جدال باندهای درونی حاکمیت بر سر امکان یا امتناع مذاکره با ایالات متحده آمریکا و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن، در روزهای خرداد ۱۴۰۵ وارد فاز جدید و پرتنشی شده است. تضاد منافع شدید میان باندهای موسوم به تندرو با ائتلاف شکننده پزشکیان و باند محمدباقر قالیباف، تصویری عریان از یک جنگ سازمانیافته درونساختاری را به نمایش میگذارد. محور اصلی این منازعه بر برجام، توافق احتمالی هستهیی و کنترل استراتژیک تنگه هرمز استوار است؛ بحرانی که کلیت انسجام حکومتی را هدف قرار داده است.
درگیری باندهای حکومتی در رسانههای وابسته به نظام
در یک سوی این پیوستار، تندروها هر گونه حرکت به سمت توافق را خیانت و عقبنشینی قلمداد میکنند. حسین شریعتمداری، نماینده سنتی ولیفقیه در روزنامه کیهان، با حمله به انفعال خبری دولت در قبال تحرکات واشنگتن مدعی است: «ترامپ تقریباً همه روزه و گاهی نیز چند بار در یک روز، توئیت میزند و بهدروغ از نزدیک بودن توافقی با ایران خبر میدهد که در آن با خواستههای آمریکا و مخصوصاً گشایش تنگه هرمز و بازگشت آن به دوران قبل از جنگ موافقت شده است ولی از تکذیب سریع و بیوقفه مسئولان خبری نیست». دغدغه تندروها به مسائل فراملی محدود نمیشود؛ شریعتمداری با به چالش کشیدن سیاستهای درآمدی دریایی حاکمیت میپرسد: «آیا از کشتیهای عبور کننده، حق ترانزیت و عوارض عبور نیز دریافت شده است یا نه؟!»
در پاسخ به این باند، روزنامههای اصلاحطلب، نسبت به ماجراجوییهای اقتصادی در آبراههای بینالمللی هشدار میدهند. روزنامه اعتماد در مطلبی به سخنان جناح مقابل واکنش نشان داده و مینویسد: «در زمینه کسب درآمد مستقیم از تنگه هرمز باید بسیار محتاط بود. هر نوع اقدام شتابزده میتواند حساسیتهای بینالمللی را بهشدت برانگیزد و حتی به تشکیل ائتلافهای جدید علیه ایران منجر شود. علاوه بر این، مالکیت تنگه هرمز مشترک میان ایران و عمان است».
منازعه در مجلس ارتجاع
از سوی دیگر، این منازعه به داخل مجلس ارتجاع نیز کشانده شده است. حمید رسایی و محمود نبویان، نوک پیکان حملات خود را متوجه پنهانکاری احتمالی در مفاد توافقات کردهاند. محمود نبویان، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی، با ابراز شگفتی از بندهای توافق احتمالی مینویسد: «از بندهای شگفتآور متن احتمالی، توافق ایران و آمریکا برای حل تمام موضوعات مرتبط به هستهیی است! اولاً ایران عضو NPT است، حق تحقیق، توسعه و تولید دارد و ربطی به آمریکا ندارد». همزمان، حمید رسایی در نطق تند خود در ۹ خرداد ۱۴۰۵، اساس کارکرد فعلی مجلس و شورای عالی امنیت ملی را زیر سؤال برده و مدعی تعطیلی و حاشیهنشینی اصرارآمیز قوه مقننه برای پیشبرد توافقات پنهان شد: «چون نمیخواهند مجلس تصمیمگیر باشد، هر موقع بخواهند جمعش میکنند... طبق اصل ۷۷ و اصل ۱۲۵ قانون اساسی، قرارداد دولت ایران با سایر دولتها... پس از تصویب مجلس انجام میشود. اگر مجلس باز باشد، دست به دست مردم مطالبه میکنند».
کشاکش بین دولت پزشکیان و پایداریچیهای مجلس
این هجمههای بیوقفه، پاسخ تند نهاد ریاستجمهوری را به همراه داشته است. حامیان دولت معتقدند این جریانهای بهدنبال فلج کردن قوه مجریه هستند. حبیبالله عباسی، مدیرکل روابط عمومی دفتر رئیسجمهور، در یادداشتی با عنوان «مغالطه کذب و اتهام مجرمانه به رئیسجمهوری»، این اقدامات را فراتر از نقد ارزیابی کرده و مینویسد: «ما با روندی مواجهیم که بهتدریج از مدار رقابت سیاسی خارج شده و به روندهای سازمانیافته برای فرسایش دولت، تخریب جایگاه "نهاد ریاست جمهوری" و تولید بیثباتی روانی در جامعه تبدیل شده است... ظاهراً برای بخشی از جریان رادیکال، حتی شرایط جنگی و منافع ملی نیز مانع ادامه پروژه تخریب نیست». او سخنان رسایی را «ورود مستقیم به حوزه القائات امنیتی و تشویش افکار عمومی» نامید.
تحلیلگران رسانهیی متمایل به دولت، مانند عباس مهاجری، معتقدند این پدیده صرفاً یک لجبازی سیاسی نیست، بلکه ریشه در منافع مادی عمیق دارد. مهاجری در تحلیل این بنبست میگوید: «مسأله اصلی این است که این افراد نماینده و سخنگوی جریانی هستند که در ساختار قدرت و ثروت کشور نفوذ و جایگاه دارد... بهنظر میرسد این جریان تا آخرین لحظه در برابر هر گونه گشایش و آسایش مقاومت خواهد کرد». لایههای امنیتی نظام نیز با درک خطر شورشهای اجتماعی ناشی از این اختلافات، تلاش دارند با ابزار زور فضا را کنترل کنند. علی زینیوند، معاون سیاسی وزارت کشور، با اشاره به هشدارهای شورای امنیت کشور تصریح کرده است: «سیاست رسمی نظام این است که در تریبونهای رسمی... هیچگونه صحبت تندی که انسجام را بههم بزند صورت نگیرد... افرادی که با هر حرکتی انسجام را خدشهدار کنند، باید پاسخگو باشند».
قالیباف آماج حملات باند مقابل
در این میان، باند محمدباقر قالیباف که خود را در میانه میدان دیپلماسی و نظامیگری میبیند، به دفاع از رئیس مجلس و کلیت تیم مذاکرهکننده برخاسته است. روزنامه خراسان با حمله به بیبصیرتی جریان پایداری مینویسد: «این دار و دسته حتی به رئیس مجلس که همزمان با مسئولیت تیم مذاکرهکننده در عرصه میدان نیز در حال فعالیت است، رحم نمیکنند... محمدباقر قالیباف از ۱۹ سالگی تا الآن یک روز را برای خدمت به نظام از دست نداده است؛ حالا اما آماج تخریبها قرار گرفته است». این روزنامه تأکید دارد که عدم توفیق دیپلماسی نه از سر وادادگی، بلکه بهدلیل «اصرار تیم مذاکرهکننده بر خطوطی است که مقام رهبری اعلام کرده است».
هراس از فوران خشم عمومی
تعمیق و گسترش کشاکش بین باندها نشان میدهد که ساختار سیاسی حاکمیت در مواجهه با بحران معیشت-مذاکره با آمریکا و ادامهٔ پروپاگاندای جنگی برای روحیه دادن به نیروهای میدانی و نانخورهای نظام دچار قفلشدگی سیستمی شده است.
عامل دیگر هراس از فوران خشم انفجاری مردم است؛ موضوعی که روزنامه شرق با اشاره به حملات علیه پزشکیان به آن پرداخته و مینویسد: «چنین رفتارهایی چه موج نفرت و کینهای در جامعه ایجاد میکند و چه برق آتشینی بر مزرعه خشک نارضایتیهای معیشتی میزند، بهویژه آنگاه که صدا و سیما هم به آن دامن زند».