سیامین گلریزان همیاری با سیمای آزادی، بار دیگر صحنهای باشکوه از تجلی پیوند ناگسستنی جامعه ایران را با مقاومت سازمانیافته بهتصویر کشید. در این میان، پیامها و تماسهایی که از داخل میهن-از میان خفقان، سرکوب، فقر و خطرات امپراتوری سانسور-به این برنامه رسیدند، معنایی فراتر از پشتیبانی مالی دارند. این پیامها، اعلام حضور نسل جوان و ارادهٔ شکستناپذیر آنان برای دستیابی به آزادی است.
پیام زهرا از ایران
مردمی که در زیر شدیدترین فشارهای امنیتی و معیشتی زندگی میکنند، سیمای آزادی را تنها پناهگاه و بازتابدهنده رنجها و مبارزات خویش میدانند. زهرا از ایران در پیام خود با ترسیم نقش بنیادین این رسانه تأکید کرد: «سیمای آزادی صدای حقیقت و چراغی روشن بهسوی پیروزی ایران است. سیمای آزادی صدای امید زندانیان بیگناه در بند، صدای کولبران و سوختبران بیپناه، صدای زحمتکشان و صدای دادخواهی مردم ایران است. سیمای آزادی به دور از وابستگی به بیگانگان و استعمار، متکی به مردم است. زنده باد آزادی؛ مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر».
سیمای آزادی، یاریرسان خیزشهای خیابانی
نسل شورشگر و جوان کشور نیز با بازشناخت دقیق این شریان اطلاعرسانی، آن را انگیزه اصلی خیزشهای خیابانی میداند. ستاره، دختر جوانی از داخل کشور، با فرقگذاری میان سیمای آزادی با سایر رسانهها تصریح کرد: «بسیاری از شبکههای فارسیزبان را که برنامه پخش میکنند دیدهام، ولی هیچکدام به اندازه سیمای آزادی در من و نسل ما حس خیزش و قیام ایجاد نکرده است. سیمای آزادی ندای ایران فردا و ما جوانان، و ندای خواهر مریم و برادر مسعود است. میدانم کمکم ناچیز است، اما قول میدهم با پر کردن در و دیوار شهرمان با شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» یا «مرگ بر خامنهای، درود بر رجوی»، دست سیمای آزادی را در پخش فعالیت کانونهای شورشی پر کنم؛ به این امید که بهزودی رادیو و تلویزیون آخوندها را تسخیر کرده و بهجای آن برنامههای سیمای آزادی را پخش کنیم».
صدای دادخواهی فرید از اصفهان
در اصفهان، شهری که سایه سنگین اعدام و سرکوب بر آن سنگینی میکند، صدای دادخواهی با همیاری پیوند خورده است. فرید از اصفهان با اشاره به موج اعدامها و اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، استمرار فعالیت این رسانه را یک وظیفه ملی دانست و گفت: «در شرایطی که از شهر من اصفهان صدای اعدام و سرکوب جوانان شورشگر بهگوش میرسد و چهار تن از جوانان پرونده میدان علیخانی اعدام شده و هشت تن دیگر در معرض خطر قرار دارند، استمرار سیمای آزادی اهمیت ویژهیی دارد. سیمای آزادی باید بتواند واقعیتهای ایران را بهگوش مردم و جهان برساند و نگذارد جنایتکاران این جنایات را در سکوت انجام دهند. من با وجود گرانیهای سرسامآور و وضعیت نامناسب مالی، احساس کردم باید در حد توان قدمی بردارم. از همه هموطنان دعوت میکنم هر کس به اندازه توان خود در این همیاری سهیم شود تا در کنار هم پشتوانهای برای استمرار این صدا باشیم».
پیام تکاندهندهٔ احمد از ایران
اوج فداکاری و ایثار در راه حفظ استقلال رسانه ملی را میتوان در پیام احمد از ایران دید؛ جایی که شرافت بر فقر غلبه میکند. او در پیامی تکاندهنده اظهار داشت: «من نیز مانند بسیاری از هموطنانم مشکلات اقتصادی را از نزدیک لمس کرده و میکنم و میدانم زندگی در چنین شرایطی چقدر دشوار است. ما همراه سیمای آزادی بوده و هستیم، چرا که سیمای آزادی متعلق به همه مردم ایران است. من با وجود همه سختیهای زندگی و مشکلات اقتصادی، تصمیم گرفتم تنپوشم را بفروشم و حاصل ۱۰۰ هزار تومانی آن را برای کمک به سوگواران تابستان ۶۷ به برنامه همیاری اختصاص دهم. شاید این کمک از نظر مالی بزرگ نباشد، اما برای من نشان پایبندی به آرمانها و ارزشهایی است که برای این برنامه قائل هستم».
کانونهای شورشی و گلریزان همیاری
کانونهای شورشی نیز بهعنوان پیشتازان نبرد میدانی، با اهدای داراییهای اندک اما با ارزش خود، پیمانشان را با آزادی تجدید کردند. عضوی از کانونهای شورشی اصفهان با پیامی کوتاه اعلام کرد: «من از شهر دلاورخیز اصفهان برای شما پیام میفرستم. من با افتخار یکی از اعضای کوچک کانون شورشی در اصفهان هستم که مبلغ ۱۰ میلیون تومان برای همیاری سازمان تقدیم میکنم؛ با آرزوی آزادی برای ایران و تحقق آن توسط مقاومت ایران».
همچنین علی، از کانونهای شورشی بانه، ارزش فداکاری شخصی را در اوج تنگنا بهنمایش گذاشت و گفت: «انعکاس صدای مردم سرکوبشده در سیاهترین ادوار تاریخ میهن، صدای شورشیان در زندان و صدای بهار میهن نباید خاموش شود. از این رو، من بهعنوان کانون شورشی مبلغ ۱۰ میلیون تومان از هزینه غذای روزانه خود میزنم و به سیمای آزادی کمک میکنم. درود بر رجوی، زندهباد ارتش آزادیبخش ملی ایران».
همیاری دانشجویان با سیمای آزادی
در این میان، اقدام ۶ دانشجوی مبارز از داخل کشور که با پرداخت ۶ میلیون تومان عهد و پیمان خود را زیر شدیدترین سانسورها اعلام کردند، موجی از غرور و سرفرازی بهپا کرد. این مجریان برنامه بودند که با قدردانی از این فداکاری یادآور شدند: «یکی از با ارزشترین کمکها توسط ۶ دانشجوی ایرانی از داخل کشور بهمبلغ ۶ میلیون تومان اهدا شده است. این کمک همان عهد و پیمانی است که در شرایط سانسور وحشتناک، سرکوب و شکنجه جرأت میکنند اعلام دارند و این امر باعث مباهات و سرفرازی است».
***
پیامهای رسیده از داخل میهن اثبات کرد که سرکوب و فقر هرگز نتوانسته است مشعل آزادیخواهی را خاموش کند. این کمکهای مردمی و فداکاریهای بینظیر گواهی است بر این حقیقت که سیمای آزادی ریشه در عمق جان و ضمیر جامعه ایران دارد و تا روز سرنگونی استبداد، پرقدرت و استوار طنینانداز خواهد بود.