تحریف تاریخ خواهد بود اگر قیام آبان ۹۸ را حادثهای منجمد در تقویم یا موجی فروکشکرده در حافظه جمعی بپنداریم. تلقی آبان بهعنوان رخدادی تمامشده، خلاف واقعیتهای عینی و دیالکتیک تحولات اجتماعی است. قیام آبان، لحظه یا مقطع نبود؛ جهشی گریزناپذیر در ماهیت رویارویی ملت ایران با استبداد دینی و سرآغاز فرایندی پیوسته و ناایستا بود که ساختار حاکمیت را وارد مرحلهای برگشتناپذیر کرد.
تشدید بحرانهای بنیادین و فشردهتر شدن فنر قیام
عواملی که منجر به انفجار آبان ۹۸ شدند، نه تنها مرتفع نشدهاند، بلکه در ابعادی بهمراتب ویرانکنندهتر جامعه را احاطه کردهاند. اگر در سال ۹۸ جرقه گرانی سهبرابری بنزین توانست فوران خشم پنهان جامعه را در کمتر از ۴۸ ساعت به دهها شهر بکشاند، امروز بحرانهای معیشتی به مرز نیازهای بیولوژیک و ضرورتهای اولیه زیست انسانی رسیدهاند. بحران فراگیر آب، فرونشست زمین، بحران نان، فقر افسارگسیخته و فروپاشی طبقه متوسط ظرفیت انفجاری جامعه را در مقایسه با سال ۹۸ چند برابر کرده است. آتش زیر خاکستر امروز نه از بنزین، بلکه از اضطرار معیشت، خشکسالی ساختاری و نابودی بنیانهای زندگی تغذیه میشود.
تکامل سازمانیافتگی و آمادگی میدانی
یکی از ابعاد کلیدی آبان ۹۸، اثبات نقش پیشتاز و هدایتکننده کانونهای شورشی و نیروهای رزمنده در انتقال آتش قیام به مراکز حساس سرکوب بود. در مقایسه با سال ۹۸، این مؤلفه امروز از نظر کمی و کیفی تحولی چشمگیر یافته است. گذر از آبان و قیامهای پس از آن، به شبکههای مبارزاتی و جوانان عاصی نشان داد که مقابله با ماشین سرکوب نیازمند آمادگی، انسجام عملیاتی و انباشت تجارب خیابانی است. کاتالیزورهای تغییر بنیادین اکنون با شناختی دقیقتر از آرایش نیروهای سرکوبگر و در پیوندی ارگانیکتر با بدنه جامعه در میدان حضور دارند.
گسست ساختاری و فلج شدن حاکمیت
نظام ولایت فقیه پس از کشتار بیش از ۱۵۰۰ تن از فرزندان ایران در قیام آبان هرگز نتوانست به تعادل پیشین بازگردد. ضربات سهمگین این قیام، بنیانهای سیاسی و روانی رژیم را چنان لرزاند که پروژه یکدستسازی قدرت نیز با شکست کامل مواجه شد. تعارضات و جنگ گرگها در درون هرم قدرت به اوج رسیده و ریزش در سطوح فرماندهی و بدنه سرکوب، خطوط قرمز ولایت فقیه را حتی در میان وفادارترین لایههای نظام درهم شکسته است. این فرسایش درونی حاصل مستقیم بنبستی است که استبداد دینی پس از خونهای ریختهشده در آبان و قیامهای بعدی با آن روبهرو شد.
فروپاشی عمق استراتژیک و خفگی همهجانبه
برخلاف سال ۹۸، رژیم در موقعیتی بیسابقه از انزوای سیاسی - بینالمللی و انقباض ژئوپلیتیک قرار دارد. بهموازات خفگی کامل مالی ناشی از محاصره و تحریمها و انسداد اقتصادی، بازوهای نیابتی حکومت در منطقه توان عملیاتی و لجستیکی سابق خود را از دست دادهاند. رژیمی که روزگاری بقای خود را به دخالتگری در فرامرزها گره زده بود، اکنون درون مرزهای خود محاصره شده و توان مهار بحرانهای متقاطع داخلی را ندارد.
خونهای پاک شهیدان آبان ۹۸ مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد. استبداد دینی در وضعیت افلاس همهجانبه، توان ترمیم گسستهای خود با جامعه را برای همیشه از دست داده است. از اینرو، آبان نه یک خاطره، بلکه آتشفشانی همیشه فعال است که بازتولید آن در مدارهای تکاملیافتهتر تا تحقق دگرگونی بنیادین و آزادی محتوم، تداوم خواهد داشت.