728 x 90

«...سیل چو بگرفت، سد نشاید بست»

سخن روز
سخن روز

رؤسای کمیسیونهای مجلس ارتجاع، طی نامه‌یی به‌روحانی در مورد وضع معیشتی مردم به‌او هشدار دادند. در این نامه ضمن ریختن اشک تمساح برای مردم فقیر، کودکان زباله‌گرد، کارگران گرسنه، معلمان محروم، جوانان بیکار و... این شعر را آورده‌اند که:

«به‌روزگار سلامت سلاح جنگ بساز

وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست».

وحشت از انفجار و قیام


این نامه به‌خوبی نشان می‌دهد که وجه غالب نگرانی سردمداران مجلس رژیم به‌حرکت درآمدن سیل‌آسای ارتش بیکاران و گرسنگان است، سیل مهیبی که می‌دانند رژیم پوسیدهٔ ولایت از آن جان سالم به‌در نخواهد برد.

رؤسای کمیسیونهای مجلس ارتجاع در نامه خود، دولت روحانی را مسئول اصلی این وضعیت دانسته و روحانی را با عباراتی از قبیل «بی‌انگیزگی و رخوت در برخی اطرافیان شما موج می‌زند» مورد حمله و طعنه قرار داده‌اند. آنها روحانی را تهدید کردند که در برابر این وضعیت سکوت نخواهند کرد.

روز جمعه نیز در اکثر نمایشهای جمعه (۶تیر) حرف اصلی گماشتگان خامنه‌ای، دلسوزی برای وضعیت سخت معیشت مردم هشدار به‌دولت و مجلس درباره عواقب آن بود.

گماشته خامنه‌ای در نمایش جمعه زابل ادعای همیشگی روحانی مبنی بر این‌که منشاء اصلی گرانی و وضعیت وخیم اقتصادی، تحریم هاست رد کرد و با اشاره به فساد رژیم گفت: «تنها ۲۰درصد از این وضعیت مربوط به‌تحریم‌هاست و ۸۰درصد مربوط به‌سوءمدیریت و عدم نظارت و مشکل مافیای اقتصادی است».

اگر چه وجه دیگر این هشدارها دعوای باندی و جنگ گرگها و انداختن تقصیر به‌گردن رقیب برای در بردن خود از طوفان خشم مردم است؛ اما وجه اصلی وحشت از قیام است. دیروز روزنامه حکومتی آرمان به‌نقل از جلالی‌زاده یک عضو سابق مجلس ارتجاع نوشت: «این گرانی‌ها موجب ناامنی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خواهند شد».

نقشهٔ عامدانهٔ رژیم

روشن است که رژیم و دولت روحانی قادر نیست ذره‌یی از فشار اقتصادی که استخوانهای مردم دارد زیر آن خرد می‌شود، بکاهد، چرا که خود عامدانه به‌گرانی دامن می‌زند و این طرح و شیوه‌یی است تا از طریق آن بتواند پول مورد نیازش برای گرداندن امور حکومت برای استمرار سرکوب و تولید بمب اتمی و صدور تروریسم و غیره به‌دست بیاورد.

شاخص این سیاست هم افزایش قیمت همهٔ کالاها و خدمات در انحصار دولت و هم‌چنین افزایش لجام گسیختهٔ نرخ ارز است که طی تنها ۲ماه، ۵۰درصد صعود کرده و از ۲۰هزار تومان فراتر رفته و به‌تبع آن همهٔ کالاها هم گرانتر شده و می‌رود که حتی نان را از سفره مردم محروم حذف کند. در یک برنامه تلویزیونی که روز ۴تیر ماه در شبکه استانی خوزستان پخش شد، یکی از کارشناسان حکومتی گفت می‌توان به‌دهکهای پایینی گفت خودرو نخرند می‌توان گفت میوه نخورند، می‌توان گفت گوشت مصرف نکنند، ولی نان را که باید بخورند! وی با اشاره به‌فریبکاری رژیم در افزایش اعلام نشدهٔ قیمت نان گفت: «در همان روزی که وزیر صمت اعلام می‌کند در کشور قیمت نان افزایش پیدا نخواهد کرد در همان روز... شاهد افزایش ۴۰درصدی قیمت نان هستیم».

سد بستن در برابر ارتش گرسنگان و ارتش قیام

راستی شمار جمعیتی که به‌اعتراف ایادی و سردمداران رژیم حتی محتاج نان شب هستند، چقدر است؟ حتی با استناد به‌آمارهای خود رژیم، مسلماً شمار آنها دهها میلیون نفر است. این همان ارتش گرسنگان است که بی‌تردید در آینده‌ای نه چندان دور طغیان خواهد کرد. رژیم در برابر این طغیان و قیام در تقدیر جز سرکوب و اعدام و ارعاب چیزی در چنته ندارد و عملاً نیز همین سیاست را در پیش گرفته است. رژیم حساب می‌کند تا وقتی کرونا بلای جان مردم است و عملاً امکان تجمعات بزرگ وجود ندارد، احتمال قیام هم کم است و برخی مهره‌های رژیم آشکارا می‌گویند اگر رژیم بتواند خودش را تا دسامبر (آذرماه) موعد انتخابات آمریکا بکشاند، شاید فرجی حاصل شود.

از این رو رژیم تمام اتکای خود را بر تشدید سرکوب و اختناق و بالا بردن جو ارعاب گذاشته است. تلاش می‌کند به بهانهٔ حجاب و بدحجابی، یا به بهانهٔ مبارزه با اراذل و اوباش، بگیر و ببند خیابانی راه بیندازد، یا با اعدام دستگیر شدگان قیام آبان زهر چشم بگیرد؛ در همین رابطه برای ۳تن از جوانان شورشگر قیامی حکم اعدام صادر کرده اما در وحشت از واکنش اجتماعی، به‌شیوهٔ شناخته شده‌اش سعی می‌کند با خبرهای متوالی تأیید و تکذیب، حساسیتهای اجتماعی را بساید.

از سوی دیگر رئیس کل جنایتکار دادگستری استان اصفهان که روز جمعه ۶تیر به‌عنوان خطیب پیش از خطبه‌های این شهر سخنرانی کرده، برای هواداران مجاهدین خط و نشان کشید و گفت: «یقیناً قاطعانه با دست‌نشانده‌ها و آشوبگران برخورد خواهیم کرد به‌گونه‌یی که امروز ۸ پرونده مربوط به‌اتفاقات ذکر شده نهایی و حکم مفسد فی‌الارض برای آنها ثابت شده است».

اما سیاست سرکوب و ارعاب یک تیغ دو دم است و در شرایطی که کارد به‌استخوان مردم رسیده و کانون‌های شورشی به‌مثابه معین عمل قیام و انقلاب، در بطن جامعه حضوری فعال دارند، چه بسا سرکوب و اعدام به‌سان جرقه، حریق عظیمی را بر افروزد که دودمان رژیم را به‌آتش کشیده و خاکستر کند.