درنگ بر گذشته و راههای پیموده، همواره تداعیکنندهی درسها، در عین حال زخمها، تجربهها و درنهایت، تأمل بر سرمایههاییست که ذرهذره بههم پیوسته و به چراغ راهنمای آینده بالغ شدهاند. اگر بخواهیم با این تصویر و توصیف، پرتوی بر موقعیت کنونیِ سیاسی و اجتماعیِ ایرانزمین بیفکنیم، بهنظر میرسد باید به سرمایهی کسبشده از پیِ قیامهای گذشته و دستآوردها در پالایش صحنهی سیاسی با شاخص تعیین جبهههای سیاسی بپردازیم.
در این نباید تردید نمود که هرچه رخدادهای کوچک و بزرگ سیاسیِ داخلی و بینالمللی روی مینمایند و تبدیل به تجربه میشوند، یک گام به پیش در امر پالایش سیاسی و اجتماعی و جبههبندی حاصل از آنها صورت میپذیرد.
در روزهای سالگرد قیام ۱۴۰۱ هستیم. بهخوبی بهیاد داریم که چگونه اتاق فکر وزارت اطلاعات ملایان با واسطههای شخصی و رسانهیی، حول و حوش رضا پهلوی، هشتگ و ائتلاف شکل داد و بهدنبال حوادث از پیِ آن، روی مسیر قیام تأثیر منفی ایجاد نمود و فضای سیاسی و اجتماعیِ ایران را علیه منافع ملی ایران آلوده کرد.
در این چهار سال بسیاری رخدادها توأم با روشنگریهای گسترده روی دادهاند که میانگینشان منجر به پیشرفت در ارتجاعزدایی و فاشیسمزدایی از صحنهی سیاسی و اجتماعیِ ایران شده است. بیشک این پالایش در تداوم خود باز هم جبههی آزادی علیه جبههی ارتجاع آخوندی و فاشیسم سلطنتی را گسترش خواهد داد. در این گسترش ــ که طبعاً حاصل استمرار مبارزه و روشنگری خواهد بود ــ اصالتها و ابتذالها بیش از گذشته و حتی امروز، در منظر اکثریت مردم ایران و مخاطبان بینالمللی آشکار خواهند شد.
یکی از این عرصههای جدیدٍ آشکار شدن اصالتها و ابتذالها، تهاجم لمپن ــ چماقدارهای مدافع سلطنت به شرکتکنندگان در گردهمایی و تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل عمارت سازمان ملل متحد، در روز سهشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ بود. نمود ظاهریِ آن، یک تعرض و تهاجم فیزیکی علیه چند مبارز راه آزادی در برابر ارتجاع حاکم بر ایران بود، ولی ماهیت آن، هرچه روشنتر شدن مرزبندیها بین دو جبههی آزادی و ضدآزادیست. توجه به ماهیت این تعرض و تهاجم، آشکار مینماید که خدمتگزاریِ مستقیم به نظام ملایان و حتی بهنمایندگی از آن صورت گرفته است. این تعرض، از عقدهگشایی و ارتزاق از ابتذال ماهوی نسبت به روشن شدن ماهیتها در منظر اکثریت جامعهی ایران ناشی میشود. این نمونهها از کم آوردن در مقابل بروز اصالتها در یک مبارزهی مستمر و قانونمند و نیز نسل آگاه شده به ماهیت طبقاتی، سیاسی و تاریخیِ نیروها در صحنهی سیاسیِ ایران ناشی میشود.
هر شاهد بااصالتٍ گواه نبرد آزادی و ضد آزادی، اصالت و ابتذال را در این عرصه بهخوبی تشخیص میدهد. این خود محصول افشاگری و روشنگریهای ضروری و مداوم برای پالایش فضای سیاسی ایران است. کشیش آریان دانهاوزر و کشیش دکتر کلویی بریر حین سخنرانی در گردهماییِ بزرگ ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت ایران در مقابل محل اجلاس سالانهی سازمان ملل متحد، به وجوه این نبرد، با تکیه بر دستآوردهای تجربیِ خود، اشاره نمودند:
«نه به همه اشکال دیکتاتوری و سرکوب در ایران. هیچوقت دیکتاتوری نتیجه نداشته، بهخاطر اینکه غصب قدرت و فساد است؛ چه بهنام دین باشد، چه تحت عنوان سلطنت یا هر ایدئولوژی دیگری. گزارش عفو بینالملل نشاندهندهی قتل و کشتار و تعرض و شکنجه علیه کسانی بود که در تظاهرات شرکت کرده بودند. تمام اینها بهنام خدا انجام شده بود؛ تحت نام دین. و این یک شرم و ننگ است.»