در حالی که هماکنون در شرایط فوقالعادهی ایران، بسیاری رسانهها و پایگاههای تحلیلی، در کار تفسیر و تحلیل «چه باید کرد» هستند، کانونهای شورشی همچون ستارگان شبکوب ظهور میکنند و با عملیات برقآسا، مسیر و طریق شکستن طلسم اختناق و چشمانداز روشن خیزش و قیام را تجلی میبخشند.
آتش لالههای ایران
کانونهای شورشی در گرامیداشت شقایقهای محبوب آزادی در قتل عام تابستان۶۷، اقدام به ۳۰ رشته پراتیک انقلابی در شهرهای مختلف کردند. همزمان و در همراهی با همیاری ملی با سیمای آزادی نیز ۳۰ عملیات در ۱۷ شهر ایران انجام دادند.
هر شرارهیی که به پایگاههای دشمن آزادی شلیک میشود، زبانههای فروزان آن، لهیب آتش لالههای ایران از دههی ۶۰ تا تابستان ۶۷ و تا قیامهای دو دههی اخیر، بر دامان نظام اشغالگر است.
شراره بر شورهزار یأس
کانون شورشی با این عملیاتها، تعادل قوای مطلوب دیکتاتور را برهم میزند. مطلوب دیکتاتور است که با بحثهای بیسرانجام راویان بیدرد، انواع مسیرها ترسیم شوند و هیچکدام به راه حل مشخص و مادی و نقد در کف دست مردم ایران نینجامد. مطلوب دیکتاتور است که خانههای مردم ایران پر از اوهام بیهزینه شود و توان و انرژیها به هدر رود و امیدها به یأس و بیعملی بینجامد. در حالی که عملیاتهای کانونهای شورشی تجربههای نقد برآمده از قیامهای دو دههی اخیر، همچون آتشگه امید در شورهزار یأس هستند.
کانون شورشی خورشیدی را در خود یافته و از منبع لایزال آن، بر راه نجات ایران پرتو میافکند. کانون شورشی با عبور از اصلاحات و حملهی خارجی، به قاطعیت و رادیکالیسم در برابر حاکمیت تمامیتخواه ولایت فقیه رسیده است.
در آینهی آزادی
کانون شورشی با آزادی میزید و نگهداری حرمتاش را با نبرد جاری و روزانه علیه ضد آزادیترین حاکمیت تاریخ ایران، بهجای میآورد. کانون شورشی خود را مخاطب آزادی میداند. مخاطبان آزادی، آنانیاند که دغدغهی مداومش را دارند، مسؤلیتپذیر آناند و رسالتاش را نصبالعین روح و جان و هستی و اکسیژن حیات خویش میکنند.
کانون شورشی منطبق بر واقعیتهای دهها بار تجربهشده، فراخوان میدهد: به پیش تا با سراسری و ملی شدن مبارزات مشترک، طرفهای جهانی مجبور به دست کشیدن از مماشات با ملایان و نیز بهرسمیت شناختن حقانیت مبارزه برای سرنگونی «مهیبترین نیروی ارتجاعیِ تاریخ ایران» شوند.
شناسنامهی کانون شورشی
کانون شورشی نمایندهی مجسم پیشتاز رادیکال،
راهنمای عبور از سدهای نمیتوان،
تجسم شکنندهی زنجیرههای ذهنی و عینی،
تبلور آتشافکن بر ظلام یأس،
الگوی برهمزنندهی نظم و تعادل قوای تحمیلیِ ارتجاع سلطهگر،
تجلی تسلیم نشدن به طلسم اختناق با تهاجم به نمادهای آن
و یقین به سازماندهی و تشکل برای تضمین استمرار مبارزه است.
کانونهای شورشی تجمع تواناییِ ملی برای تحقق سرنگونیِ حاکمیت ارتجاع آخوندی هستند.