بچهضحاک نورسیده مجتبی خامنهای، گمان میکرد با برپایی چوبههای دار در سحرگاه ۳۱فروردین و اعدام قهرمانان، فرمانده حامد ولیدی و محمد معصومشاهی، میتواند سایهٔ ترس را بر سر شورشگران بگستراند و نمیدانست که با هر اعدام مشعلی روشن میشود و اگر جلاد با «دار» سخن میگوید، جوانان شورشی با «آتش» پاسخ میدهند.
روز سهشنبه اول اردیبهشت، قهرمانان شورشگر با ۱۰پاسخ آتشین، نمادهای سرکوب و جنایت را در شهرهای میهن به آتش کشیدند. شورشگران با درود به مجاهدان سربهدار، پرچمداران شرف و افتخار ایران و ایرانی، فرمانده حامد ولیدی و محمد معصومشاهی، درسهای جدیدی به بچهضحاک نورسیده و قضاییه جلادان دادند.
قهرمانان با شعار «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم، کیفر سنگین در انتظارتان»، قضاییهٔ جلادان را در دهدشت به رگبار بستند، خودرو گشت وحوش انتظامی را در تهران و رشت منفجر کردند و با انفجار در ستاد فساد و غارت آخوندها و پاسداران در قهدریجان(اصفهان) یاد و خاطرهٔ شهیدان را گرامی داشتند.
جوانان دلیر شورشی در ادامهٔ عملیاتها، با خروش «زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران»، تصاویر و بنرهای خمینی و خامنهای ملعون را در شهرهای شیراز، شهرکرد، تالش، رامهرمز و سمیرم به آتش کشیدند.
بچهضحاک خونآشام و قضاییهٔ بدنام جلادان با اعدام ۸عضو کانونهای شورشی و جوانان شورشگر رسماً اعتراف کردند که کابوس اصلی نظامشان نه موشکهای دوربرد که ارادههای پولادین نسلی است که در کوچهها و خیابانهای ایران ریشه دوانده و اعتراضات امروز، بعد از کشتار و اعدام جوانان معنای دیگری دارد. به همین خاطر دژخیم رادان، سرکرده نیروی سرکوبگر انتظامی با سراسیمگی در تلویزیون حکومتی ظاهر شد و گفت: «با کسانی که بخواهند به دعوت دشمن پاسخ بدهند آنی میکنیم که با دشمن میکنیم. یعنی دیگه نه اعتراض میشناسیم، نه چیزی». بعد هم اعتراف کرد که «بالغ بر ۳۰۰۰قبضه سلاح توانستیم کشف کنیم. تعداد زیادی فشنگ جنگی و...».
در همین عربدههای وحشت، بهروشنی میبینیم که برخلاف نقشه و تصور جلادان، فضای ترس جای خود را به غرور و اراده داده است.
حامد و محمد امروز در سیمای هر جوانی که نمادهای ظلم و تصاویر ضحاک را به آتش میکشند، تکثیر شدهاند. این نبرد، نبرد ارادههاست و کانونهای شورشی نشان دادند که ارادهٔ خیزش و قیام برای آزادی، از هر حصار و طنابِ داری نیرومندتر است.
دیگر بر کسی پوشیده نیست که رژیم در دود و دم جنگ بهدنبال بقاست، اما شعلههایی که امروز از دهدشت و شیراز تا تهران و قهدریجان زبانه کشید، بشارتدهندهٔ آتشی است که فرجامش، سوختن ریشهٔ استبداد و طلوع آزادیست.