تاریخ سیاسی معاصر ایران، بار دیگر شاهد گشوده شدن صفحهیی خونین و در عینحال حماسی است. اعدام ۲مجاهد پاکباز، پویا قبادی و بابک علیپور، در روزهای آغازین سال ۱۴۰۵، بیانگر استمرار پیکاری است که دهههاست میان «اراده آزادی» و «ماشین سرکوب» جریان دارد. این رخداد تلخ، نه تنها تداوم خشونت عریان در فاشیسم دینی را برملا میکند، بلکه بر حقانیت مسیری گواهی میدهد که در آن، آگاهی و فدا، به یگانه سلاح در برابر این حاکمیت مرگآشام تبدیل گشته است.
اعدام؛ ابزار هراس یا اعتراف به استیصال؟
رژیم حاکم در شرایطی دست به اعدام این ۲فرزند شجاع خلق زد که پیشتر در دهم فروردینماه نیز، ۲مجاهد دیگر، محمد تقوی و اکبر دانشورکار را در زندان قزلحصار بهدار آویخته بود. این توالی اعدامها، پیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بازتابدهنده هراسی عمیق از گسترش کانونهای شورشی و نفوذ اندیشه مقاومت در لایههای تحصیل کرده و متخصص جامعه است.
پویا قبادی، مهندس برق ۳۳ساله و بابک علیپور، لیسانسیه حقوق ۳۴ساله، نمایندگان نسلی بودند که با وجود برخورداری از تخصص و موقعیتهای اجتماعی، آگاهانه مسیر دشوار مبارزه را برگزیدند. اتهام «مشارکت در عملیات مسلحانه» و «ضربه زدن به امنیت نظام»، در قاموس حقوقی رژیم، ترجمان واژگونهای از تلاش برای بازپسگیری حق حاکمیت ملی است. برای نظامی که امنیت خود را در گرو اختناق میبیند، هر گونه زیست آزادانه و هر بانگ حقطلبانهای، تهدیدی موجودیتی تلقی میشود.
سنت مقاومت؛ از ریشههای دهه ۶۰ تا آرمانهای امروز
خبرگزاری قضاییه با اشاره به سوابق خانوادگی بابک علیپور و فعالیتهای پدر وی در دهه ۶۰، ناخواسته به پیوستگی تاریخی این مبارزه اعتراف کرده است. این اشاره نشان میدهد که برخلاف ادعای حاکمیت مبنی بر نابودی اپوزیسیون، بذر آرمانخواهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و اکنون در کالبد جوانانی متجلی شده است که نه مرعوب شکنجههای قرونوسطایی میشوند و نه در برابر احکام ناعادلانه سر خم میکنند.
پویا قبادی که پیش از بازداشت نهایی در اسفند ۱۴۰۲، سابقه ۲بار دستگیری دیگر را نیز در کارنامه داشت، با شعار «ایستادهایم تا پایان»، بنبست تئوریک رژیم را به نمایش گذاشت. او و بابک، در آخرین پیامها و تصاویر خود از درون حصارهای اوین و فشافویه، عهد خود را با خون شهیدان پیشین، بهویژه بهروز احسانی و مهدی حسنی، تجدید کردند. این «تجدید عهد» حاکی از آن است که زندان برای این مجاهدین سربهدار، نه محلی برای انفعال، بلکه سنگری برای تکثیر انگیزه و آگاهی بوده است.
ابعاد بینالمللی و ضرورت خروج از انفعال جهانی
بازتاب گسترده این جنایت در رسانههای معتبری چون رویترز، آسوشیتدپرس و واشنگتنپست و همچنین هشدارهای پیشین عفو بینالملل درباره محاکمات بهشدت ناعادلانه تحت شکنجه، بیانگر آن است که وجدان بیدار جهانی نمیتواند چشم بر این قساوت سازمانیافته ببندد. با این حال، باید پرسید آیا محکومیتهای دیپلماتیک و گزارشهای حقوقبشری بهتنهایی کفایت میکنند؟
مقاومت ایران بارها از مراجع بینالمللی، از جمله کمیسر عالی حقوقبشر و شورای حقوقبشر ملل متحد، خواستار اقدام فوری برای توقف این ماشین کشتار شده بود. سکوت یا واکنشهای ضعیف جامعه جهانی در قبال این اعدامهای سیاسی، در عمل دست جلادان را برای ریختن خون معترضان و مبارزان بازتر میگذارد. اعدام پویا و بابک، فراخوانی است به تمامی نیروهای مترقی و نهادهای بینالمللی تا از مرحله «ابراز نگرانی» به مرحله «اقدام عملی» و پاسخگو کردن رژیم ایران در قبال جنایت علیه بشریت عبور کنند.
خونی جوشان که در رگهای زمان جاریست
بابک علیپور و پویا قبادی، با گامهای استوار به پای چوبه دار رفتند تا ثابت کنند که «حق زندگی» تنها در سایه «حق آزادی» معنا مییابد. آنها نه قربانی، بلکه رزمآورانی بودند که با نثار جان خویش، مرز میان تسلیم و پایداری را ترسیم کردند.
تصاویر لبخندهای آنان در زندان اوین در نوروز ۱۴۰۴، سندی است بر شکست اخلاقی و روانی زندانبان. اعدام این ۲مجاهد قهرمان، سوختبار جدیدی برای شعلهورتر شدن قیامهای آتی است.
بیگمان این ۲نام درخشان، در کنار دیگر شهیدان راه آزادی -بهمثابه ستارگانی در شب تاریک ایران- مسیر رسیدن به سپیدهدم را روشن نگاه خواهد داشت.