دو دانشآموز!
برای سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶، یک دانشآموز باید ۱۵ میلیون تومان لوازمالتحریر را در کولهپشتیِ[کیف مدرسه] ۴ میلیون تومانی بگذارد تا بتواند از دروازهی مدرسهی غیر دولتی[غیر انتفاعیِ] ۲۲۰ میلیون تومانی عبور کند!
برای همین سال تحصیلی، دانشآموز دیگری حتی خواب مدرسهی غیر دولتی را هم نمیتواند ببیند، اما به هر مدرسهی دولتی هم که برای ثبت نام مراجعه کند، «علاوه بر هزینه ثبتنام، هزینههای آمادهسازی(شامل خرید کیف، کفش، لباس فرم مدرسه و پک اقتصادی لوازمالتحریر) دستکم از چند میلیون تومان شروع میشود و بسته به کیفیت و برند اقلام، افزایش مییابد.»[۱]
برای هر دو این دانشآموزان «در سال تحصیلی جدید، قیمت لوازمالتحریر بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد (و در برخی اقلام تا ۲ برابر) نسبت به سال گذشته افزایش یافته است».[۲]
مولدهای متهم شدن علم و تحصیل
حالا با ماشین حساب یا با کاغذ و قلم، از حقوق پدر و مادر این دانشآموزان، تخم مرغ دانهیی ۶۰ هزار تومان، گوشت کیلویی ۸۰۰ هزار تومان و دلار ۲۰۰ هزار تومان را کم کنید تا معلوم شود که درس خواندن کودک بهصرفه هست یا نه![۳] قدری هم که این اعداد و ارقام را به هزینههای نجومیِ تأمین نیازهای پایهیی زندگی تسری بدهید، با خشم هم که مشت بر دیوار بکوبید، از حاصل خشم شما جز «ترک تحصیلی» و «کودک کار» و متهم شدن علم و تحصیل درنمیآید!
طبق قانون اساسی «جمهوری اسلامی»، تحصیل از دبستان تا پایان دبیرستان باید رایگان باشد، اما این اعداد و ارقام میگویند که شروع هر سال تحصیلی، یعنی گشودن دروازههای پول و درآمد و سرازیر شدن سرمایه به جانب صاحبان مدارس انتفاعی و خصوصی و به جانب وزارت آموزش و پرورش تحت سلطهی دولت. [این شیوهی گشایش مدارس با هزینههای نجومی برای خانوادهها، البته از تفسیر فقهای نظام از قانون اساسی برای تأمین بودجهی حوزههای مذهبی حاصل شده است!]
نمودهای ماهیت سیاستگذار
پرسش بنیادی که نباید از آن غفلت نمود این است که تا کی و تا چند سال باید با این اعداد و ارقام ــ که آموزش و پرورش نظام هر سال آنها را متنوع! میکند ــ به استقبال سال تحصیلیِ جدید رفت؟ آیا این اعداد و ارقام از مشابهشان در امور کلاناقتصاد کشور جدا هستند؟ این اعداد و ارقام هرچقدر هم کم و زیاد شوند، بیان علت اصلیِ مشکل خانوادهها در تأمین نیازهای فرزندانشان برای تحصیل علم نیستند. علت در جایی، ماهیتی و سیاستی دیگر است.
باید دید ارزش و قدر دانشآموز و دانشجو در نگرش و تفکر و سیاست یک دولت یا حاکمیت در چیست. این عبارت خمینی را تا روز سقوط نظام ولایی ــ آخوندی باید بهعنوان یک عینک دانست که از پشت آن به پدیدههای علم و دگراندیشی ــ و حتی به مردم ایران ــ مینگرد. خمینی در تابستان سال ۱۳۵۸ دربارهی دانشگاهها گفت: «منشأ همهی مفاسد، دانشگاه است. هرچه اسلام ضربه دیده است، از دانشگاههای فاسد بوده است»!
این عبارت، مضمون یک استراتژی از جانب یک حاکمیت در ۴۷ سال گذشته در نگرش به مدرسه و دانشگاه است. آن اعداد و ارقام کمرشکن خانوادهها برای تأمین نیازهای درس و مشق و علم فرزندانشان، از این نگرش حاکمیت به همهچیز درمیآید. این نگرش در سیاست همین است، در اقتصاد همین است، در فرهنگ و هنر همین است.
ناکجاآباد بررسیِ متغیرها
بنابراین مسألهی دانشآموز و نظام تحصیلی در حاکمیت ولایت فقیه را میتوان هر ساله و الی غیرالنهایه با متغیرهایی از اعدام و ارقام در موضوعات ترک تحصیل، کودکان کار، کودکان معتاد، کودکان زبالهگرد، کمبود مدرسه، مهاجرت اجباری خانوادگی، کمبود معلم، گرانی اقلام تحصیلی و خصوصی کردن مدارس برای چپاول نجومی از خانوادهها و...بررسی نمود، اما انتهای این بررسیهای موضوعی و اختصاصی، ما را به سرمنشأ بحران نهفته در تار و پود این اعداد و ارقام راه نمیبرند.
مدرسه و حوزه؛ دو ماهیت ناهمگون
نگرش به مدرسه و دانشگاه از پشت عینک اتاق فکر نظام ولایی ـ آخوندی، کاملاً ایدئولوژیک با هدف تحکیم نظام سلطه است. از اینرو علم، تخصص و فرهنگ، فرعیات جانبی برای تأمین اصل هدف حاکمیت هستند. رشد بیکاریِ مفرط متخصصان و دارندگان مدارج بالای علمی و نیز رشد تصاعدیِ فرار مغزها و مهاجرت خانوادهها از ایران آخوندزده، بهترین گواه ایدئولوژیک(آخوندی۰ولایی) کردن مدارس و دانشگاههاست.
از آغاز صدارت خمینی تا هماینک، رشد دگراندیشی و تنوع باورها، همواره رقیبی برای حاکمیت متکی بر پایههای آخوند ـ مذهب ـ تمامیتخواهی بوده است. مدرسه و دانشگاه دو کانون قوی با گسترهی نفوذ علمی ـ اجتماعی ـ فرهنگی، بهعنوان رقیب و تهدید بالفعل و بالقوه برای سلطهی مطلق هستند.
بدین دلایل است که آموزش و پرورش در نظام ولایت فقیه، دنبالهی حوزههای آخوندی و شاخهیی از ارگانهای وابسته به ولی فقیه شدهاند. بدین دلایل است که وزیر آموزش و پرورش نظام از فرمانده نیروی انتظامی درخواست حضور در مدارس را میکند.
فراتر از سال تحصیلی؛ چالش بزرگ و مهارناپذیر
بنابراین از پشت پنجرهی آغاز سال تحصیلیِ جدید، مشاهده میشود که همهی واقعیتها در تمامیِ زمینههای حیات فردی و اجتماعی تأکید دارند که جنگی همهجانبه، سرسخت و ریشهدار میان حاکمیت ولایت فقیه و پدیدههای دانشآموز و دانشجو در کلیهی مدارس و دانشگاهها و نیز خانهخانهی ایرانزمین در جریان است.
پینوشت:
[۱] سایت اکوایران، بررسیهای اقتصادی، بهنقل از آخرین ابلاغیههای وزارت آموزش و پرورش
[۲] خبرگزاری مهر، ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
[۳] اعداد و ارقام ار خبرگزاری مهر، ۱۰ شهریور / خبرگزاری ایرنا، ۱۹ شهریور ۱۴۰۵