728 x 90

بر سردر شهرهای ایران بنویسید: «به امید روزی که...»

بیرون انداختن مدیرعامل کارخانه چوکا توسط کارگران
بیرون انداختن مدیرعامل کارخانه چوکا توسط کارگران

در شرایط کنونی که حاکمیت آخوندی از فضا و اخبار جنگ و مذاکره می‌خواهد ــ و بسیار تلاش می‌کند ــ همه‌چیز را تحت‌الشعاع آن‌ها قرار دهد، موقعیت ویژه‌ی ایران، خصلت خیزش و شورش دارد. مضمون این خیزش و شورش ترکیبی از مطالبات سیاسی و مطالبات اقتصادی و معیشتی هستند. اقتصاد تماماً سیاسی‌شده با رشد تصاعدی تورم، و از طرفی دمیدن بر طبل جنگ‌افرزوی، کمر زندگی را تا کرده است. به‌راستی که در ایران آخوندزده، زندگی با تمام وجوهش در حال نبرد با مرگ و جنگی است که حاکمیت می‌خواهد از آن ارتزاق سیاسی و پشتیبانیِ سرکوب‌گری بکند. 

 

حاکمیت باز در سایه‌ی جنگ و مذاکره، به اعدام‌های روزانه متوسل شده است. می‌خواهد پتانسیل فوران خیزش و خروش جامعه را مهار کند. این در حالی‌ست که در تظاهرات اعتراضی بازنشستگان هم شاهدیم که فریاد آزادی زندانیان سیاسی را سرمی‌دهند. بنابراین مسأله‌ی ایران در اقتصاد و معیشت و امور صنفی هم تمام‌عیار وابسته به سیاست حاکمیت شده است. جامعه هم با همین فریادها به حاکمیت پاسخ بلند می‌دهد.

 

روز چهارشنبه ۲۴ تیر خبر تظاهرات رانندگان معترض در خیابان ولیعصر تهران در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده انتشار یافت. پشت‌بند آن، خبر یورش نیروهای سرکوب‌گر امنیتی به تجمع رانندگان منتشر شد و انعکاس گسترده یافت. در خبر تکمیلیِ این تظاهرات و یورش وحشیانه‌ی نیروهای امنیتی حکومت، شاهد واکنش شایسته و ستودنیِ «اتحادیه هماهنگ‌کننده رانندگان در سراسر کشور» در محکومیت حمله به تظاهرات و حمایت قاطع از رانندگان به‌همراه فراخوان به اعتصاب سراسری بودیم.

حاکمیت آخوندی همواره خواسته است کارگران و کارمندان و پرستاران و معلمان و دیگر صنوف اجتماعی را تک‌تنها و بدون پشتوانه‌ی اتحادیه و سندیکا بگذارد تا بتواند سرکوب سیاسی و استثمار صنفی و اقتصادی را با هم پیش ببرد. از این‌رو واکنش به‌موقع و موضع‌گیری شایسته‌ی تقدیر اتحادیه‌ رانندگان بخشی از ویژگی‌های شرایط جدید ایران است.

 

در واقعه‌‌ای دیگر، «تلگرام اعتراضی مدنی بازار» روز ۲۴ تیر گزارش کرده است: «اعتراض کارگران چوکا به نقطه انفجار رسید؛ بیرون انداختن مدیرعامل کارخانه چوکا توسط کارگران عصبانی و معترض.» در بخشی از این یادداشت، به علت اعتراض خشماگین کارگران پرداخته شده است که همانا از ویژگی‌های شرایط کنونیِ جامعه‌ی انفجاری ایران می‌باشد:

 «کارگران کارخانه چوکا در اعتراض به پرداخت‌نشدن مطالبات، فشار سنگین معیشتی و بی‌پاسخ ماندن خواسته‌هایشان دست به تجمع زدند. در شرایطی که تورم، گرانی و هزینه‌های زندگی هر روز افزایش می‌یابد، کارگران می‌گویند مطالبات‌شان هم‌چنان بلاتکلیف مانده و هشدارهای مکرر آن‌ها راه به جایی نبرده است. وقتی ماه‌ها صدای کارگران شنیده نمی‌شود و مشکلات روی هم انباشته می‌شود، اعتراض دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ نتیجه طبیعی بی‌توجهی به مطالبات نیروی کار است.»

 

عبارت پایانی این یادداشت، تابلویی بزرگ بر سردر تمام شهرهای ایران به‌عنوان تنها راه حل پاسخ گرفتن کارگران، رانندگان، معلمان، پرستاران و تمام اقشار ایران‌زمین است: «به امید روزی که مردم ایران با همه سران این حکومت به همین شیوه عمل کنند.»

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/521d04d9-8294-499d-ad6f-d49b99b6db70"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات