سیاستهای تبعیضآمیز و استبدادی در نظام آموزشی ایران، بار دیگر جرقه تجمعات گستردهای را زده است که اینبار نسل نوجوان و دانشآموزان کشور فرماندهی آن را برعهده دارند. در روز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، شهرهای مختلف ایران شاهد یکی از وسیعترین و هماهنگترین تجمعات اعتراضی دانشآموزان بودند. این خیزش که در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه آموزشی، بهویژه موضوع «تأثیر قطعی معدل در کنکور» شکل گرفته، بهسرعت مرزهای پایتخت را درنوردید و به یک مطالبه سراسری تبدیل شد.
دانشآموزان معترض با درک عمیق از آیندهای که توسط کارگزاران فاسد حکومتی به یغما رفته است، به خیابانها آمدند تا نشان دهند نسل جدید، تماشاگر منفعل ظلم و بیعدالتی نخواهد بود.
سوءاستفاده رژیم از شرایط جنگی برای سرکوب داخلی
نکته حائز اهمیت و بنیادین در تحلیل این دور از اعتراضات، بستر زمانی و سیاسی برگزاری آن است. این تظاهرات گسترده در حالی رخ میدهد و استمرار مییابد که نظام ولایت فقیه، درمانده از حل بحرانهای معیشتی و اجتماعی، با سوءاستفاده رذیلانه از شرایط جنگی و تنشهای منطقهای، مأموران، لباسشخصیها و عوامل سرکوبگر یگان ویژه خود را به خیابانها اعزام کرده است.
حاکمیت دزدسالار تلاش میکند تا هر گونه صدای مخالف، نقد و تجمع صنفی یا آموزشی را به بهانه «شرایط حساس جنگی» و «امنیت ملی» در نطفه خفه کند. رژیم با ایجاد فضای ارعاب و نظامی کردن شهرها، قصد دارد جامعه را به سکوت بکشاند؛ اما حضور شجاعانه دانشآموزان در کف خیابان، خط بطلانی بر این استراتژی سرکوبگرانه کشید و نشان داد که فریبکاریهای جنگافروزانه دیگر کارآیی ندارند.
جغرافیا و ابعاد تجمعات: از تهران تا مشهد و شیراز
بر اساس گزارشهای میدانی، آتش این اعتراضات دامنگیر دستکم ۲۳ شهر بزرگ و کوچک ایران شد. از تهران و کرج و خرمآباد گرفته تا شیراز، اهواز، رشت، مشهد، کرمانشاه، ساری، اراک، قم، تبریز، اصفهان، دورود، بجنورد، بیرجند، همدان، قزوین، کرمان، بروجرد و یزد همگی به میدان پایداری دانشآموزان تبدیل شدند.
در مشهد، فضای تجمع بهشدت پرتنش گزارش شد. دانشآموزان که در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع کرده بودند، توسط نیروهای امنیتی به داخل محوطه هدایت شدند. سپس مأموران با بستن درهای خروجی، اقدام به حبس و بازداشت تعدادی از این نوجوانان کردند. با این حال، دانشآموزان غیور اعلام کردند که با وجود فشارها و تهدیدها، تا احقاق کامل حقوق خود عقبنشینی نخواهند کرد.
در شیراز، فریادهای حقطلبی در مقابل ادارهکل آموزش و پرورش طنینانداز شد. دانشآموزان با آگاهی کامل از ریشه فساد، مستقیماً شورای عالی انقلاب فرهنگی رژیم را هدف قرار داده و علیه خسروپناه، از مهرههای حکومتی، شعار دادند: «خسروپناه حیا کن، محصلو رها کن!» آنها تصریح کردند که دیگر فریب وعدههای توخالی را نمیخورند و خواستار پاسخ عملی هستند.
در استان مرکزی و خراسان جنوبی نیز دانشآموزان با تمرکز بر ناعادلانه بودن بخشنامههای دولتی، تأکید کردند که عدالت آموزشی با فرامین حکومتی محقق نمیشود.
شعارهای کلیدی؛ تجلی آگاهی و همبستگی
شعارها و پیامهای این تظاهرات، از عمق آگاهی سیاسی و طبقاتی نسل جدید حکایت دارد:
«دانشآموز میمیرد، ذلت نمیپذیرد»
«وعده زیاد شنیدیم، عدالتی ندیدیم»
«محصل داد بزن، حقتو فریاد بزن / مسئول بیلیاقت، استعفا استعفا!»
«نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم!»
دانشآموزان به صراحت اعلام کردند که در برابر آپارتاید آموزشی و مافیای کنکور که آینده فرزندان ایران را به تاراج برده، سر خم نخواهند کرد.
فراخوان به همبستگی سراسری
تظاهرات سراسری دانشآموزان ثابت کرد که نسل جدید ایران، بهخوبی ترفندهای نظام ولایت فقیه را در سوءاستفاده از فضای جنگی برای پیشبرد منویات سرکوبگرانه خود میشناسد. گسیل مأموران یگان ویژه به خیابانها نتوانست مانع از طنینانداز شدن شعار «دانشآموز میمیرد، ذلت نمیپذیرد» شود.
گسترش این تجمعات در شهرهای مختلف بیانگر این واقعیت است که موضوع کنکور و سیاستهای غارتگرانه مرتبط با آن، به یک مطالبه ملی و حلنشده تبدیل شده است. در همین راستا، خانم مریم رجوی دانشآموزان و فرهنگیان و دانشجویان سراسر کشور را به حمایت از دانشآموزان بهپاخاسته و معترض فراخواند و گفت تنها راه دستیابی به خواستهها همبستگی، استمرار و گسترش اعتراضات است.