728 x 90

«این همه دروغ» و «تحقیر بشریت»

 «این همه دروغ» و «تحقیر بشریت»
«این همه دروغ» و «تحقیر بشریت»

تلقین!

«نفوذی، جاسوس، مأمور بیگانه، امنیتی، اغتشاش‌گر، محارب، باغی و یاغی»، واژه‌ها و مفاهیمی هستند که نظام‌های تمامیت‌خواه(توتالیتر) همواره در تبلیغات و ادبیات سیاسی، روزانه مصرف می‌کنند. شدت و حجم و وفور استفاده از این واژه‌ها آن‌قدر است که با یاری‌رسانیِ روان‌شناسان خدمت‌گزار نظام، می‌تواند به اذهان عمومی به‌عنوان یک واقعیت، تلقین شود.

سامانه‌ی تبلیغاتیِ حاکمیت تمامیت‌خواه با تمام ترفندها تلاش می‌کند تلقین کند که نظام آن‌قدر مقدس، برگزیده، عاری از اشتباه و مطلق است که در مقابل‌اش هرچه هست، مصادیق این واژه‌هاست.

این‌ها لایه‌ی اول تبلیغات توتالیتر هستند که چشم‌ها را می‌گیرند و فضا را پر می‌کنند، اما وقتی همین واژه‌ها ابزار عاملیت میدانیِ برای کنترل و سرکوب جامعه می‌شوند، ماهیت این‌همه هیاهو رو می‌آید؛ یعنی معلوم می‌شود که سوژه، از قضا مردم جامعه‌یی‌اند که تک‌تک‌شان تهدید نظام توتالیتر تلقی می‌شوند.

 

«تحقیر بشریت»

دستگاه تبلیغاتی نظام ولایت فقیه همواره در پوست رویی و آشکار خود، نشانیِ دشمنان نظام را «گروه‌های معاند» و «اغتشاش‌گران خیابانی» و «دست‌نشاندگان استکبار» معرفی می‌کند. با این حال این پرسش پیش می‌آید که پس چرا اکثریت یک جامعه با این نظام مشکل دارد یا در فضای عمومی شاهدیم که می‌خواهند «این رژیم گورش را گم کند»؟ 

علت واضح است؛ «گروه‌های معاند» و...سرپوش کنترل روابط اجتماعی ــ و حتی خصوصیِ ــ مردم است. یعنی مردم، سرکوب‌گری و تمامیت‌خواهیِ حاکمیت ملایان را در حتی جزئیات زندگی، معیشت و روابط اجتماعیِ خود احساس می‌کنند.

بدین سبب است که نظام‌های توتالیتر، منفورترین نوع دیکتاتوری و حاکمیت سیاسی ــ خاصه اگر مذهبی باشند ــ ملعون‌ترین در میان مردم آن کشور هستند و «يقيناً تبليغ در دست دیکتاتورها ،آلت پست تحقیر بشریت است»[۱]  و «در کشورهای توتالیتر، تبلیغات و ارعاب، دو روی یک سکه را بازمی‌نمایند».[۲]   

 

«این‌همه دروغ» برای «امحاء حقیقت»

بنابراین قانون‌گذاری، سیاست‌گذاری و انواع ارگان‌های موازی ــ با کار و هدف مشترک و صرف بودجه‌های نجومی ــ در نظام ولایت فقیه، فقط و فقط برای کنترل و سرکوب اکثریت مردم جامعه‌ی ایران تدارک و تصویب و مهیا می‌شوند؛ چرا که «اعمال رسوایی که دیکتاتوری اجازة ارتکابش را به خود می‌دهد، نامی جز فاسد ندارد و همراه است با این‌همه دروغ، امحاء حقیقت و نیرنگی بدین زشتی که سرانجام به ستم‌کاری منتج خواهد شد».[۳]

با چنین زیرساخت‌ها و اهدافی‌ست که مجلس تحت امر ولی فقیه، روز ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ «کلیات طرح مقابله با نفوذ» را تصویب نمود. بهتر است ویژگی‌های این طرح را که تلاش می‌شود برای پوشاندن اصل موضوع، هاله‌یی از ابهام و ناروشنی و کلی‌بافی بر آن مستولی باشد، از روزنامه‌ی توسعه ایرانی در شماره‌ی ۲۱ مهر ۱۴۰۵ نقل کنیم.

 

«مخاطب هشدار» کیست؟

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در همین رابطه اظهار نظری کلی می‌کند که «افراد قبل از خروج از کشور، اطلاع‌رسانی کنند که بعداً گرفتار نشوند».

منظورش این است که شهروندان، جزئیات سفر و دیدارهایشان در شهر یا کشورهای دیگر را به وزارت اطلاعات و سامانه‌های امنیتی اطلاع بدهند که بررسی بشود.

 روزنامه‌ی مزبور نیز می‌نویسد:

«این طرحی است که گسترش نظارت بر ارتباط مردم با جهان، زیر عنوان مقابله با نفوذ را دربرمی‌گیرد. طرح قرار بود با نفوذ مقابله کند، اما اکنون سفر شهروندان را هم زیر سایه هشدار می‌برد. چرا مخاطب هشدار، مردم‌اند؟»

 

«سگ امنیت»!

«امنیت» در نظام‌های توتالیتر، «سگی است که مدام عوعو می‌کند». (رومن رولان، جان شیفته)

مصداق دقیق و تجربه‌شده‌ی این «سگ» در طی ۴۷ سال، دستگاه عریض و طویل تبلیغات نظام ملایان در رادیو، تلویزیون و نمازهای جمعه با پشتوانه‌ی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران است. بنگرید «عوعو این سگ» برای رسانه‌ی نظام هم چقدر نخراشیده و لو رفته است:

«امنیت ملی برای چنین نظارتی، عنوانی بزرگ و جذاب است، اما چرا شهروند باید هزینه را بپردازد؟ مقابله با جاسوسی و نظارت بر زندگی مردم؟ اگر پیشگیری از سوءاستفاده خارجی است، چرا ابزار اصلی، تکلیف و مجازات شهروند است؟

 

مشکل اصلی: «عقل سلیم»

از آن‌جا که نظام‌های توتالیتر در درون خودشان هم مدام تناقض‌ و مسأله می‌پرورند، روزنامه‌ی توسعه‌ی ایرانی هم به اسماعیل کوثری طعنه می‌زند که:

 «نفوذ را باید در حلقه‌های قدرت جست‌وجو کرد؛ بستن راه مردم به جهان، بستن راه نفوذ نیست».

با همه‌ی این توصیفات، مشکل اصلی نظام تمامیت‌خواه ولایت فقیهی، این امر مسلم است که «عقل سلیم» اکثریت جامعه‌ی ایران، سال‌هاست از این ترفندها عبور نموده و «خزف» را از «لعل» تشخیص می‌دهد:

«تبلیغات توتالیتر تنها زمانی می‌تواند صریحاً به عقل سلیم توهین كند كه عقل سلیم، اعتبارش را از دست داده باشد.»[۴]

 

پی‌نوشت:

[۱ و ۳] توماس مان، پیروزی آینده دموکراسی، ترجمه محمدعلی اسلامی ندوشن، صص ۷۴ و ۷۵

[۲ و ۴] هانا آرنت، توتالیتاریسم، ترجمه محسن ثلاثی، صص ۹۷ و ۱۱۸ 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/9df827fe-6ebb-440b-bc59-8013b6198048"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات