ایران امروز، در کشاکش یکی از سرنوشتسازترین ادوار تاریخی خود، با چهرهٔ کریه فاشیسم دینی دستوپنجه نرم میکند؛ حاکمیتی که نه تنها بر ویرانی فیزیکی مرز و بوم اصرار دارد، بلکه با انهدام منابع انسانی و اخلاقی، دردی جانکاه را بر پیکرهٔ جامعه تزریق کرده است. در این برههٔ خطیر که سایهٔ جنگ بر سر برنامه هستهیی و موشکی رژیم سنگینی میکند-برنامهیی که مقاومت ایران از دههها پیش ماهیت ضدملی آن را افشا کرده بود- ضرورتی تاریخی ما را به بازخوانی مفهوم «مسئولیت اجتماعی» و «ارادهٔ ملی» فرامیخواند.
اخلاق مراقبت در غوغای بحران
همانگونه که خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت در هنگامه تلاطمهای سیاسی و نظامی، نخستین قربانیان همواره فرودستان و آسیبپذیرترین لایههای اجتماعاند. رسالت انساندوستانه و انقلابی ایجاب میکند که در این شرایط، «اخلاق مراقبت» را بهعنوان یک کنش سیاسی بازتعریف کنیم. از جوانان غیور و کانونهای شورشی انتظار میرود که در میانهٔ این طوفان، پناهگاه غیرنظامیان، کودکان و سالخوردگان باشند. این محافظت، زیربنای همبستگی اجتماعی برای فردای پس از استبداد است. قدرت واقعی ما نه در انزوای فردی، بلکه در پیوند میان نیروهای تحولخواه و تودههای مردم نهفته است.
پیام خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران
ضرورت هوشیاری ملی
تاریخ معاصر ایران درس بزرگی به ما آموخته است: آزادی در بازگشت به عقب یا جابهجایی یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر محقق نمیشود. امروز، انقلاب دموکراتیک ایران با تهدیدی دوگانه مواجه است؛ از سویی فاشیسم مذهبی حاکم و از سوی دیگر، بقایای استبداد سلطنتی که در کمین نشستهاند تا دستآوردهای خونین مردم را به یغما ببرند.
هوشیاری ملی حکم میکند که مرزبندی قاطعی با هر گونه فاشیسم -چه تحت لوای دین و چه تحت پوشش میراث موروثی- ترسیم کنیم. مسیر ما، مسیری رو به آینده است؛ استقرار یک جمهوری دموکراتیک که در آن حاکمیت نه از آن «سایه خدا» است و نه «قبله عالم»، بلکه منحصراً به ارادهٔ آزاد مردم ایران تعلق دارد.
گذار سازمانیافته و دولت موقت
تغییر بنیادین در ایران، امری تصادفی یا محصول آشوب نیست؛ بلکه فرآیندی آگاهانه و سازمانیافته است. اعلام دولت موقت توسط شورای ملی مقاومت، بر اساس طرح ۱۰مادهای، ریشه در ضرورتی دارد که از مهرماه ۱۳۶۰ بنیان نهاده شد. این اقدام، پاسخی است به خلأ سیاسی احتمالی و تضمینی برای انتقال مسالمتآمیز قدرت به صاحبان اصلی آن.
فراخوان خانم رجوی به پرسنل مردمی ارتش برای پیوستن به صفوف ملت و تأکید بر خلعسلاح سپاه پاسداران، راهبردی برای جلوگیری از خونریزی بیشتر و حفاظت از زیرساختهای مدنی کشور است. لازم است جامعه بینالمللی نیز بداند که ایران، رژیم حاکم بر آن نیست. مشروعیت سیاسی تنها از صندوقهای رأی آزاد و اراده مردم نشأت میگیرد.
هیچ نسخه برونمرزی یا دخالت خارجی نمیتواند جایگزین ارادهٔ «مقاومت سازمانیافته» و فرزندان رشید میهن در «کانونهای شورشی» شود.
بهای آزادی
میهن ما از طوفانهای سهمگینی عبور کرده و این مقطع تیره را نیز پشت سر خواهد گذاشت. اما عبور از این دالان تاریک، نیازمند انتخابی دشوار است: انتخاب میان تسلیم یا ایستادگی؛ میان پراکندگی یا همبستگی.
ما برای رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک، ناگزیر به پرداخت بهای آن هستیم. این بها، چیزی جز وحدت در جبهه خلق و امید به افقی نیست که در آن، ایران نه با موشک و انزوای هستهیی، بلکه با کرامت انسانی و عدالت شناخته شود. آینده از آن کسانی است که امروز برای محافظت از خانهٔ مشترکمان، شجاعت همبستگی را برگزینند.