برنامه ۱۰مادهای مریم رجوی که در کنفرانس آنلاین به تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ مورد مداقه و حمایت بیسابقه شخصیتهای برجسته بینالمللی قرار گرفت، بهمثابه یک «قانون اساسی گذار» و یک نقشه راه عملیاتی برای عبور از استبداد به دموکراسی جلوهگر شده است. این یادداشت به تحلیل مختصر این منشور بر اساس دیدگاههای مطرح شده در کنفرانس میپردازد.
اصالت حاکمیت ملی و نفی قیمومت
نخستین اصل این برنامه، انتقال حاکمیت به مردم ایران است. مریم رجوی در سخنرانی خود تأکید کرد که «تنها مردم ایران هستند که مشروعیت تعیین آینده سیاسی کشور خود را دارند». این سخن، مرزبندی صریحی با هر گونه مدل «انتصابی» یا «موروثی» است.
جرالد کراول، سناتور ایرلندی، در تحلیل این بند اشاره کرد که آزادی را نمیتوان از خارج تحمیل کرد و این برنامه با تکیه بر انتخابات آزاد، حق تعیین سرنوشت را به صاحبان اصلی آن، یعنی شهروندان ایرانی، بازمیگرداند. این رویکرد، پاسخی است به دغدغههایی که نگران بازتولید دیکتاتوری در جامه جدید هستند.
پایان سوءاستفاده از دین و باورهای مذهبی
یکی از درخشانترین مواد این برنامه، «جدایی دین و دولت» است. در کشوری که ۴دهه تحت استبداد مذهبی بوده، این بند نه تنها یک ضرورت سیاسی، بلکه یک درمان فرهنگی است. اسقف مارگوت کسمن، رهبر پیشین کلیسای پروتستان آلمان خاطرنشان کرد که بنیادگرایی در هر دینی یک سم است. او تأکید کرد که برنامه ۱۰مادهای با تضمین آزادی مذهب و در عینحال کوتاه کردن دست دین از نهاد قدرت، «دین را از ابزاری برای جنگ، به عاملی برای صلح» تبدیل میکند.
انقلاب جنسیتی و برابری ساختاری
مریم رجوی در سخنان خود، مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی را عامل حیاتی گذار دموکراتیک نامید. این یک استراتژی برای آزاد کردن نیمی از توان نهفته جامعه است. لیندا چاوز، مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید، این برنامه را سدی استوار در برابر آپارتاید جنسیتی حاکم دانست. گنجاندن برابری کامل زنان در حقوق سیاسی و اجتماعی در این منشور، آن را به پیشروترین برنامه سیاسی در تاریخ مدرن خاورمیانه تبدیل کرده است.
حقوق ملیتها و تمرکززدایی از قدرت
برنامه ۱۰مادهای با صراحت بر «حقوق ملیتها» از کرد و بلوچ تا عرب و ترکمن تأکید دارد. در تاریخ صدساله ایران، تمرکزگرایی مفرط همواره ابزاری برای سرکوب بوده است. این منشور با بهرسمیت شناختن تنوع اتنیکی ایران، بهدنبال ایجاد یک «وحدت داوطلبانه» بر پایه عدالت است. این ماده، پتانسیل تبدیل شدن به پیونددهنده تمامی اقشار جامعه ایران در مسیر سرنگونی را دارد.
لغو حکم اعدام و استقرار عدالت قضایی
در کشوری که نرخ اعدام آن در جهان رکوردار است، اعلام «لغو حکم اعدام» در برنامه ۱۰مادهای، یک بیانیه اخلاقی قدرتمند است. بارونس نولا اولون از مجلس اعیان انگلستان، این بند را نشانهای از پایبندی مقاومت به ارزشهای جهانی حقوقبشر دانست. این موضوع ثابت میکند که دولت موقت بهدنبال «انتقام» نیست، بلکه بهدنبال «عدالت» در چارچوب حاکمیت قانون و یک سیستم قضایی مستقل است.
ایران غیراتمی و دیپلماسی صلح
بخش پایانی و بینالمللی این برنامه که مورد توجه ویژه شخصیتهایی چون ژنرال وسلی کلارک و کارلا سندز قرار گرفت، تعهد به یک «ایران غیراتمی» است. مریم رجوی تأکید کرد که ایران فردا، مدافع صلح و همکاریهای منطقهیی خواهد بود. این بند، نگرانیهای جامعه جهانی را مرتفع کرده و ایران را از یک «عامل بیثباتی» به یک «شریک قابل اعتماد» در نظام بینالملل تبدیل میکند.
معماری دموکراسی در ایران
برنامه ۱۰مادهای مریم رجوی، آنگونه که در کنفرانس آنلاین تحلیل شد، مجموعهیی از آرزوهای نیک نیست؛ بلکه «معماری دموکراسی ایران» است. حمایت بیسابقه بیش از ۱۰۰۰قانونگذار و شخصیت سیاسی از این منشور، نشاندهنده آن است که جهان دموکراتیک، این برنامه را تنها راه گریز از جنگ خارجی و استبداد داخلی میبیند.
همانطور که گی فرهوفشتاد، نخستوزیر پیشین بلژیک اشاره کرد، این برنامه تمامی عناصر ضروری برای یک کشور عادی و دموکراتیک را در خود جای داده است. در واقع، برنامه ۱۰مادهای، میثاق ملی است که میتواند «روز بعد از سرنگونی» را از آشوب مصون بدارد و مسیری امن به سوی صندوقهای رأی بگشاید. این منشور، پیروزی اندیشه آزادیخواهانه بر تحجر استبدادی است.