728 x 90

اعدام‌های شقاوت‌بار در آستانه سقوط؛ تبیین استراتژی هراس در جنگ بقا

اعدام زندانیان سیاسی
اعدام زندانیان سیاسی

اعدام ۶مجاهد خلق و عضو کانون‌های شورشی، وحید بنی‌عامریان، ابوالحسن منتظر، بابک علی‌پور، پویا قبادی، محمد تقوی و اکبر دانشورکار در روزهای ۱۰ و ۱۱ و ۱۵فروردین‌ماه ۱۴۰۵، و متعاقب آن اعدام شورشگران دلیر امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست، محمدامین بیگلری و علی فهیم فراتر از یک اقدام جنایتکارانه متعارف، حامل پیامی استراتژیک در بحبوحه تلاطم‌های سیاسی و نظامی رژیم آخوندی است. این رخداد، در حالی که رژیم درگیر تنش‌های گسترده بین‌المللی و به تعبیر تحلیل‌گران در «گرماگرم یک جنگ خارجی» قرار دارد، این سؤال را برمی‌انگیزد: چرا نظامی که با بحران‌های بیرونی دست‌به‌گریبان است، جبهه داخلی را با اعدام مخالفان سیاسی شعله‌ورتر می‌کند؟

 

بازشناسی دشمن اصلی

همان‌طور که خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، به‌درستی اشاره کردند، این اعدام‌ها «اعتراف آشکار آخوندهای حاکم به این حقیقت است که دشمن اصلی رژیم، مردم و مقاومت ایران است». نظام ولایت فقیه سال‌ها کوشیده است با بزرگ‌نمایی تهدیدات خارجی، بحرانهای داخلی را پنهان کند؛ ولی اعدام شتاب‌زده ۴رزمنده کانون‌های شورشی نشان داد که اتاق فکرهای امنیتی رژیم، خطر واقعی را نه در آن‌سوی مرزها، بلکه در خیابان‌های تهران، رشت و سراسر ایران می‌بینند.

این اقدام نشان‌دهنده استیصال است؛ رژیم می‌داند که جنگ خارجی تنها زمانی کشنده است که با یک قیام سازمان‌یافته داخلی پیوند بخورد.

 

کانون‌های شورشی؛ کابوس سازمان‌یافتگی

دلیل اصلی هدف قرار دادن این ۴مجاهد، نقش آنها در «کانون‌های شورشی» است. کانون‌های شورشی برخلاف شورش‌های کور، دارای استراتژی، سازمان‌یافتگی و هدفمندی هستند. رژیم از نفوذ اجتماعی این کانون‌ها و استقبال توده‌های خشمگین از مشی مسلحانه و رادیکال آنها به وحشت افتاده است.

پویا قبادی و بابک علی‌پور، به‌عنوان «آموزگاران صدق و فدا»، نمونه‌یی از نسل جدید مبارزانی هستند که زندان و شکنجه نه تنها آنها را نشکست، بلکه به نمادهای مقاومت تبدیل کرد. رژیم با اعدام این رادمردان قصد داشت پیوند میان آرمان آزادی و بدنه معترض جامعه را قطع کند، ولی شهادت اعضای کانون‌های شورشی، در حقیقت بنزینی بر آتش زیر خاکستر خشم عمومی است.

 

پیروزی از طریق رعب و وحشت

نظام ولایت فقیه در شرایط بحرانی همواره به دکترین «پیروزی از طریق رعب و وحشت» پناه برده است. اعدام‌های اخیر تلاشی است برای بازدارندگی؛ پیامی به جوانان قیام‌آفرین که هزینه مخالفت با نظام، چوبه دار است. اما این استراتژی در سال ۱۴۰۵ با بن‌بستی جدی روبه‌روست.

وقتی رزم‌آورانی چون بابک و پویا «تا به آخر بر عهد و پیمان خود استوار ماندند» و در برابر هیچ شکنجه‌ای سر خم نکردند، اسطوره ترس را درهم‌شکستند. اعدام آنان نه تنها باعث عقب‌نشینی کانون‌های شورشی نمی‌شود، بلکه به تعبیر خانم رجوی، «خون‌ریزی‌های بی‌حساب از سوی جوانان شورشگر بی‌پاسخ نخواهد ماند» و به تکثیر این کانون‌ها در ابعادی وسیع‌تر منجر خواهد شد.

 

بن‌بست دیپلماتیک و انفعال بین‌المللی

رژیم آخوندی با سوءاستفاده از تمرکز جهانی بر جنگ‌های منطقه‌ای، دست به این جنایت زد. فراخوان مقاومت ایران به ملل متحد و کشورهای عضو برای «بستن سفارت‌ها و اخراج دیپلمات‌تروریست‌ها»، دقیقاً بر این نقطه دست می‌گذارد که مماشات بین‌المللی، چراغ سبزی به رژیم برای اعدام‌های بیشتر است. زمان آن فرارسیده است که جامعه جهانی درک کند هر گونه تعامل با رژیم، به‌مثابه مشارکت در اعدام جوانانی است که جرمشان تنها طلب آزادی و دموکراسی در قالب یک «جمهوری دموکراتیک» است.

 

از قزلحصار تا سقوط نهایی

اعدام وحید بنی‌عامریان، ابوالحسن منتظر، بابک علی‌پور، پویا قبادی، محمد تقوی و اکبر دانشورکار نقطه عطفی در تقابل نهایی مقاومت و استبداد است. این خون‌های پاک، حقانیت مسیر «ارتش آزادی» را مهر می‌کنند. رژیم با این جنایت، نه‌تنها اقتدار خود را بازنمی‌یابد، بلکه لرزه‌های سرنگونی را در ارکان خود بیش‌از‌پیش احساس خواهد کرد.

نام این قهرمانان گردن‌فراز، همان‌گونه که در پیام خانم رجوی آمده، «نشان می‌دهد که رژیم در غرقاب و بن‌بستی است که بدون اعدام‌های روزانه سرپا نمی‌ماند. این خون‌ریزی‌های بی‌حساب خشم مردم را شعله‌ور می‌کند و رزمندگان آزادی را برمی‌انگیزد».

خون مجاهدان سربه‌دار، ضامن پیروزی محتوم خلقی است که دیگر چیزی – جز زنجیرهایش- برای از دست دادن ندارد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/6724843c-12a4-4fc6-b126-80dbefc21cc9"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات