728 x 90

آینده‌ای که خودش آدرسش را می‌دهد

نمادی از قیام مردم ایران ـ عکس از آرشیو
نمادی از قیام مردم ایران ـ عکس از آرشیو

با تشکیل مجلس یازدهم نظام آخوندی که ویژه‌گی اخص گماشتگان آن، بیرون آمدن از صندوق‌های فرمایشی و دستوری ولی‌فقیه است، دولت حسن روحانی و شخص وی، یک سال پایانیِ صدارتشان را در ماهیتابهٔ روغن داغ سپری خواهند کرد. این ویژه‌گی برجستهٔ یک سال آینده را البته باید به کل نظام آخوندی تعمیم داد؛ چرا که زخم‌های کهنه و باز جنگهای باندی بر سر ارثیه‌های قدرت از یک‌طرف و جوشان و ملتهب بودن جامعه از طرف دیگر، ماهیتابهٔ روغن داغ را برای کل نظام مهیا نموده است.

چنین وضعیتی از هم‌اکنون موضوع داغ حکومیتان و رسانه‌های تابعه شده است تا تلاش کنند که نسبت به عواقب یک سال آینده هشدارها و انذارها بدهند. روزنامه ایران ارگان دولت در شمارهٔ ۱۰خرداد ۹۹ در قالب یک میزگرد کارشناسی، تلاش کرده چشم‌اندازهای یک سال آینده را گوشزد کند.

این روزنامه در نخستین قدم پرداختن به وضعیت نظام پس از تشکیل مجلس یازدهم، با اشاره به ریاست پاسدار قالیباف، کلنگ جنگی را به زمین می‌زند که گویی مطمئن است از جنگهای پیشین باندی بسا فراتر خواهد رفت:

«محمدباقر قالیباف کم تجربه و سابقه مدیریت ندارد و حتماً نسبت به وضعیت کشور و به‌خصوص جایگاه ریاست قوه و تفاوت آن با جایگاه رقیب انتخاباتی واقف است».

این روزنامه که دیده‌بان رسانه‌یی دولت هم است، در شناسایی مناطق جنگی پیش رو و نقاط درگیری ناگزیر بین باندها، مستقیم سراغ قلع و قمع باند روحانی در نمایش دوم اسفند و تبعات ناشی از آن رفته است که اکنون به ریاست پاسدار قالیباف انجامیده است. ساختار مجلس کنونی که «به‌صورت واضح به‌لحاظ گرایش سیاسی متفاوت از دولت است» و «انگیزه‌ها برای تشدید تقابل‌های سیاسی در کشور را بیشتر کرده است»، چیزی جز نشان دادن ماهیتابهٔ داغ کل نظام در یک سال آینده نیست:

«مجلس جدید به‌صورت واضح به‌لحاظ گرایش سیاسی متفاوت از دولت است. در این شرایط مجلس به لحاظ سیاسی کاملاً تغییر چهره داده و به‌نظر می‌رسد همین موضوع برخی انگیزه‌ها برای تشدید تقابل‌های سیاسی در کشور را بیشتر کرده است. انگیزه‌ها برای تقابل با دولت در مجلس جدید باید انگیزه‌های قابل توجهی باشند. گرایش سیاسی غالب در این مجلس کاملاً روشن است و بخش عمده راه یافتگان به بهارستان، میزان رأی خود را با تکیه بر حمله به سیاست‌های دولت کسب کرده‌اند». (همان)

آن‌هایی که در نمایشات مناظره‌های تلویزیونی در خرداد سال۱۳۹۶ پرونده‌ها از هم رو می‌کردند تا بر سر بلعیدن کرسی رئیس جمهوری جلوتر باشند، حالا در مثلث سه قوه گردهم آمده‌اند. چنین پیشینه‌ای اکنون تبدیل به پسآمد ناگزیر اصطکاک همان پرونده رو کردنها در دایرهٔ قدرت شده است. طبعاً پاسدار چماقدار قالیباف و رئیسی جلاد پشتشان به خامنه‌ای گرم است. همین فاکتورها جنگ باندی را نسبت به قبل بیشتر و کیفی‌تر شعله‌ور خواهند نمود. روزنامه ایران که روحانی و دولت وی را در یک ضلع این مثلث، نسبت به گذشته ضعیف‌تر می‌بیند، به رقبا هشدار می‌دهد که:

«با اضافه شدن آقای قالیباف به جمع آقایان رئیسی و روحانی، این سه نفر باید به این موضوع واقف باشند که همنشینی‌های آنها در کنار هم، دیگر جلسات انتخاباتی سال۹۶ نیست بلکه جلسه سران سه قوه است و بین این دو نوع همنشینی تفاوت‌های شکلی و ماهیتی بسیار ژرفی وجود دارد. یعنی ما با دو قاب متفاوت همنشینی این سه نفر در سال۹۶ و حالا سال۹۹ روبه‌رو هستیم».

اول و آخر جنگهای باندی درون نظام آخوندها همواره بر سر ارثیه‌های قدرت سیاسی و الیگارشی مالی ناشی از آن بوده است و بس. اما برآیند اجتماعی آن، اثری است که در جامعه و کیفیت زندگی مردم می‌گذارد. چنین اثری تاکنون به‌دلیل مکش تمام سرمایه و دارایی ایران به جانب جناحین نظام، منجر به تشدید فاصلهٔ طبقاتی و بحران معیشت برای مردم بوده است. حاصل این تشدید طبقاتی و انحصارطلبی سیاسی، سلسلهٔ قیام‌هایی بوده است که از قضا آثار آنها باعث پاره‌پاره شدن بیشتر پیکر نظام آخوندی و ریزش‌های مداوم آن شده است.

اکنون که دعواهای باندی به رأس سه قوه کشیده شده، طبیعی به‌نظر می‌رسد که آثار اجتماعی آن از گذشته بیشتر هم خواهد شد. از این رو روزنامهٔ دولت تلاش کرده این آثار اجتماعی ناگزیر را با عبارت «چشم انتظاری مردم ایران به یک گشایش عملی» تعبیر کند. اما چون از عاقبت ناگزیر جنگهای باندی هم مطمئن است، نسبت به این «سم مهلک» هشدار می‌دهد:

«مردم ایران هم‌اکنون بیش از هر زمانی چشم انتظار یک گشایش عملی در وضعیت زندگی خود هستند. گشایشی که کش دادن و تشدید تقابل‌ها و تنازعات سیاسی، سمی مهلک برای رسیدن به آن است».

نکتهٔ قابل توجه این است که مختصات کنونی نظام آخوندی ــ یعنی قلع و قمع باند مغلوب و یک کاسه کردن مجلس باندی توسط خامنه‌ای ــ محصول بلوغ قیامهای ایران از دی۹۶ تا آبان۹۸ بوده است. بنابراین شاهدیم که هم تضادها و جنگهای باندی به سران سه قوه کشیده شده و هم مختصات جامعهٔ ایران دیگر به قبل از قیام آبان۹۸ برنمی‌گردد. از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی است که چشم‌انداز یک سال آینده را بلوغ یا انفجار جنگهای باندی و نیز جامعه‌یی جوشان و ملتهب و مترصد شورش تعیین‌تکلیف خواهند کرد.