در کوران بغرنجترین و پرالتهابترین روزهای سال، نام نعیم عبداللهی بهعنوان سوگند مجسم یک کانون شورشی و پیوند روشن آگاهی و عمل انقلابی در حافظهٔ قیام ثبت شد.
مجاهد خلق نعیم ۳۴ساله، فرزند کرمانشاه، دکترای حقوق و استادیار اخراجی دانشگاه تهران، روز پنجشنبه، ۱۸دیماه ۱۴۰۴ با تیر مستقیم پاسداران در نازیآباد تهران بهشهادت رسید.
نعیم عبداللهی در قیام ۴۰۴ فرماندهٔ یکی از یکانهای کانونهای شورشی را برعهده داشت؛ واحدی چابک که مأموریتش شکستن ابتکارعمل نیروهای ضدشورش و فرسایش ماشین سرکوب بود. حضور او و نیروهایش در نقاط مختلف تهران نشان داد که قیام یک واکنش خودبهخودی در جامعه نیست، بلکه بر شانههای شبکههایی میایستد که با آگاهی، انضباط و جسارت، میدان را شکل میدهند. گزارشها از وارد آمدن ضربات مؤثر به مراکز سرکوب، نقش تعیینکنندهٔ این کانونها را برجسته میکند.
کارنامهٔ نعیم به یک مقطع محدود نمیشود. او از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و قیام ۱۴۰۱، همواره در متن اعتراضات بود؛ در دی ۹۶ بهطور تصادفی دستگیر شد و پس از مدتی اسارت و فشار در اوین آزاد شد. پس از قیام ۱۴۰۱، بهدلیل نقش فعال در سازماندهی دانشجویان از دانشگاه اخراج شد، اما این حذف اداری نتوانست او را از مسیر رزم بازدارد؛ مسیرش را در کانونهای شورشی ادامه داد، جایی که دانش و تعهد به هم میرسند.
وصیتنامه و سوگندهای نعیم، تصویر روشنی از نسل او میدهد: نسلی که در «زمانهٔ ابتلا» مبارزه را آغاز کرد و راه را با «فداکاری» هموار دید. او در پیامهایش از نبرد با «کثافت بیهزینگی» مینویسد و از مرگی که وقتی با آرمان آزادی پیوند میخورد، معنا مییابد.
این کلمات، نه مرثیه، که تحلیل یک واقعیتاند: قیام، وقتی تداوم مییابد که سازمان داشته باشد و فرماندهانی که هزینه را میشناسند.
فرازهایی از سوگندنامههای نعیم عبداللهی، تصویر روشنتری از این استاد و فرماندهٔ شورشگر میدهد:
- نمیدانم چه مشیتی است من نعیم در این مرحله از زندگی به سازمان مجاهدین رسیدهام؛ سازمانی که نام کاک مسعود و خواهر مریم کابوس شبانه خامنهای سفاک است و من چقدر خوشبخت و سعادتمندم که میتوانم قطرهای از دریای این فداکاری باشم.
- جان ناچیزترین دارایی من است در زندگی انسان هیچ تضمینی برای بقای ابدی نیست ولی چه قدر مرگ لذتبخش است وقتی با آرمان آزادی پیوند میخورد.
- در امتداد صدهزار شهید راه آزادی، در امتداد ۳۰هزار قتلعام شده در سرخترین تابستان، من هم بهعنوان یک فدایی ناچیز مجاهدین سوگند میخورم به این راه و آرمان وفادار باشم.