728 x 90

۱۶آذر، بازتعریف دانشگاه به‌عنوان قلب تپنده آزادی و رادیکالیسم اجتماعی

دانشگاه، قلب تپنده آزادی و رادیکالیسم اجتماعی
دانشگاه، قلب تپنده آزادی و رادیکالیسم اجتماعی

۱۶ آذر، «روز دانشجو»، در تداول هر ساله‌ٔ خود یک گره‌گاه فکری و تاریخی است که در آن دانشگاه ایران بار دیگر جایگاه خود را به‌عنوان «وجدان بیدار جامعه» به نمایش می‌گذارد. این روز از لحظه تولدش به نماد مقاومت ساختاری در برابر دو شکل کلاسیک استبداد در ایران بدل شد: استبداد سلطنتی و استبداد دینی. به‌عبارت دیگر تاریخ معاصر ایران در این روز علیه دو صورت از سلطه شورش کرده است؛ و این سنت هنوز ادامه دارد.

در افق فکری امروز ایران ۱۶ آذر نه یادآور گذشته، بلکه پژواکی از آینده‌ای در حال آمدن است؛ آینده‌ای که موتور محرک آن همان دانشگاه و دانشجویی است که توانسته بارها در برابر ماشین له‌کننده‌ٔ قدرت بایستد و آن را به چالش بکشد. به این اعتبار، دانشگاه سنگری است که هرگاه قدرت سیاسی تلاش کرده آن را خاموش کند، با ضدقدرتی آفریننده‌تر و منسجم‌تر مواجه شده است.

 

بازگشت دانشگاه به نقش تاریخی

پس از دوره‌ای طولانی از فترت ناشی از سرکوب سیستماتیک، دانشگاه در دهه اخیر -به‌ویژه در قیام ۱۴۰۱- توانست هویت تاریخی خود را بازیابی کند: هویتی آزادیخواه، نوآور و ستیزنده با هر شکل از ارتجاع. دانشگاه دیگر فقط نهادی آموزشی نیست؛ به یک نهاد «آفرینش معنا» و «تولید رادیکالیسم اجتماعی» است. همان‌گونه که پاولو فرره می‌گوید، آموزش زمانی رهایی‌بخش است که «در خدمت خودآگاهی و عمل انتقادی» باشد(فریره، ۱۹۷۰).

امروز دانشگاه ایران بیش از هر زمان دیگری چنین نقشی را ایفا می‌کند و باید بکند.

 

ماشین سرکوب در برابر دانشگاه

ترس هیأت حاکمه از دانشگاه در نظام ولایت فقیه تصادفی نیست. دانشگاه تنها فضایی فیزیکی نیست؛ بلکه یک میدان مقاومت نمادین است، جایی که ایده‌ها زاده می‌شوند، نقدها شکل می‌گیرند و شبکه‌های اجتماعی اعتراض سر برمی‌آورند. به همین دلیل است که حاکمیت دینی با ترکیبی از سرکوب سخت و مهندسی نرم تلاش کرده این قلب تپنده را از حرکت بازدارد. در این زمینه برخی از اقدامات حاکمیت را مرور می‌کنیم:

۱. سرکوب میدانی و امنیتی

محاصره فیزیکی دانشگاه‌ها توسط نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها، یورش به دانشگاه شریف و ده‌ها دانشگاه دیگر و حمله به تجمع‌های مسالمت‌آمیز دانشجویان بخشی از ماشین سرکوبی بود که در قیام ۱۴۰۱ به اوج رسید. این سرکوب خشونت‌بار که بیشتر نشانه هراس قدرت بود تا اقتدارش، نه‌تنها دانشگاه را خاموش نکرد بلکه انرژی جدیدی به آن تزریق کرد.

۲. بازداشت، ربایش و پرونده‌سازی

ربودن دانشجویان، بازداشت‌های شبانه، پرونده‌های امنیتی و احکام انضباطی سنگین، از جمله ابزارهای حکمرانی ترس بوده است. اما هر چه سرکوب شدیدتر شد، شبکه‌های مقاومت دانشجویی نیز سازمان‌یافته‌تر و آگاهانه‌تر می‌گردد.

۳. ابزارهای نرم‌سرکوب: سیرک «گفت‌وگو»

راه‌اندازی «کرسی آزاداندیشی» یا نشست‌های نمایشی گفتگو برای خنثی‌سازی مرزبندی روشن دانشجویان با قدرت، ترفندی آشناست. هدف این پروژه‌ها آن است که رادیکالیسم دانشجویی از امر سیاسی به یک بازی بی‌خطر شبه‌گفتگویی تقلیل یابد. اما دانشگاه امروز، با حافظه انتقادی و تجربه زیسته قیام ۱۴۰۱، به‌خوبی می‌داند که این تاکتیک‌ها چیزی بیش از مهندسی رضایت و بی‌زیان‌سازی اعتراض نیستند.

۴. تلاش برای قطع پیوند دانشگاه با جامعه

مهم‌ترین ترس حاکمیت این است که دانشگاه در پیوند ارگانیک با جامعه معترض باقی بماند. تجارب تاریخی گویای آن است که هرگاه جامعه وارد فاز انفجاری سیاسی شده، دانشگاه ناگزیر در مرکز آن قرار گرفته است.

 

رادیکالیسم به‌مثابه اخلاق مقاومت

هربرت مارکوزه با برجسته‌کردن ضرورت رادیکالیسم در برابر جوامع «یک‌بعدی» هشدار می‌دهد که وقتی عرصه‌ٔ عمومی به‌نحو نظام‌مندی از نقد تهی می‌شود، تنها واکنش رادیکال، امکان بازگشت به عرصه‌ٔ سیاست واقعی را فراهم می‌آورد(مارکوزه، ۱۹۶۴).

دانشگاه امروز ایران نیز به همین ضرورت رسیده است. یقین داشته باشیم که عقب‌نشینی در برابر استبداد تنها به تشدید سرکوب می‌انجامد. وحدت، سازماندهی و تهاجم آگاهانه تنها زبان قابل فهم قدرت سیاسی است و دانشگاه هرگاه «سنگر آزادی» شود، جامعه را نیز با خود به حرکت درمی‌آورد.

دانشجویان با فهم این لحظه تاریخی، در برابر فریب، سرکوب و مهندسی سیاسی، یک پاسخ روشن داده‌اند:

قاطعیت، رادیکالیسم، و وفاداری به حقیقت.

 

۱۶ آذر امروز: رسالت تاریخی و افق فردا

۱۶ آذر با این تلقی، ‌دیگر فقط مراسمی یادبود نیست؛ بلکه روز احیای پیمان دانشگاه با جامعه آماده‌ٔ قیام و پیشتازان جان بر کف است.

امروز بیش از هر زمان دیگری، دانشجو می‌داند که آزادی امری اهدایی نیست؛ انتخابی است که برای آن باید هزینه داد. هر نسل باید سهم خود را در ساختن آینده‌ای آزاد بر دوش بکشد. اگر استبداد می‌خواهد دانشگاه را منزوی کند، دانشگاه باید نسبت خود با جامعه را عمیق‌تر کند. اگر قدرت می‌خواهد پراکندگی ایجاد کند، دانشجو باید بر همبستگی، سازماندهی و عمل جمعی بیفزاید.

در تحلیل نهایی، پرسش این نیست که آیا دانشگاه می‌تواند نقشی تاریخی بازی کند؛ بلکه این است که چه زمانی این نقش را تا آخر ادامه خواهد داد.
و پاسخ ۱۶ آذر روشن است:

دانشگاه ایران به‌مثابه سنگر آزادی، به میدان آمده و تا تحقق انقلابی دموکراتیک از پا نخواهد نشست.

 

ارجاعات:

فریره، پائولو Paulo Freire). Pedagogy of the Oppressed. ترجمه: Myra Bergman Ramos. Continuum (انگلیسی)، چاپِ نخست انگلیسی ۱۹۷۰ (نگاه کنید به: Pedagogy of the Oppressed، Freire)...

مارکوزه، هربرت (Herbert Marcuse). One-Dimensional Man: Studies in the Ideology of Advanced Industrial Society. Beacon Press، ۱۹۶۴ (تحلیل‌های مارکوزه از جامعهٔ مصرفی، سرکوب انتقاد و ضرورت رادیکالیسم)

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/5732514c-526d-4fc2-bbf7-68880338d875"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات