728 x 90

نوروزی که از خون شکفت

نوروزی که از خون شکفت
نوروزی که از خون شکفت

در واپسین نفس‌های سال، وقتی زمین در آستانه تولدی دوباره ایستاده، نام‌هایی را به‌یاد می‌آوریم که از دل تاریک‌ترین لحظه‌های تاریخ عبور کرده‌اند تا آفتاب را معنا کنند؛ نام‌هایی که نه خاموش شده‌اند و نه فراموش، بلکه در ضربان هر اعتراض و در جوانه‌های امید زنده‌اند.

نوروز ۱۴۰۵، بی‌آن‌که یاد لاله‌های سرخ آزادی زنده شود، معنایی کامل ندارد؛ آنان که سرما و سیاهی و زمستان را شکستند و با خون خود راه بهار را گشودند.

پنجشنبه ۲۸ اسفند، جوانان قیام‌آفرین و شورشگر با حضور بر مزار شهیدان در شهرهای میهن، بار دیگر نشان دادند که این حافظه جمعی خاموش‌شدنی نیست.

امروز این شعله تنها در خاطره‌ها نیست؛ در حرکت «کانون‌های شورشی» و پیشگامان واحدهای منظم آزادی ستان و در سوگند نسل تازه‌یی که راه را ادامه می‌دهند، زنده و جاری است.

در میان این نام‌ها، «مینا عسگری» تنها یک اسم نیست؛ روایتی است از عمق فاجعه و اوج ایستادگی. دختری که در آذر ۱۳۶۰ تیرباران شد و امروز جوانان مزارش را در گلوگاه گرگان گلباران کردند.

و داستان مینا از زبان پدری روایت می‌شود که زخمش هنوز تازه است:

صبحی سرد، درِ خانه به صدا درآمد. چند پاسدار پشت در بودند. پدر هنوز نمی‌دانست که این بار، نه برای بردن، که برای تحویل دادن آمده‌اند. با بی‌رحمی تمام گفتند: «دخترت را اعدام کردیم، بیا جسدش را تحویل بگیر».

پدر را بردند؛ به جایی که بیشتر به کابوس شبیه بود تا واقعیت. دالانی تاریک، سکوتی سنگین، و بعد... پیکر بی‌جان مینا.

اما اوج قساوت، جایی بود که یکی از پاسداران با جعبه‌ای شیرینی نزدیک شد و در منتهای رذالت گفت: «من دامادت هستم...»

این جمله، نه فقط خنجری بر زخم یک پدر، که تصویری عریان از جانوری وحشی و حیوانی بود که فرمان و فتوای «امام»ش را اجرا می‌کرد.

حتی پس از آن، اجازه یک وداع ساده هم داده نشد...

اما مینا و میناها، نیازی به وداع و احترام نداشتند. آنان راه خود را رفته بودند؛ راهی که در گذشته متوقف نماند و از دل آن نسلی برخاست که در قالب کانون‌های شورشی، سوگند خورده‌اند این مسیر را تا بهار آزادی ادامه دهند.

وقتی خاطره‌ها زنده‌اند، وقتی عهدها تازه می‌شوند و زمانی که نسلی برای ادامه راه برمی‌خیزد، بهار آزادی، وعده‌یی دور و غیرقابل دسترس نیست و هیچ قدرتی نمی‌تواند در برابر تندباد تغییر بایستد.

نوروز پیش رو، می‌تواند سرآغاز همان فصلی باشد که سال‌ها برایش خون داده شده؛ فصل رویش و جوشش انقلاب دموکراتیک مردم ایران؛ فصل صلح و آزادی و حاکمیت مردم.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/baa44a0a-a73d-4539-b99d-7c770462bb2a"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات