برگزاری کنفرانس حقوقبشر در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو همزمان با شصت و یکمین اجلاس شورای حقوقبشر، بار دیگر مسأله وضعیت حقوقبشر در ایران را در کانون توجه نهادهای بینالمللی قرار داد. این کنفرانس که در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ با حضور شماری از شخصیتهای سیاسی و مدافعان حقوقبشر برگزار شد، نهتنها به بررسی موارد گسترده نقض حقوقبشر در ایران پرداخت، بلکه به پرسشی اساسی در سیاست بینالملل نیز پرداخت: جامعه جهانی در برابر بحران حقوقبشر در ایران چه مسئولیتی دارد و چه رویکردی باید در پیش بگیرد؟
دریای خون میان حکومت و مردم
سخنرانان کنفرانس تأکید کردند که این وضعیت پیچیده نباید باعث نادیده گرفتن سرکوبهای داخلی شود. ژان فرانکو فاتورینی، که مدیریت کنفرانس را برعهده داشت، در سخنان افتتاحیه خود با اشاره به آنچه ایرانیان «دریای خون میان حکومت و مردم» مینامند، خاطرنشان کرد که دهها هزار قربانی سرکوب و هزاران زندانی سیاسی همچنان بهای سنگین حاکمیت استبدادی را میپردازند. بهگفته او، شرایط جنگی نمیتواند بهانهیی برای چشمپوشی از نقض سیستماتیک حقوقبشر باشد.
جنگ اصلی
در این میان پیام مریم رجوی، یکی از محورهای اصلی بحث در این کنفرانس بود. او در پیام خود تأکید کرد که سردمداران جمهوری اسلامی باید بهخاطر نقض گسترده حقوقبشر، اعدامها و قتلعامها در برابر عدالت بینالمللی قرار گیرند. او ضمن اشاره به وضعیت جنگی و بحرانهای داخلی ایران، بر این نکته تأکید کرد که «جنگ اصلی» در ایران، جنگ میان مردم و فاشیسم دینی است که از دهههای گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
سخنان او حامل دو پیام سیاسی مهم بود. نخست، نقد سیاست «مماشات» غرب با فاشیسم دینی که در چهار دهه گذشته باعث مصونیت این حکومت از پاسخگویی شده است. دوم، طرح یک بدیل سیاسی برای آینده ایران؛ یعنی استقرار یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت، برابری جنسیتی و لغو مجازات اعدام. این طرح که در قالب برنامه دهمادهای شورای ملی مقاومت ارائه شده، در واقع تلاشی برای معرفی یک آلترناتیو سیاسی در عرصه بینالمللی است.
خطرات فوری برای زندانیان سیاسی
یکی از محورهای قابل توجه کنفرانس، تأکید بر خطرات فوری برای زندانیان سیاسی در ایران بود. خانم رجوی در پیام خود هشدار داد که هزاران زندانی سیاسی در شرایطی بهسر میبرند که هم سرکوب داخلی و هم شرایط جنگی جان آنها را تهدید میکند. او خواستار اقدام فوری جامعه جهانی برای آزادی این زندانیان و ارجاع پرونده نقض حقوقبشر در ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد.
رد هر دو شکل از استبداد در تاریخ معاصر ایران
در ادامه کنفرانس، ربکا دویبر زیگلر، مورخ و عضو پیشین شورای بزرگ ایالت ژنو، به بررسی تاریخی تحولات ایران پرداخت. او یادآور شد که بسیاری از فعالان ایرانی در دهههای گذشته بهعنوان تبعیدیان سیاسی به اروپا آمدهاند و جامعه اروپایی از نزدیک با مبارزات آنها آشنا بوده است. زیگلر با انتقاد از سکوت دولتها و افکار عمومی در اروپا، این سکوت را «مرگبار» توصیف کرد و تأکید کرد که افکار عمومی جهانی باید نسبت به سرکوبها در ایران حساستر شود. او همچنین بر اهمیت شعار «نه شاه، نه شیخ» بهعنوان نمادی از رد هر دو شکل استبداد در تاریخ معاصر ایران تأکید کرد.
شبکههای مقاومت در داخل ایران
استرون استیونسون، نماینده پیشین پارلمان اروپا، نیز در سخنان خود به بحران مشروعیت جمهوری اسلامی اشاره کرد. بهگفته او، تحولات اخیر در ساختار قدرت در ایران و بحث جانشینی رهبری نشاندهنده تلاش حکومت برای تثبیت قدرت از طریق سازوکارهای بسته و غیردموکراتیک است. با این حال، او معتقد است که شبکههای مقاومت در داخل ایران همچنان به چالش کشیدن اقتدار حکومت ادامه میدهند. استیونسون همچنین به نقش برجسته زنان در جنبش مقاومت اشاره کرد و آن را یکی از ویژگیهای متمایز این جریان سیاسی دانست.
سرکوب ملیتها، زنان و آزادیهای سیاسی
در کنار این دیدگاهها، سخنان فریبا محمدی از حزب کومله زحمتکشان کردستان نیز ابعاد اجتماعی و قومی بحران در ایران را برجسته کرد. او با اشاره به وضعیت مناطق کردستان و بلوچستان، از بیکاری گسترده، فقر و سیاستهای امنیتی دولت بهعنوان عواملی یاد کرد که به تشدید نارضایتیهای اجتماعی انجامیدهاند. از نگاه او، ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی بهمعنای تداوم سرکوب ملیتها، زنان و آزادیهای سیاسی است.
ضرورت اتحاد نیروهای مخالف استبداد
در پایان کنفرانس، بهزاد نظیری از اعضای شورای ملی مقاومت ایران بار دیگر بر ضرورت اتحاد نیروهای مخالف استبداد تأکید کرد. او شعار «نه شاه، نه ملا» را محور مشترک بسیاری از نیروهای اپوزیسیون دانست و اعلام تشکیل دولت موقت از سوی شورای ملی مقاومت برای انتقال قدرت به مردم را گامی در جهت ارائه یک چشمانداز سیاسی برای آینده ایران معرفی کرد.
در مجموع، کنفرانس ژنو را میتوان تلاشی برای بازگرداندن مسأله حقوقبشر در ایران به دستور کار جامعه جهانی دانست. این نشست علاوه بر طرح موارد نقض حقوقبشر، بحث مهمی درباره آینده سیاسی ایران و نقش نیروهای مخالف در آن مطرح کرد. در سطح تحلیلی، پیام اصلی این کنفرانس آن بود که بحران ایران تنها یک مسأله داخلی نیست، بلکه موضوعی است که پیامدهای منطقهیی و جهانی دارد. از این رو، پرسش اصلی برای جامعه بینالمللی همچنان باقی است: آیا جهان آماده است در برابر نقض سیستماتیک حقوقبشر در ایران موضعی فعالتر اتخاذ کند، یا سیاست سکوت و مماشات همچنان ادامه خواهد یافت؟