728 x 90

ایران ثروتمند در جهنم ناترازی؛ ریشه‌ها و علت اصلی

ایران در جهنم ناترازی
ایران در جهنم ناترازی

ایران کشوری است با چهارمین ذخایر بزرگ انرژی جهان، اما امروز با خاموشی‌های گسترده، بحران آب، کمبود بنزین و تعطیلی صنایع مواجه است. این تناقض، تصادفی نیست. بحران ناترازی انرژی فقط یک مشکل فنی یا حتی اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای عریان از فروپاشی یک نظام سیاسی است؛ نظامی که منابع کشور را در مسیر بقای خود خرج کرده و توسعه ملی را قربانی اولویتهایی مانند سرکوب و صدور تروریسم کرده است. اظهارات اخیر محمود جام‌ساز، کارشناس اقتصادی، در روزنامه آرمان ملی به تاریخ (۳شهریور ۱۴۰۴) پرده از این واقعیت برمی‌دارد که چگونه ولایت فقیه کشور را به مرز فروپاشی اقتصادی و اجتماعی کشانده است.

 

ایران ثروتمند در تاریکی

این کارشناس می‌گوید: «کشور پهناور ایران که در میان ۴ کشور برتر جهان به‌لحاظ ذخایر انرژی قرار دارد، امروزه با کمبود انرژی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند». این جمله به تنهایی برای افشای ناکارآمدی ساختاری کافی است. او بر آن است که از سال‌ها پیش، بحران انرژی قابل پیش‌بینی بوده، اما «هیچ برنامه اصلاحی ساختاری و سرمایه‌گذاری در تأمین انرژی به‌ویژه برق به‌دلیل بی‌برنامگی و عدم وجود اراده لازم و جدی صورت نگرفته است».

نتیجه این بی‌کفایتی، بحرانی است که امروز سراسر کشور را در بر گرفته است: خاموشی‌های طولانی در تابستانی با دمای ۴۵ تا ۵۰درجه در استانهایی مانند خوزستان و سیستان‌وبلوچستان، و کاهش ظرفیت تولید صنایع تا «۵۰ درصد».

 

چرا بحران انرژی به این نقطه رسید؟

جام‌ساز عوامل بروز بحران را چنین برمی‌شمرد: «عدم سرمایه‌گذاریهای زیرساختی، ناتوانی عرضه در پوشش تقاضا، عقب‌ماندگی تولید از ظرفیت اسمی، هدر رفت انرژی، سوء‌مدیریت در تولید و توزیع آمیخته با رانت». به‌گفته او، توان عملی تولید برق کشور «حداکثر ۷۵هزار مگاوات» است، در حالی که پیک مصرف «۹۰هزار مگاوات» است؛ یعنی یک کسری «۲۴هزار مگاواتی» که منجر به خاموشی‌های گسترده شده است.

اما چرا کشوری با این همه منابع، حتی نمی‌تواند ظرفیت اسمی نیروگاههای موجود را حفظ کند؟ پاسخ در اولویت‌های نظام ولایت فقیه نهفته است.

 

وقتی جنگ و سرکوب اولویت دارد، توسعه نابود می‌شود

جام‌ساز می‌گوید: «در حال حاضر و پس از جنگ ۱۲روزه، اولویت کشور تقویت نیروی نظامی و تولید تسلیحات جدید در راستای آمادگی برای دفاع اختصاص یافته، لذا امکان هر گونه سرمایه‌گذاری در جهت رفع ناترازی‌ها و ارتقای خدمات عمومی از جمله تأمین انرژی و آب ممکن نیست یا به سختی امکان‌پذیر است». این اظهارات به‌وضوح نشان می‌دهد که حاکمیت به جای رفع بحران معیشتی مردم، منابع محدود خود را صرف جنگ‌افروزی، ماجراجویی منطقه‌یی و سرکوب داخلی می‌کند.

فساد ساختاری نیز یکی دیگر از ریشه‌های بحران است. او تصریح می‌کند: «فساد و سوء‌مدیریت در توزیع برق از مواردی است که مشترکین رانتی را از مشترکین عادی متمایز می‌سازد». یعنی حتی در خاموشی‌ها هم تبعیض وجود دارد و نور برق برای وابستگان قدرت تضمین شده است، در حالی که مردم عادی در تاریکی فرو می‌روند.

 

ناترازی یا ساختار رانتی؟

جام‌ساز به یک واقعیت تکان‌دهنده نیز اشاره می‌کند: «میزان هدر رفت برق در شبکه انتقال و توزیع بین ۱۰ تا ۱۵درصد برق تولیدی، معادل ۱۰هزار مگاوات است، یعنی ۱۰برابر ظرفیت نیروگاه بوشهر». از سوی دیگر، «وجود ۲۲۰هزار دستگاه ماینر کشف‌شده و تخمین ۳هزار مگاوات مصرف غیرمجاز» نشان می‌دهد که اقتصاد رانتی و مافیایی رژیم حتی بحران انرژی را به فرصتی برای سودجویی شبکه‌های قدرت تبدیل کرده است.

این نظام نه‌تنها مانع هدر رفت انرژی نمی‌شود، بلکه با مجوزهای رانتی و چشم‌پوشی، مسیر غارت را باز گذاشته است.

 

بحران اقتصادی و انفجار اجتماعی در راه است

به گفته جام‌ساز، خاموشی‌ها «زیان روزانه بخش صنعت تا ۱۰هزار میلیارد تومان» به بار می‌آورد و باعث شده «بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط متوقف شده و کارگران خود را تعدیل کنند، به‌طوری که تنها در حومه تهران ۳۰۰۰کارگاه متوقف شده‌اند». این یعنی بیکاری دومینووار در حال وقوع است. او حتی هشدار می‌دهد که با ادامه این وضعیت، «سقوط تولید ناخالص داخلی تا منفی ۴درصد و منفی ۵درصد» محتمل است.

این ارقام به‌معنای فروپاشی اقتصاد ملی است: کاهش درآمد ملی و سرانه، افزایش بیکاری، تورم فزاینده و کسری بودجه شدید. همزمانی بحران برق با بحران آب، نارضایتی اجتماعی را تشدید می‌کند. «واکنش مردم در برخی شهرهای جنوبی شکل گرفته که می‌تواند مقدمه‌ای بر گسترش اعتراضات باشد» (همان منبع).

این کارشناس اقتصادی می‌گوید: «موجودی صندوق توسعه ملی در پایین‌ترین سطح یعنی حدود ۱۱میلیارد دلار قرار دارد»، بنابراین حتی یک ضربه خارجی می‌تواند اقتصاد ایران را به کما ببرد»

 

بحران ولایت فقیه، نه بحران انرژی

تمام این اعترافات یک پیام روشن دارد: مشکل اصلی ایران، کمبود منابع یا تحریم‌های خارجی نیست، بلکه ساختار قدرت مبتنی بر ولایت فقیه است؛ ساختاری که توسعه را قربانی نظامی‌گری، فساد، رانت‌خواری و بقای سیاسی کرده است. بحران انرژی فقط یکی از نشانه‌های فروپاشی است. وقتی اولویت یک نظام جنگ، سرکوب و صدور بحران باشد، نتیجه چیزی جز تاریکی، بیکاری و انفجار اجتماعی نخواهد بود.

این نظام توان اصلاح ندارد، چون اصلاح به‌معنای پایان ایدئولوژی و باندهای رانتی آن است. بنابراین، تنها راه‌حل واقعی، گذار از این ساختار فاسد، سرنگونی تام و تمام آن و بازگرداندن حاکمیت به صاحبان اصلی‌اش یعنی مردم ایران است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/e399213c-871a-4291-a211-48cbd6d50f74"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات