در نظام ولایت فقیه نشانههای یک شکاف عمیق درونی در میان تصمیمگیران ارشد آشکار شده است. اظهارات اخیر علی لاریجانی، مشاور خامنهای و دبیر شورای عالی امنیت ملی، مبنی بر اینکه «ما مذاکرات واقعی را میپذیریم، نه مذاکرات تصنعی»، مانند جرقهای بود که رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران را به واکنش تند و بیسابقهای واداشت.
این سخنان لاریجانی در دیدار با رؤسای اندیشکدههای پاکستانی در سفارت ایران در اسلامآباد بیان شد، او تأکید کرد: «مذاکرات باید پایههای واقعی داشته باشند و نتیجه از قبل اعلام نشود». لاریجانی در پست خود در شبکه اجتماعی ایکس نیز به زبان انگلیسی نوشت: «ما مذاکرات واقعی را میپذیریم، نه مذاکرات تصنعی، و نتیجه مذاکرات نباید از پیش تعیین شده باشد».
روزنامه جوان، ارگان مطبوعاتی سپاه، این سخنان را نه نشانه انعطاف هوشمندانه، بلکه مقدمهای برای «تسلیم» تفسیر کرد. نویسنده سرمقاله با لحنی کنایهآمیز میپرسد: «کدام مذاکرات واقعی؟ مگر چیزی در افق مذاکرات دیدهاید که به چشم شما مذاکرات واقعی آمده است؟» و بلافاصله یادآوری میکند که ترامپ بارها گفته «ایرانیها میخواهند توافق کنند»، اما «ایران باید تسلیم شود» را هم بر زبان آورده تا نشان دهد از نظر او «توافق» مترادف با تسلیم است.
همزمان با سفر عباس عراقچی به فرانسه برای سنجش کموکیف مذاکرات، شدت گرفت. صفحه اول روزنامههای آن روز نیز به اظهارات لاریجانی و سفر عراقچی به پاریس اشاره مستقیم داشت، که نشاندهنده برجستگی این موضوع در رسانههای وابسته به حاکمیت است.
اعلام موضع سیاسی یا یک انتقاد رسانهیی؟
این واکنش تنها یک انتقاد رسانهیی ساده نبود؛ نوعی اعلام موضع سیاسی از جانب بدنه نظامی–امنیتی نظام بود که خود را بهاصطلاح پرچمدار «مقاومت» میداند. در همین حال، سفر همزمان عباس عراقچی به پاریس نیز بهانهیی شد تا همین روزنامه در سرمقالهای با تیتر «پاریس که رفتی بدان با وحشی طرفی!»، کل پروژه را زیر سؤال ببرد و اروپاییها را «وحشی» بنامد: «اگر ندانیم وقتی با سیاستمدار اروپایی ملاقات میکنیم، با تفکر وحشی روبهرو هستیم، راه به خطا میرویم... اکنون باید دید که وزیر خارجه و آن باندی که در دولت دنبال صلح و دوستی با اروپاست، چقدر به این حقایق تاریخی و ذات و طبیعت اروپاییان توجه کرده است... آیا ما راهبرد مشخصی در رفت و آمدهای دیپلماتیک دوره معاصر خود داریم، یا همچنان نقشه استعمار غرب را اجرا میکنیم؟!»
تحلیل لایههای پنهان شکاف در حاکمیت
این کشاکش ۲تمایل یا سوگیری در حاکمیت را برملا میکند:
۱. سوگیری ظریف–روحانی (که هنوز در بخشهایی از ساختار قدرت نفوذ دارند): مذاکره ابزار سیاست خارجی است و میتوان با حفظ خطوط قرمز، از فشار حداکثری کاست.
۲. سوگیری سپاه-کیهان-جوان: هر نوع مذاکره با آمریکا و اروپا در شرایط کنونی، حتی اگر «واقعی» نامیده شود، بهمعنای عقبنشینی و تسلیم است.
زمانبندی معنادار
این کشاکش در روزهایی شدت گرفت که ترامپ بهطور علنی گفته «ایرانیها بهدنبال توافق هستند» و همزمان تهدید کرده که اگر توافق نکنند، «بدترین بمباران تاریخ» در انتظارشان است. اظهارات لاریجانی در ۵آذر ۱۴۰۴ بیان شد، و واکنش جوان در روز بعد(۶آذر) آمد، که با تیترهای صفحه اول روزنامهها همخوانی دارد. در چنین فضایی، هر سیگنال مذاکره از تهران بلافاصله از سوی تندروها بهعنوان «ضعف» ترجمه میشود، و سفر عراقچی به پاریس بهمثابه فرصتی برای حمله به باند رقیب عمل کرد.
پیام به خامنهای ضعیفشده و هیمنهباخته
نکته ظریف ماجرا اینجاست که روزنامه جوان و کیهان بهطور معمول بدون چراغ سبز بالا سرمقالههای اینچنین تند نمینویسند. شدت ادبیات علیه لاریجانی(که هنوز مشاور خامنهای است) و عراقچی (معاون وزیر خارجه) نشان میدهد بخشی از هسته سخت قدرت قصد دارد پیشاپیش هر گونه نرمش احتمالی را مسدود کند و در موقعیت شکننده و ضعیف خامنهای فضا را مساعد دیده است.
پایان دوران «نرمش قهرمانانه»؟
اظهارات لاریجانی یادآور عبارت معروف «نرمش قهرمانانه» در سال ۹۲ است، اما فضای سال ۱۴۰۴ با سال ۹۲ تفاوت ماهوی دارد: آمریکا دیگر بهدنبال «توافق» نیست، بهدنبال «تسلیم» است؛ اروپا از برجام خارج شده و اسراییل در موقعیت تهاجمی قرار دارد.
خامنهای در آخرین سخنرانیاش راه هر گونه شکاف و مذاکره را بست اما باز هم این سؤال مطرح است که بالاخره آیا خامنهای در نهایت به سمت «مذاکره» خواهد رفت یا زیر فشار این جبههبندی درونی، هزینه اصرار بر مواضع شکستخوردهٔ خود را خواهد پذیرفت؟ مستندات رسانهیی نشان میدهد این شکاف، بیش از آن که تصادفی باشد، بخشی از یک جنگ ساختاریافته در درون حاکمیت است.