کانونیترین مسألهی ایران در «روز جهانی علیه اعدام»
ایران در فقر، ایران در تورم، ایران با زندگیای خمید زیر دلار ۲۷۰ هزار تومانی، ایران در فلاکت اقتصادی؛ با این اوضاع و احوال، مسألهی کانونیِ ایران که به مصالح کل جامعه و مردم ایران ربط مستقیم پیدا میکند، مسألهی اعدام است.
در یک بررسیِ جامعهشناسانه، علت و زیربنای ایران در فلاکت اقتصادی، ریشه در نابسامانیِ کلان سیاسی با اهرم اعدام دارد.
اعدام، درآمد سیاسیِ حاکمیت تمامیتخواهی است که با آن، الیگارشیِ اقتصادی را با گردش استثمار حداکثری، کنترل میکند. در این گردش کار است که خط مقدم دیکتاتوری در نظام ولایت فقیه، سنگر «اعدام» در برابر کل جامعه است. بههمین دلیل تمام مسائل سیاسی و اقتصادیِ ایران، تحتالشعاع پدیدهی «اعدام» قرار دارند.
در «روز جهانی علیه اعدام»، هر ایرانی که مسأله و تضاد اصلی ایران را حاکمیت اعدام ولایت فقیه میداند، در شکست دادن استراتژی اعدام مسؤلیت دارد. این استراتژی، جانمایهی عمر نظام آخوندمحور است. با آنکه قدمت نبرد برای شکست دادن این استراتژی، طولانیست، ولی جنبش «نه به اعدام» را باید به سراسر ایران گسترش داد و در گسترهی شبکههای اجتماعی بهعنوان وظیفهی ملی و انسانی، به آن پرداخت و روشنگری نمود.
یادآوری میشود که در شبکههای اجتماعی بهتاریخ فروردین ۱۴۰۳ شاهد بودیم که یکی از زندانیان سیاسی از زندان قرچک ورامین خطاب به ارتزاقکنندگان از اعدام، چنین عبارتی را منتشر کرد: «ما را میکشید تا صداها خاموش شوند؛ اما این صدا، دیگر تنها در گلوهای ما نیست، در جان مردم زنده است.»
در روزها و سالهایی که مجاریِ تنفس سحرگاهان و چاشنیِ صبحانهی خلیفهی ارتجاع، خبرها و اسامیِ اعدامیان است، هر روز ایران باید «روز نه به اعدام» باشد. «نه به اعدام» بهعنوان یک جبههی مبارزهی ملی در داخل و خارج ایران برای قطع مجاری تنفس خلیفهی ارتجاع از اعدام است. این، فوریت پاسخ به نیاز ایران برای نجات از قتلعام زندگی، اقتصاد، معرفت و اخلاق توسط اژدهای اعدام است.
پیوست:
پرسشهای در جستوجوی پاسخ
قلمها تا کی و تا کجا شرمگین و سرافکنده، واژهی «اعدام» را تکرار و تکثیر کنند؟
امواج خبرها تا چه دامنه و تا چه ارتفاع، واژهی اعدام را پخش کنند؟
گزارشات روزانه تا قلهی کدام کوه باید انباشته از اعدام شوند؟
گفتارها و تفسیرها تا چه حجمی باید از اعدام و اعدام بگویند و شرح دهند؟ حجم فراتر از ایران کجاست؟
انتهای تکرار «اعدام» در عکسها و فیلمها کجاست؟ پایان حجم بینهایت تصویرهای پر از اعدام کجاست؟
زندگانی مردم کی و کجا از پمپاژ کلمهی اعدام برای محاصرهی فکر، روح، ذهن، خیال، خواب، بیداری، خاطره و عواطف، راحت میشود؟
اعدام تا چند صباح و مسا میخواهد بر ایران فخر بفروشد که بر هستی و زندگی غلبه کند؟
دریای عواطف انسانی در جغرافیای ایران تا چند باید از صاعقهی خبرهای اعدام، متلاطم بماند؟
خاطرات درختان ایران و جرثقالها، کی از ننگ آونگ بر شاخههایشان آسوده خواهند شد؟
خیابانها و میدانها ــ که مظاهر زیباییِ شهرهایند ــ چگونه دستور ولی فقیه برای اجرای مراسم اعدام را در ساحت خود پذیرفتند؟
خاطرات پر شده از اعدام و فقر، از کودکان ایران چه میسازند؟
درها و دیوارها و میلههای زندانها تا چند سحر و صباح، شاهدان مراسم تحلیف اعدام توسط ولی فقیه و داسهای دروگر آزادیاند؟ دیوارهای زندانها کی از تورم و تراکم اعدامها منفجر میشوند؟
مادران ایرانزمین تا چند نسل باید جلو زندانها و بر فرش خاورانهای ساختهی ولی فقیه، گیسو سفید کنند؟
شعرها تا چند دفتر، از غلتیدن مداوم واژهی اعدام در الفباهای استعارهها و تشبیههایشان لبالب خواهند شد؟
نتهای موسیقی ایرانزمین تا امتداد چندین کهکشان، آوای حزین خبرهای اعدام را طنین سوگین میدهند؟
و زندگیِ ایران، کی دوباره حق خواهد داشت بیهراس از اعدام، زندگی کند؟