728 x 90

اعدام و ارعاب دیگر اثر ندارد

ایستادگی در برابر سرکوب
ایستادگی در برابر سرکوب

احساس خطر از وقوع خیزشی سهمگین‌تر از قیام آبان که سران رژیم را یک دم راحت نمی‌گذارد؛ آنها را به تشدید جو ارعاب مجبور کرده است.

نظام آخوندی مشکل خفگی اقتصادی و نبود پول و کسری بودجه را می‌خواهد با دست کردن در جیب مردم حل کند و این یعنی فشار هر چه بیشتر به مردم محروم آن هم در بحران کرونا که فشارها را مضاعف کرده است. خامنه‌ای در ترس از بازتاب این فشارها و بروز عصیان و خیزش اجتماعی، ناگزیر برای حفظ نظامش به سیاست سرکوب و انقباض روی آورده است و روی شرایط کرونا و امکان ناپذیر بودن تجمع مردمی در این رابطه نیز حساب کرده است. اما کیست که نداند این اقدام می‌تواند بر عصیان مردم جان به لب رسیده بیفزاید؛ و صحنه را کاملاً بر علیه نظام ولایت بچرخاند.

فیلم تهیه کردند و به‌خارج از کشور فرستادند

در راستای سیاست سرکوب و ارعاب قضاییه رژیم روز ۷تیر۹۹ از صدور حکم اعدام برای سه زندانی سیاسی، امیرحسین مرادی، ۲۶ساله، سعید تمجیدی، ۲۸ساله و محمد رجبی، ۲۶ساله ـ جوانانی که در قیام آبان‌ماه دستگیر شده و مدتها تحت شکنجه بوده‌اند‌ـ خبر داد.

اسماعیلی سخنگوی دژخیم قضاییه در تأیید این حکم گفت:

«[محکومان] در زمینه اغتشاشات بودند، در آتش زدن پمپ‌بنزین، در آتش زدن ماشین شهرداری، در تخریب بانک و آتش زدن آن، در به یغما بردن ثروت مردم جنایتهایی را انجام داده بودند البته اینها در این بخش کارشان اینها بود ... اینها پرونده سرقت مسلحانه دارند البته با سلاح سرد اینها ارتباطاتی با خارج از کشور دارند از جنایت‌های خودشان فیلم تهیه کردند به‌خارج از کشور فرستادند. یکی از اینها در سفری که قبلاً به خارج از کشور داشته در آلمان ارتباط با جریان نفاق پیدا کرده در کمپ (مجاهدین) حاضر شده از آنها خط مشی گرفته» (خبرگزاری میزان. ۸تیر ۹۹)

حبیبی رئیس کل دادگستری رژیم در اصفهان نیز پیش‌تر با عربده‌کشی به تهدید «آشوبگران» پرداخته و خط و نشان کشیده بود:

«دست‌نشانده‌های (مجاهدین) بدانند، اگر خلافی صورت بگیرد، همانند آن چه که در سال۸۸، ۹۶ و آبان سال گذشته افتاد، یقینا قاطعانه با دست‌نشانده‌ها و آشوب گران برخورد خواهیم کرد به‌گونه‌ای که امروز ۸پرونده مربوط به اتفاقات ذکر شده نهایی و حکم مفسد فی‌الارض برای آنها ثابت شده است» (خبرگزاری فارس. ۶تیر ۹۹)

یأس و ناتوانی در برابر تنها هماورد

از آنجا که رژیم یگانه آلترناتیو و تنها هماورد خود را بهتر از هرکس دیگری می‌شناسد، با یادآوری و برجسته کردن انتساب محکومین به مقاومت و مجاهدین و صدور حکم اعدام برای آنها قصد دارد به خیال خود از پیوستن گستردهٔ جوانان به آنها ممانعت کند؛ اما گسترش کمی و کیفی فعالیت‌های کانون‌های شورشی بر بطلان این تلاش مذبوحانه و عدم موفقیت آن دلالت می‌کند و از قضا عربده‌کشیها و تهدیدات دژخیمان رژیم نیز به همین علت صورت می‌گیرد.

جو ملتهب جامعه و خشم و نفرت عمیق عمومی نسبت رژیم و بروز یک خیزش عظیم اجتماعی امری است که دیگر حتی مهره‌ها و مزدوران رژیم نیز به آن معترفند و از بیان آن ابایی نمی‌کنند. از سوی دیگر اعتلا و اقبال روزافزون مقاومت و مجاهدین در میان اقشار مختلف مردم نیز امری است که رژیم را به وحشت انداخته و بنا به‌تجریهٔ قیامهای ۹۶ و ۹۸ که از اظهارات دادستان مزدور رژیم در اصفهان نیز هویداست، ضرب شصت مجاهدین را در هدایت قیام خوب چشیده‌ است. از این رو طبیعی است که برای مقابله دست به مانور و قدرت‌نمایی بزند.

تعادل جدید و ناتوانی در اعمال سرکوب

شکی نیست که قیام آبان ۹۸ به‌مثابهٔ یک نقطهٔ عطف موقعیت نظام و به‌ویژه هیمنه ولی‌فقیه را به‌شدت تضعیف کرده است. لذا از پیش روشن است که از رژیم سیاست ارعاب و اعدام جوانان قیام‌کننده نه تنها طرفی نخواهد بست سهل است که آتش قیام را بیشتر شعله‌ور می‌کند. از سوی دیگر برای رژیم این نگرانی هم وجود دارد که افزایش اعدامها نتیجهٔ معکوس داشته باشد. به همین علت در این زمینه دست به عصا راه می‌رود و هنوز تأیید نهایی احکام اعدام را در ابهام باقی گذاشته است؛ به‌طوری که دژخیم اسماعیلی در پاسخ خبرنگاران گفت: «هنوز رأی دیوان عالی کشور به‌دست من نرسیده «و افزود «وکلای این‌ها نقل کردند که دیوان عالی کشور حکم را تأیید کرده، اما چون پرونده دستی به ما برمی گردد، هنوز پرونده برنگشته و اطلاع قطعی نداریم».

ارعاب اثر ندارد؛ قیام در تقدیر است

رژیم در فاز پایانی و در وضعیتی که قادر به حل کوچکترین تضاد اجتماعی نیست، طبعاً راه دیگری جز افزایش سرکوب و تشدید جو ارعاب ندارد. اما باید در نظر داشت که موقعیت او در تعادل‌قوا به‌شدت تنزل کرده و افزایش فشار از قضا بر آتش خشم و نفرت عمومی دامن می‌زند و توده‌های مردم را ـ که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند ـ زودتر به خیابان‌ها خواهد کشید. بنابراین حاکمیت نه می‌تواند اعدام و سرکوب کند، نه می‌تواند نکند. این بن‌بستی است که رژیم در آن به دام افتاده است.

هر اعدام نه تنها باعث خاموشی اعتراضات نخواهد شد، بلکه آن را به مدار جدیدی بالغ خواهد نمود.