موج انزجار سیاسی در اروپا علیه پروژه تطهیر بچهٔ شاه روزبهروز ابعاد تازهتری میگیرد. پس از «نه» قاطع نخبگان بلژیک به لابیهای فاشیسم سلطنتی، اکنون احزاب، نهادهای مدنی و چهرههای سیاسی آلمان با مواضعی صریح، اعطای جایزه به بچهٔ شاه را زیر سؤال برده و دست رد به سینه بقایای استبداد موروثی زدهاند.
در همین راستا، حزب سبزها در فرانکفورت با صدور بیانیهیی، اعطای جایزه آزادی به «نماینده تاجوتخت» و نه «نمایندهای از اعتراضات دموکراسیخواهانه در ایران» را مغایر با واقعیتهای مبارزاتی مردم ایران دانست و تأکید کرد این کار «بهحق موجب نارضایتی بسیاری از شهروندان فرانکفورت شده است». سبزهای فرانکفورت با اشاره به رنج ایرانیان تبعیدی و قربانیان سرکوب از دوران دیکتاتوری پهلوی تا رژیم آخوندی، تصریح کردند که بنیاد آلمانی با تمرکز بر یک «شاه خودخوانده» بهجای مبارزان داخل ایران، دستآوردهای واقعی مردم را به حاشیه میراند.
این اعتراضات به بیانیهٔ سبزها محدود نماند؛ فراکسیون حزب چپ آلمان در رومر نیز با رد قاطع دعوت از پهلوی اعلام کرد: «آیندهٔ ایران متعلق به مردمی است که در آنجا زندگی میکنند و برای آزادی خود مبارزه میکنند؛ نه ملاها، نه یک شاه و نه یک بنیاد آلمانی. کسی که میخواهد از مردم ایران تجلیل کند نباید خودسرانه تعیین کند چه کسی از جانب این مردم سخن بگوید».
همزمان، فراکسیون «ولت» در فرانکفورت با هشدار نسبت به خطرات این تصمیم تأکید کرد:
«این برای بسیاری از مردم همزمان یادآور یک حکومت خودکامه است که در دوران آن مخالفان تحت تعقیب قرار گرفتند و شکنجه شدند. شجاعت مردم ایران که هر روز جان خود را به خطر میاندازند شایسته عمیقترین احترام و همبستگی بیقیدوشرط ماست. دقیقاً به همین دلیل، ما تصمیم واگذاری امانتی این جایزه به رضا پهلوی را نادرست میدانیم».
در همین زمینه، «جامعه دفاع از خلقهای در تهدید» نیز با انتقاد شدید از این تصمیم اعلام کرد که «پهلوی باید بابت جنایات هولناک رژیم شاه و ساواک بهخاطر سرکوب وحشیانه مخالفان سیاسی، بابت شکنجهها و قتلها و بهویژه بابت جنایات نسلکشانه علیه کردها در دهه ۱۹۴۰ و پس از آن عذرخواهی کند» و این ادعا که جایزه صرفاً «بهصورت امانی» دریافت میشود، از اعتبار این انتقاد نمیکاهد.
این مواضع که هنوز مشتی از خروار مخالفتهای عمیق رسانهها، شخصیتها و ارگانهای حقوقی و سیاسی در قلب اروپا است، ثابت میکند که ائتلاف ناهمگون استبداد کهنه و نو، جایی در آینده ایران ندارد.
امروز شعار تاریخی «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» مرزهای ایران را درنوردیده و وجدانهای بیدار جهانی را علیه هر گونه بازسازی دیکتاتوری و بازگشت به گذشته به میدان آورده است.