در آستانه فرا رسیدن ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، سالروز آغاز مقاومت عادلانه مردم ایران، فضای سیاسی کشور و جامعه بینالمللی دستخوش یک تحول جریانساز شده است. صدور بیانیه مشترک توسط ۳۰۰۰ شخصیت برجسته از ۵ قاره و ۵۵ کشور جهان در حمایت از تشکیل دولت موقت بر اساس طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی، فراتر از یک اعلام همبستگی دیپلماتیک، بهعنوان یک سند تاریخی و راهبردی تجلی یافته است.
این حمایت جامع بینالمللی در برههای حساس صادر شده است که رژیم حاکم برای مهار بحرانهای فزاینده داخلی و جلوگیری از گسترش کانونهای شورشی، موج جدیدی از اعدامهای سیاسی و بازداشتهای خودسرانه را به راه انداخته است. از این رو، همزمانی این بیانیه با آستانه برگزاری تظاهرات بزرگ مقاومت ایران، واجد پیامهای بنیادینی در سطوح داخلی، منطقهای و بینالمللی است.
ترکیب بینظیر امضاکنندگان
یکی از بارزترین ویژگیهایی که وزن سیاسی این بیانیه را بهشدت افزایش میدهد، جایگاه و پیشینه امضاکنندگان آن است. حضور رؤسای جمهور و نخستوزیران سابق از کشورهای مختلف نظیر استونی، اسلواکی، اکوادر، کاستاریکا، تونس، یمن، ایتالیا، لهستان، رومانی، مالت، ایسلند، لیتوانی، کوزوو و اسلوونی به همراه بیش از ۱۵۰۰ پارلمانتر و ۸۰ برنده جایزه نوبل، نشاندهنده یک اجماع جهانی بینظیر است.
این ترکیب برجسته اثبات میکند که جامعه مدنی و نخبگان سیاسی جهان، شورای ملی مقاومت ایران را نه تنها بهعنوان قدیمیترین و مستقلترین ائتلاف دموکراتیک، بلکه بهعنوان تنها آلترناتیو سازمانیافته و معتبر در برابر استبداد حاکم میشناسند. این حجم از حمایت بینالمللی، بطلانی بر تبلیغات رژیم مبنی بر عدم وجود جایگزین معتبر است و مشروعیت سیاسی خواست مردم ایران برای سرنگونی را در ابعاد جهانی نهادینه میکند.
پاسخی قاطع به سرکوب داخلی و سیاست جنگافروزی
بیانیه ۳۰۰۰ شخصیت بینالمللی، به درستی انگشت بر استراتژی کنونی رژیم یعنی استفاده از فضای جنگ و بحرانهای منطقهای برای سرکوب داخلی گذاشته است. رژیم با تسریع در صدور احکام اعدام برای بازداشتشدگان قیامهای مردمی و اعضای سازمان مجاهدین خلق، تلاش میکند تا فضای ترس را حاکم کرده و مانع از جذب جوانان به کانونهای شورشی شود.
در چنین شرایطی، این بیانیه با شکستن سکوت غیرقابل توجیه بینالمللی و فراخواندن سازمان ملل متحد به اقدام فوری، به یک چتر حمایتی سیاسی برای قیامآفرینان تبدیل میشود. شخصیتهای جهان بهروشنی اعلام کردهاند که حذف دیکتاتوری خامنهای، تحولی حیاتی برای صلح و امنیت جهانی است، اما تغییر رژیم و تعیین آینده سیاسی کشور برعهده مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنان است.
رد گذشته و ترسیم افق آینده بر اساس طرح ۱۰ مادهای
محتوای این بیانیه بیانگر درک عمیق جامعه جهانی از خواستههای واقعی ملت ایران است. امضاکنندگان تأکید کردهاند که مردم ایران در قیامهای خود نشان دادهاند که خواستار یک «جمهوری دموکراتیک» هستند و هم دیکتاتوری دینی خامنهای و هم حکومت اقتدارگرای شاه را رد میکنند. این مرزبندی قاطع تاریخی نشان میدهد دنیا پذیرفته است که مردم ایران بهدنبال پیشرفتاند، نه بازگشت به گذشته.
در این راستا، حمایت از طرح ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی بهعنوان پلتفرم آینده ایران، اهمیت مضاعفی دارد. این طرح که خواستار: آزادی بیان و اجتماعات، جدایی دین از دولت، برابری جنسیتی، لغو کامل حکم اعدام، حق خودمختاری ملیتهای تحت ستم در چارچوب ایران متحد و برپایی یک ایران غیرهستهای است؛ اکنون بهعنوان منشور آزادی ایران در افکار عمومی جهان شناخته میشود؛ منشوری که پیش از این نیز توسط ۴۰۰۰ قانونگذار در دو سوی اقیانوس اطلس تأیید شده بود.
نقشه راه انتقال قدرت و پیام آن به تظاهرات ۳۰ خرداد
بخش مهمی از اهمیت این سند، بهرسمیت شناختن فرآیند انتقال صلحآمیز قدرت از طریق دولت موقت شورا است. بر اساس این طرح، وظیفه دولت موقت تنها سازماندهی انتخابات آزاد ظرف حداکثر ۶ ماه پس از سقوط رژیم است تا حاکمیت ملی به خود مردم منتقل شود. این تعهد آشکار به صندوق رأی و نفی هر گونه وابستگی به نیروهای خارجی یا استمداد مالی از آنها، به بیانیه ماهیتی اصیل و ملی میبخشد. همچنین استقبال از تشکیل «جبهه همبستگی» برای گردهمایی تمام نیروهای سیاسی متعهد به سرنگونی، نشاندهنده بلوغ سیاسی این جبهه برای پیوند دادن تمام صداهای آزادیخواه است.
پیام این بیانیه تاریخی
این بیانیه تاریخی همچون سوختی برای موتور محرک تظاهرات بزرگ مقاومت ایران در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ عمل خواهد کرد. این یک پیام روشن به کانونهای شورشی و تودههای جانبهلبآمده در داخل ایران است که جهان صدای آنها را شنیده است. بیکمان تظاهرات پیشرو، تجلی عزم ملی برای تحقق عینی این مشروعیت بینالمللی در کف خیابانهای ایران خواهد بود.