728 x 90

انقلابی که سرقت نمی‌شود؛ پیام هواداران مقاومت در کارزار جهانی

تظاهرات ایرانیان آزاده در حمایت از قیام سراسری - ۲۰ دیماه ۱۴۰۴
تظاهرات ایرانیان آزاده در حمایت از قیام سراسری - ۲۰ دیماه ۱۴۰۴

در حالی که پیکره‌ٔ سرزمین ایران زیر گام‌های قیام سراسری، در حال بازتعریف نسبت خود با فاشیسم دینی است، خروش هم‌زمان هواداران مقاومت در استکهلم، اسلو، برلین، آرهوس و سیدنی نشان‌دهنده‌ٔ شکل‌گیری یک «جبهه‌ٔ جهانی واحد» علیه هر شکلی از استبداد است. این تظاهرات گسترده، فراتر از یک حمایت عاطفی، تجلی پیوند ارگانیک میان «میدان نبرد» در داخل و «دیپلماسی خیابانی» در خارج از کشور است؛ کنشی که با شعارهای استراتژیک، مرزهای هویتی ایران فردا را در قلب پایتخت‌های مدرن ترسیم می‌کند.

 

ابطال روایت‌های انحرافی و تثبیت «نه شاه، نه شیخ»

یکی از محوری‌ترین پیام‌های برخاسته از خیابان‌های اسلو و استکهلم، مرزبندی قاطع با هر گونه گذشته‌گرایی و بازتولید استبداد در اشکال نوین بود. شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» و فریاد آگاهانه‌ٔ «برگشت شاه قاتل، زهی خیال باطل»، گواه آن است که حافظه تاریخی ملت ایران، تجربه‌ٔ تلخ دیکتاتوری‌های موروثی را به بایگانی فراموشی نسپرده است.

این رویکرد روشنگرانه و هوشیارانه در بطن اعتراضات، حرکت کور واکنشی نیست؛ بلکه جنبشی است که با نفی «تاج» و «عمامه»، در پی استقرار یک «نظم جمهوری‌خواهانه» بر ویرانه‌های ستم مضاعف است. شعار «نه بیت می‌خواهیم نه دربار»، در واقع نفی ۲کانون تولید رانت و سرکوب در تاریخ معاصر ایران است.

 

اصالت «کانون‌های شورشی» و استراتژی سرنگونی

در استکهلم و آرهوس، تأکید بر نقش پیشتاز «کانون‌های شورشی»، پیامی روشن به ناظران بین‌المللی مخابره کرد: قیام مردم ایران نه یک اغتشاش بی‌سر، بلکه جریانی دارای ستون‌فقرات تشکیلاتی و استراتژی عملیاتی است. شعار «تنها ره رهایی، قیام و سرنگونی»، بر این حقیقت بنیادین پای می‌فشارد که ساختار ولایت فقیه به‌دلیل خصلت تمامیت‌خواهانه‌اش، فاقد هر گونه ظرفیت اصلاح‌پذیری است. از این منظر، «سرنگونی» نه یک انتخاب، بلکه تنها ضرورت تاریخی برای نجات میهن تلقی می‌شود.

 

ممانعت از سرقت انقلاب؛ بیداری در برلین

طنین شعار «انقلاب بیداره، سرقت آن محاله» در برلین، واکنشی مستقیم به تلاش‌های قدرت‌های خارجی برای «مصادره‌ٔ اراده‌ٔ مردم» است.

یاران شورشگر در خارج از کشور، به همان اندازه که علیه استبداد مذهبی می‌شورند، به همان میزان در برابر آلترناتیوهای فرمایشی و پروژه‌های امنیتی که قصد دارند انقلاب را از محتوای دموکراتیک آن تهی کنند، ایستاده‌اند. این «بیداری انقلابی»، ضامن آن است که فداکاری‌های جوانان در کوچه پس‌کوچه‌های ایران، به پای بازی‌های ژئوپلیتیک ذبح نشود.

 

همبستگی جهانی؛ از اسکاندیناوی تا اقیانوسیه

تظاهرات در سیدنی و دیگر پایتخت‌ها، به‌معنای انزوای کامل رژیم در افکار عمومی بین‌المللی است. وقتی ایرانیان در دورترین نقاط جهان در سرمای طاقت‌سوز با شعار «ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» به خیابان می‌آیند، در واقع «مشروعیت بین‌المللی» رژیم را در هر ۵قاره به چالش می‌کشند. این حضور حماسی، فضایی را ایجاد می‌کند که در آن دولت‌های غربی ناچار می‌شوند میان «معامله با استبداد» و «همبستگی با دموکراسی»، یکی را برگزینند.

مجموعه‌ٔ این خیزش‌های برون‌مرزی، سندی بر اعتبار آلترناتیوی است که بر پایه‌ٔ «حاکمیت مردم» بنا شده است. شعار «با شعله‌های قیام، بهار میاد به ایران»، بازتاب اراده‌ای است که عزم آهنین و سازمان‌یافتگی خود را در میدان قیام به اثبات رسانده است.

تظاهرات استکهلم تا سیدنی نشان داد که ایران امروز، از مرز تردید عبور کرده است. پایان کار آخوندها نه فقط در شعارهای آتشین، بلکه در تحقق عملی اتحادی دیده می‌شود که نه به گذشته تعلق دارد و نه به توهم نجات توسط قدرت‌های خارجی؛ بلکه بر نیروی لایزال ملتی تکیه دارد که برای آزادی، از جان خویش گذشته است. حرف اول و حرف آخر، چنان‌که در آرهوس طنین‌انداز شد، چیزی جز «سرنگونی» برای گشودن افق آزادی نیست.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/a6bdbedf-b399-491e-9c0b-0ed9731fa54a"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات