728 x 90

ترس کجا شکست، قدرت کجا شکل گرفت؟

حمله وحوش گارد ویژه به بیماستان - ملکشاهی
حمله وحوش گارد ویژه به بیماستان - ملکشاهی

در روزهایی که خامنه‌ای با قطع اینترنت و رجزخوانی می‌خواهد تصویری وارونه از نظام و قیام نشان دهد، جوانان خلاق و مبتکر، صدای شکستن دیوار سانسور را از هر گوشهٔ شهر می‌رسانند. دوستی از مشهد گفت تازه قلق کار دستمون اومده هم برای مقابله با گلولهٔ جنگی آمده‌ایم هم گاز اشک‌آور. خودم در مشهد دیدم که از بچهٔ ۱۰ساله تا پیرمرد و پیرزن ۸۰ساله اومده بودن. دوست دیگری گفت تمام شد، مردم دیگه اون مردم قبلی نیست. نه از مرگ می‌ترسیدن نه از جراحت و نه حتی ربوده شدن از بیمارستان‌ها...

اما آنچه این روزها در بیمارستان‌ها گذشت برای همیشه در حافظهٔ تاریخی مردم ثبت شد.

یک طرف رذالت و درماندگی پاسداران و یک‌طرف مظلومیت، جسارت و شرافت مردم.

از میان صدها گزارشی که در محاصرهٔ سایبری و زیر تیغ سانسور به‌دست‌مان رسیده، فقط به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

تهران: شیفت بیمارستان بودم. وقتی تعداد زخمی‌ها زیاد شد به جای این‌که کادرها را بیشتر کنن شیفت‌ها رو هم کنسل کردن تا با خیال راحت هر کاری خواستن بکنن. از خانواده‌ها برای تحویل جنازهٔ عزیزشون کلی پول و امضا و تعهد می‌گرفتن. یه بچهٔ ۱۲ساله تیر خورده بود چون خون بهش ندادن فوت کرد. حتی به خانواده‌اش اجازه ندادن بیان پیشش. فقط بهشون گفتن بچه‌تون‌ رو تحویل کهریزک دادیم برید قاطی جنازه‌های پلاستیک شده پیداش کنید.

بروجرد: کادر درمانی اجازه درمان مجروحان رو نمی‌دادن و تعدادی از کشته‌ها رو می‌سوزوندن تا اثری ازشون نباشه. دارو خونه‌ها هم اجازهٔ فروش وسایل ابتدایی درمان و پانسمان نداشتن.

شیراز: اینجا برای مجروحان یا تحویل‌گیری اجساد باید فرم پر کنی. میخوان اینطوری خانواده‌ رو تخلیه اطلاعاتی کنن. خیلی ترسیدن...

تهران: همه یجورایی منتظرن، تعداد زیادی مجروح تو خونه‌هاست. مردم با افتخار درمان خانگی می‌کنن. به همین اشک و خونی که روی کاپشنم هست قول میدم اتفاقات خوبی میوفته، وقتی نارنجک صوتی زدن همه دویدیم سمت کوچه؛ مامورا از ترس تو کوچه‌ها نمیومدن، همه می‌لرزیدن لیوان لیوان آب می‌خوردن؛ یه خانوم سن بالا گفت اینجوری نمیشه اونا سلاح دارن ما دست خالی؟!

شاید دقیق‌ترین جمع‌بندی، حرف همان خانم مسن باشد که گفت: «این‌جوری نمیشه؛ اونا سلاح دارن، ما دست خالی؟!»
این جمله، صدای عبور یک جامعه از ترس است.

وقتی جنایت عریان شد و به مجروحان هم رحم نکردند، کابوس ترس شکست و قدرت شکل گرفت.

ظهور گله‌یی پاسداران با عربده‌های «حیدر حیدر» نشانهٔ ترس سرکوبگران و قدرت بی‌همتای مردمی‌ست که خودشان را برای خیز آخر آماده می‌کنند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/49d15d50-ee77-4bea-afc6-ed58a214a54c"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات