در کنفرانسی که در تاریخ ۲۲ مهر در آلمان با حضور شخصیتهای سیاسی و مدافعان حقوقبشر برگزار شد، مارتین پاتسلت، عضو هیأترئیسه کمیته آلمانی همبستگی برای ایران آزاد و نماینده پیشین بوندستاگ، به بررسی ابعاد سیاسی تصمیم بحثبرانگیز بنیاد وابسته به حزب دموکرات آزاد آلمان (FDP) پیرامون نحوه اهدای «جایزه آزادی ۲۰۲۶» پرداخت. پاتسلت با تکیه بر سالها تجربه در کمیسیون حقوقبشر پارلمان آلمان و مسئولیتش بهعنوان گزارشگر ویژه در امور ایران، این اقدام را از زوایای تاریخی، حقوقبشری و راهبردی به چالش کشید.
پیوند دیرینه با مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران
مارتین پاتسلت سخنان خود را با اشاره به تعهد ادامهدارش نسبت به آرمانهای مردم ایران آغاز کرد و گفت:
«پیوند عمیق من با مردم ایران و با جنبش آزادیخواهی مردم ایران، حاصل ۸ سال عضویت من در کمیسیون حقوقبشر پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) است. من در آنجا گزارشگر ویژه در امور ایران بودم و میبایست بهطور ویژه به وقایع و تحولات ایران میپرداختم. و به همین دلیل، بسیار فراتر از دوران فعالیتم در بوندستاگ، به این تعهد و این هدف وفادار ماندهام».
تصمیمی درست، با انتخابی غلط و فاحش
پاتسلت اصل اهدای جایزه آزادی به مردم ایران را گامی ارزشمند دانست، ولی انتخاب رضا پهلوی بهعنوان نماینده یا پیامآور این جایزه را غیرقابلدرک و تکاندهنده توصیف کرد:
«آنچه اکنون در اینجا در آلمان اتفاق افتاده، مرا در بهت و حیرتی وصفناپذیر و در واقع در خشم و انزجار فرو برده است... بنیاد وابسته به حزب دموکرات آزاد (FDP)، حزبی که در آلمان خود را حزب آزادی میداند، قصد دارد «جایزه آزادی ۲۰۲۶» را به مردم ایران اهدا کند. این فوقالعاده است؛ این تصمیمی درست و بهجاست و مردم ایران شایسته این و بسیار بیش از این هستند... اما این بنیاد، پسر شاه را بهعنوان پیامآور و نماینده برای این جایزه آزادی برگزیده است. و این حقیقتاً بهسختی قابل درک است».
وی در تشریح چرایی نادرست بودن این انتخاب افزود:
«این امر غیرقابلفهم است، زیرا... پسر شاه نه بهطور صریح و روشن، و نه در گذشته و نه اکنون از اقدامات پدرش فاصله نگرفته است؛ و حال در لحظهای ظاهر میشود که در میان مردم ایران، خواست آزادی با خونهای بسیار، جانباختگان فراوان و تصمیمهای شجاعانه نسل جوان مهر تأیید خورده است».
«خطای فاحش سیاسی» و هدیه به دیکتاتوری حاکم
مارتین پاتسلت هشدار داد که بازتولید یا مشروعیتبخشی به استبداد سلطنتی گذشته، تنها زمینهساز بقای دیکتاتوری کنونی در تهران است:
«انتخاب یا گماشتن پسر شاه بهعنوان پیامآور این جایزه صلح، فقط یک اشتباه تشریفاتی نیست؛ بلکه یک خطای فاحش سیاسی است. هر کس که به نماد دیکتاتوری گذشته اعتبار و وجاهت ببخشد، در واقع هدیهای به دیکتاتوری کنونی تقدیم کرده است».
وی با تبیین دوگانهسازی کاذب رژیم حاکم گفت:
«ملایان حاکم سالهاست که تلاش میکنند... مردم ایران را میان دو گزینه نادرست قرار دهند: "آیا بازگشت به سلطنت را میخواهید؟" پاسخ آنان مسلماً منفی است. "پس در کنار ما بمانید، وضعیت شما نزد ما بهتر است". اما مردم ایران بهتر میدانند چه انتخابی در پیش دارند؛ انتخاب جایگزینی که با تمام توان در میان مردم سرکوب میشود و با احکام هولناک اعدام پاسخ میگیرد».
عاملی تفرقهافکن، نه نماد همبستگی
پاتسلت در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد که ارتقای صوری جایگاه رضا پهلوی هیچ نسبتی با تقویت جبهه مبارزه مردمی ندارد:
«رضا پهلوی امروز نماد وحدت اپوزیسیون نیست؛ او چهرهای بحثبرانگیز و تفرقهافکن است. ارتقای جایگاه سیاسی او بهعنوان پیامآور به همین دلیل است که امروز این موضوع در اینجا به بحث گذاشته شده است. هر آنچه اپوزیسیون را تضعیف کند، در نهایت بهسود رژیم حاکم بر ایران تمام خواهد شد».
دموکراسی و طرح ۱۰ مادهای؛ نقشه راه آینده ایران
سخنرانی مارتین پاتسلت با ترسیم چشمانداز آینده ایران و ضرورت حمایت جامعه بینالمللی از یک بدیل دموکراتیک به پایان رسید:
«ایران نه نیازمند سلطنت موروثی است و نه به دیکتاتوری مذهبی سرکوبگران مردم نیازی دارد. ایران نیازمند یک نظم دموکراتیک است، و پیشتر نیز به طرح ۱۰ مادهای اشاره شد؛ اگر این طرح یک ضمانت است، پس ما تنها باید از چنین جنبشی پشتیبانی کنیم».
راهکار اصیل و پایدار
پیام محوری سخنرانی مارتین پاتسلت در کنفرانس ۲۲ مهر بر این حقیقت استوار است که مسیر گذار به آزادی در ایران، از بازگشت به گذشته و احیای ساختارهای منسوخ سلطنتی نمیگذرد. تلاش برای قرار دادن چهرههای وابسته به استبداد پیشین در صفوف مقدم نمادین جنبش آزادیخواهی، نه تنها نادیده گرفتن هزینهها و جانفشانیهای نسلهای مبارز است، بلکه در راستای منافع تاکتیکی رژیم حاکم، برای تحمیل «استبداد مذهبی یا استبداد سلطنتی» عمل میکند. راهکار اصیل و پایدار، استقرار یک جمهوری دموکراتیک بر پایه برابری، حقوقبشر و نفی هر گونه دیکتاتوری است.