۴۰روز از داغ دی گذشت؛ داغی که چون شهابی سوزان سینهٔ شب را شکافت و خونبهای روشنایی و آزادی میهن شد. به همین خاطر چهلم یاران، چلچراغ سحر و پژواک صدای شهیدان بود. روزی که اشکها به شعارهای آتشین تبدیل شد و سنگهای مزار به سنگرهایی محکم برای ادامهٔ نبرد.
در آبدانان، مردم پس از تظاهرات دوشنبهشب دوباره با فریاد «مرگ بر خامنهای» به خیابان آمدند و پاسداران با گلوله پاسخ دادند. پاسخی که نشان میداد مأموران و مزدوران ضحاک، در کابوس موج دوم قیام و پایان نظام دست و پا میزنند.
در تهران، بهشت زهرا صحنهٔ پیوند نامها و ارادهها بود. جوانان در دستههای مختلف حرکت میکردند و شعارها چون موجی از مزارها برمیخاست: «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه».
حتی تهدید «توپ، تانک، مسلسل» هم دیگر کارساز نبود؛ چرا که مردم اعلام کرده بودند «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان».
در مشهد، با وجودی که مأموران خیابانهای اصلی شهر را قرق کرده بودند، مردم در گروههای کوچک به هم پیوستند و با شعار «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتلرو ستایش کنیم»، مرزشان را با هر نوع سکوت و سازش و تسلیم در برابر سرکوب روشن کردند.
در نجفآباد اصفهان هزاران نفر ـ به سبک عزاداری در عاشورا ـ با برافراشتن علم و کتل و تصاویر شهیدان، زمین را زیر پای جلادان به لرزه درآوردند و در کرج، هشتگرد، لاهیجان، زنجان، ایلام... نیز طنین «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» در شهر پیچید.
در امتداد خیابان و مزارها، دانشجویان نیز در محیط دانشگاه با سرودخوانی و شعارهای آتشین با شهیدان تجدید عهد کردند. اما چلچراغ سحر و چهلم شهیدان فقط در خیابان محدود نشد. در همان روز، صدای همراهی با چهلم شهیدان از سیاهچالهای ایران برخاست؛ زندانیان ۵۶زندان کشور طی بیانیهیی مشترک، ضمن ابراز همدردی در چهلمین روز شهادت یاران نوشتند: «مردم بهجای ماتم، عزمشان را برای ادامه مسیر تا پیروزی جزم کردهاند». زندانیان تأکید کردند اسناد و تصاویر جنایتهای دیماه، بار دیگر یادآور همان حقیقت شومی است که حاکمیت به آن میبالد: تداوم جنایت از دههٔ ۶۰ تا امروز.
چهلم شهیدان، یک روز معمولی یا یک حادثه نبود. روز ظهور ستارگان شبکوب و چلچراغ سحر در شهرهای میهن بود. روز تجدید پیمان و پیوند شهیدان و شاهدان و امتداد قیام از زندان تا خیابان...