قدرتطلبی و عرضاندام باندی برای غلبه بر دیگری، ویژگیِ بارز ساختار نظم آخوندی است که بهطور خاص پس از انتشار تفاهمنامه میان آمریکا و رژیم، شتابان در حال پیشرفت است.
برگ جدید و مهم تشدید درگیریهای باندی، ورود دوگانهی مجلس خبرگان رهبری است. روز ۶ تیر شاهد صدور بیانیهیی از جانب ۶۳ عضو مجلس خبرگان رهبری بودیم که دربارهی روند مذاکره وارد گود شدند و هشدار دادند «در نظام ولایی نظر و دیدگاه ولیامر فصلالخطاب است و هیچ مسئولی نمیتواند و نباید برخلاف نظر ایشان اقدام نماید». و سپس تهدید کردند که «مجلس خبرگان منتظر تحقق شروط و وعدهها میمانند و عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهند کرد».[۱]
هنوز مرکب این بیانیه خشک نشده بود که «واکنش دبیرخانهی مجلس خبرگان به بیانیه برخی اعضا» منتشر شد و تأکید کرد که «انتشار بیانیه جمعی از اعضا مرسوم نبود»: «رسم مجلس خبرگان رهبری پیوسته این بوده که بیانیههای رسمی خبرگان از طریق صحن مجلس خبرگان به اطلاع عموم میرسیده...اینکه عدهای از نمایندگان تحت عنوان جمعی از اعضای خبرگان، بیانیه منتشر کنند، در طول ادوار این مجلس مرسوم نبوده است. امیدواریم در آینده مسیر این مجلس به سمتی که مطمح نظر دشمنان انقلاب است کشیده نشود.»[۲]
شدت یافتن کشوواکشهای باندی بر سر مذاکره، کل ساختار حکومتی را در بر گرفته است. ورود حوزههای آخوندی، نشانهی گستردگیِ روزافزون تخاصمات میان رقبای قدرت و ثروت است. عمدهی این درگیری با هدف پس زدن دولت پزشکیان صورت میگیرند. بیانیهی جدید حوزههای بهاصطلاح علمیهی حکومتی بر همین امر انگشت گذاشته است: «بر رئیس جمهور و اعضای شعام و مسئولین دیپلماسی کشور شرعاً، عقلاً و قانوناً لازم است در صورت هرگونه نقض عهد دشمن و عدم پایبندی به بندهای یادداشت تفاهم، بهسرعت و قاطعانه از مذاکره خارج شده و جواب دندانشکنی در عرصه نظامی و دیپلماسی به او بدهند.»[۳]
دولت در رفتوآمد مذاکره است و مدام هم بهانحاء مختلف اشاره میکند که مذاکره زیر نظر مجتبی خامنهای انجام میشود، ولی حنای ولی فقیه موروثی نزد باندهای حکومتی هم رنگی ندارد. خبرگزاری دانشجو روز ۷ تیر در یادداشتی با عنوان «چرا میز مذاکره شفا نمیدهد؟»، اساساً آن را فاقد هرگونه نتیجه برای بهبود وضعیت رژیم معرفی میکند؛ چرا که اصل مشکل حکومت با مردم ایران است: «ایران امروز بیش از آنکه به نتایج احتمالی مذاکرات نیاز داشته باشد، به تدبیر داخلی نیاز دارد. مردم امروز بیش از هر چیز منتظر بهبود شرایط اقتصادی و معیشتی هستند و انتظار دارند مشکلاتی که سالها بر دوش آنان سنگینی کرده است مورد توجه قرار گیرد.»
یادداشت روز ۷ تیر روزنامهی آرمان ملی، نشاندهندهی فرجام نهاییِ این کشوواکشهاست: «مقابله مقتدرانه با جریان خاص تندرو». این روزنامه ویژگیهای آشتیناپذیر بودن و روند تحقق ناگزیر شقهی بزرگ را در دو نمونه برشمرده است: «از تریبونهای شبانه طی یکی دو هفته اخیر عملاً صدای حمله و تهدید مذاکرهکنندگان، دولت و تسویه حساب با برخی اشخاص شنیده میشود...قاسمیان، روحانی نزدیک به سعید جلیلی علیه قالیباف و تیم مذاکره گفته است: مذاکرهکنندگان به شبکهای وصل هستند که به شبکه یهود میرسد. احتمال کودتا وجود دارد و جان رهبر انقلاب در خطر است». نتیجه: «انتظار از دستگاه قضا این است که برخوردهای لازم را صورت دهد.»
اقشار مردم ایران اینروزها با اعتراضات پیاپی در کف خیابانها نشان میدهند که جنگ و مذاکره هیچ خیری به آن نرسانده و فقط مطالباتشان را بهتعویق انداخته است. لذا جنگ باندهای قدرت و ثروت در ساختار نظام ملایان، هر چقدر تشدید و عمیقتر شود، بهسود آرزوها و مطالبات مردم ایران برای پایان همیشگیِ این حاکمیت خواهد بود.
پینوشت:
[۱] خبرگزاری تسنیم، ۷ تیر۱۴۰۵
[۲] سایت فرارو، ۷ تیر ۱۴۰۵
[۳] خبرگزاری ایسنا، ۷ تیر ۱۴۰۵