728 x 90

ایران؛ شتاب رانت‌خواریِ حکومتی، جهش فروپاشیِ اقتصاد

فروپاشی اقتصاد ایران
فروپاشی اقتصاد ایران

در ورای خبرهای جنگ، در ورای خبرهای مذاکره، در ورای انواع تفسیرها و تحلیل‌ها پیرامون جنگ و مذاکره و در ورای هیاهوی تخاصمات باندیِ حکومتیان، مسأله‌ٔ مبرم و عمده‌ٔ مردم ایران، نجات زندگی از اسارت استثمار و رانت‌محوریِ حاکمیت متکی بر ولایت فقیه است.

جامعهٔ ایران آن‌چنان مترصد استیفای حق حیات و حق آزادی است که به‌محض فروکش کردن فضای جنگ و هیاهوی آن، خیابان را تسخیر می‌کند. بازنشستگان تأمین اجتماعی روز یکشنبه ۱۸ مرداد در ۹ شهر ایران فریاد زدند: «جنگ و مذاکره بهانه‌ست ــ زندگی ما ویرانه‌ست. / وقتی بشر اعدام است ــ حقوق‌بشر کدام است؟»

 

خصلت بالفعل جامعهٔ ایران با زیربنا‌های شکل‌گرفته‌ٔ سیاسی و اقتصادی، به‌سان کمینگاهی شده است که به‌طور مستمر پیام خیزش و خروش به حاکمیت می‌دهد. حاکمیت هم مدام با استفاده از تجمعات شبانه و اعترافات کارگزاران خود، رسید دریافت می‌دهد. رسیدی که اعتراف می‌کند هماوردیِ همه‌جانبه میان جامعه و نظام، اصلی‌ترین خصلت هم‌اکنون موقعیت سیاسی و اجتماعیِ ایران است. زیرساخت این موقعیت سیاسی و اجتماعی چیست؟ پاسخ را نبرد طبقاتی علیه طبقه‌ٔ حاکم مستقر می‌دهد.

آری، اقتصاد بیمار که به‌طور مطلق، بخش جدایی‌ناپذیر و وابسته به سیاست، بیمار‌ شده است، بر شانه‌های فاصله‌ٔ طبقاتی ایستاده است. «فاصله‌ٔ طبقاتیِ» سازمان‌یافته توسط رانت‌خواران حکومتی، آن عاملی است که با هر دولت بر سر کار آمده در نظام ولایت فقیه، گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. از این ریشه است که درخت اقتصاد بیمار، هر ماه رنگ‌پریده‌تر و خزان‌زده‌تر می‌شود. اقتصاد بیمار در نظام ملایان، آن گرهی‌ست که اگر همه‌ٔ کارشناسان خبره‌ٔ نظام هم آن را به اتاق عمل ببرند، هیچ کاری از دست‌شان برای بهبود آن برنمی‌آید. به این نشانی‌های اقتصاد بیمار و گره کور آن در یک یادداشت از روزنامهٔ آرمان امروز در شمارهٔ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ توجه کنید:

«چرا دولت و بانک مرکزی نرخ ارز را با مداخله دستوری پایین نگه نمی‌دارند؟ پایین نگه‌داشتن مصنوعی نرخ ارز به‌معنای ارزان کردن واقعی کالاها یا افزایش قدرت خرید مردم نیست. چنین سیاستی معمولاً با مصرف ذخایر ارزی، شکل‌گیری صف، رانت وارداتی و فشار بر صادرات همراه می‌شود. نتیجه آن است که نرخ رسمی روی کاغذ پایین می‌ماند، اما فاصله آن با واقعیت‌های اقتصاد بیشتر می‌شود. نرخ ارز در چنین شرایطی فقط یک عدد در تابلوی بازار نیست، نشانه‌ای از وضعیت عمومی اقتصاد است».

 

مشاهده می‌شود که حتی اگر دولت و بانک مرکزی هم «دستور پایین نگه‌داشتن نرخ ارز» را بدهند، زیرساخت اقتصاد بیمار که در دست خود دولت است، فرش را از زیر پای دولت و بانک مرکزی می‌کشد. این هم گواهیش از همان روزنامهٔ حکومتی:

«حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد تصمیم‌گیریهای اقتصادی در اختیار دولت است. این سطح از مداخله، به‌ویژه در شرایط خاص و فضای جنگی، میدان را برای طرفداران اقتصاد دولتی و بسته گسترده‌تر کند».

راه از شش جهت بر خودکرده‌های دولت نظام ملایان بسته شده است. «اقتصاد کلان» به سیاست کلان حاکمیت، زنجیر شده است:

«مسأله ارز را نمی‌توان جدا از تصویر کلان اقتصاد ایران فهمید. اگر تولید کاهش یابد، سرمایه‌گذاری افت می‌کند، درآمد واقعی مردم کوچک‌تر می‌شود».

 

بنابراین در ایران آخوندزده دست بر هر کلان‌بحران صنفی، اقتصادی و اجتماعی که بگذاریم، گره‌اش در سیاست‌گذاریهای اتاق فکر نظام است. شتاب رانت‌خواریِ حکومتی رابطه‌ٔ مستقیم با جهش فروپاشی اقتصاد دارد. بدین سبب است که مردم ایران به‌نیک دریافته‌اند که کار کارستان در تمام حوزه‌ها، در نجات یک‌پارچه‌ٔ ایران از صدارت و سلطه‌ٔ حاکمیت ولایت فقیه است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/f33615e4-675a-4416-a364-a3572b53407d"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات