ ربطی به منافع ملی ایران، پیشرفت سطح علوم ایران و بهبود زندگی مردم ایران نداشته و ندارد. فعالیت و تحقیقی که فقط و فقط در خدمت بمبسازی و تثبیت موقعیت نظام جمهوری اسلامی بوده است و بس.
در ضمن همانطور که یادآوری شد، همین پارلمان اروپا تا قبل از سه چهار سال گذشته که تعادلقوای جهانی علیه آخوندها شده است، هیچ سد و مانعی پیش پای فعالیتهای هستهیی و تروریستی و کشتار جمعی آخوندها نگذاشته بود.
در محور دوم و سوم این بیانیه میخوانیم: «پارلمان اروپا همیشه حامی و پشتیبان تروریستها است. اعم از منافقین که دستشان به خون ۱۷هزار شهروند بیدفاع ایرانی آغشته است. رهبران گروههای تروریستی را در محل این پارلمان میزبانی میکند و به فعالیت آزادانه گروههای تروریستی در پارلمان اروپا میدان میدهد».
دو نکتهٔ قابل توجه در این دو محور گنجانده شده است:
الف ـ حزباللهیهای مجلسنشین آخوندی که بیشترشان هم سابقهٔ بسیجی و سپاهی دارند، خاک اروپا را با خاک اشغال شدهٔ ایران و هوای دموکراسی را با عصر انگیزاسیون قرونوسطایی اشتباه گرفتهاند. این خیل جانیان فکر میکنند همهٔ عالم باید هر هفته چند اعدام داشته باشد و جز حزباللهیها حق رفت و آمد و حضور در پارلمانها را نباید داشته باشند! فقط شایان یادآوری است که این عربدهکشی حزباللهیهای مجلس ولیفقیه علیه پارلمان اروپا شامل آن دسته از اندک نمایندگان باند مغلوب نمیشود که همچنان چشم به همان مماشاتگران غربی دارند.
ب ـ ادعای مندرس شده، بیپایه و دجالگرانهٔ «۱۷ هزار شهروند بیدفاع ایرانیِ قربانی ترور»، هیچ انسان عاقل و ذیشعوری را نمیفریبد؛ بهخصوص که به اصالتها و پرنسبپهای مقاومتی مردمی و تاریخی اشراف داشته باشد. ۴۱سال است که ارتجاع ولایی تلاش کرده و میکند که مبارزه مشروع و برحق علیه حاکمیت پلید ولایت فقیهی را به سیاق تمام دیکتاتورها، تروریسم جلوه دهد تا بهزعم خود از مکافات جنایات افسارگسیخته علیه مردم و قتلعامها علیه زندانیان سیاسی خود را بهدر برد. دربارهٔ تبلیغات دجالگرانهٔ «۱۷ هزار قربانی ترور» هم مجاهدین به مجامع جهانی اعلام رسمی کردهاند که حاضرند دربارهٔ تمامی پروندههای فاز سیاسی و آنچه که رژیم آخوندی «پرونده ترور» نام داده، در دادگاههای بینالمللی حضور یابند و همهٔ اسناد و مدارک را با جزئیات ارائه کنند تا همگان ببینند و دریابند که هرگز هیچ شهروند معمولی مورد هدف مبارزهٔ مجاهدین با ارتجاع آخوندی نبوده است.
در محور چهارم این بیانیه درخواست شده است: «از دولت جمهوری اسلامی ایران میخواهیم با هدف اقدام متقابل، فهرست اسامی مقامات اروپایی را که با اعمال تحریمهای ظالمانه بهویژه در زمینه دارو، مرتکب جنایت ضدبشری علیه ملت ایران شدهاند و همچنین قضات اروپایی را که در آرای سیاسی علیه شهروندان بیگناه ایرانی قرار محکومیت و حبس صادر کردهاند، اعلام دارد».
در این محور نیز دو نکته قابل تأمل میباشد:
الف ـ ادعای دجالگرانهٔ تحریم دارو توسط اروپا و آمریکا فقط برای نانخورهای نظام آخوندی مصرف دارد و یک سیاست پروپاگاند دیرینه و نهادینه شده در چنین عربدهکشیهای آخوندی است. سازمان ملل و مجامع حقوقبشری بارها اعلام نمودهاند که مواد غذایی و دارو و مایحتاج زندگی، هرگز شامل تحریم رژیم آخوندها نبوده است. این تبلیغات دجالگرانه خاص تحتالشعاع قرار دادن اصل تحریم است که شامل برنامهٔ هستهیی، موشک و بمبسازی و توسعهطلبیهای منطقهیی نظام آخوندی میشود.
ب ـ منظور از «قضات اروپایی که در آرای سیاسی، علیه شهروندان بیگناه ایرانی قرار محکومیت و حبس صادر کردهاند»، آدرس مستقیم دادگاه بلژیک و محاکمهٔ دیپلمات ـ تروریست آخوندی اسدالله اسدی است. ملاحظه میشود که دجالگرانه، عبارت «شهروندان بیگناه ایرانی» را در یک بیانیه میگنجانند، ولی اصل موضوع، یک تروریست رسمی و دولتی است که زیر نظر جواد ظریف و با تأیید شورای امنیت جمهوری آخوندی و هدایت وزارت بدنام اطلاعات، مشغول مأموریت برای کشتار ایرانیان در گردهمایی بزرگ سال۹۷ در ویلپنت پاریس بوده است. به همین سیاق میتوان ادعاهای شارلاتانیستیِ «۱۷ هزار ترور شهروند بیدفاع»، «تحریم دارو» و «تحریم ظالمانهٔ مردم ایران» و ... را ترجمه و معنا نمود.
علت اصلی صدور بیانیه
پس از بررسی و تشریح محتوا و هدف مشخص بیانیهٔ بیش از ۲۲۰ حزباللهیِ مجلسنشین و غاصبان اموال و دارایی مردم ایران، نکتهٔ آخر و مهم در علت چنین داد و هواری رو به اروپاییان است. واقعیت این است که در این هفتهها و روزها، مسألهٔ نقض حقوقبشر در ایران اشغالشده و آخوندزده و قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، بسیار مورد توجه سازمان ملل و مجامع اروپایی واقع شده و زیر ذرهبین و واکاوی رفته است.
پیشرفت دادخواهی بزرگ ایران
جیغ و داد گماشتگان مجلس فرمایشیِ تحتامر ولیفقیه را باید نتیجهٔ پیشرفت داخلی و بینالملیِ دادخواهیِ بزرگ مردم و مقاومت ایران دانست. چنین پیشرفتی هنوز از نتایج سحر پایداریها و قیامها علیه تمامیت نظام پلشت آخوندی است. باش تا زمان بیتوقف دادخواهی سراسری ایران و رستاخیز آزادی مردم، از تمام اجزا و نهادهای آویخته به پنجههای ولیفقیه عبور کنند...